احسان حسینی در گفتوگو با ایسنا در خصوص تاثیرات انسداد تنگه هرمز بر بحران انرژی جهانی، اظهار کرد: جنگ فعلی نشان داد که ایران توان نظامی لازم برای اعمال مدیریت بر تنگه هرمز را دارد و همین موضوع یکی از مهمترین برگهای برنده ایران در این نبرد است. در حالی که دشمن ممکن است به برخی زیرساختهای ما حمله کرده باشد یا فرماندهان ما را هدف قرار داده باشد و به پیروزیهای تاکتیکی دست یافته باشد، پیروزی راهبردی و بزرگ ایران، در اختیار گرفتن مدیریت تنگه هرمز بوده است. پیروزیای که با هیچیک از این موفقیتهای تاکتیکی قابل مقایسه نیست.
این کارشناس حوزه انرژی با بیان اینکه در مقطع کنونی فشار ناشی از وضعیت تنگه هرمز در حال اثرگذاری بر ذخایر راهبردی نفت آمریکا است، عنوان کرد: آخرین ابزاری که آمریکا برای مدیریت بازار نفت در اختیار داشت، در حال از دست رفتن است و با ادامه این روند، طی یکی دو ماه آینده میتوان هزینههای سنگینی را از مسیر افزایش قیمت نفت، بنزین و هزینه خانوار بر آمریکا تحمیل کرد. چنین فشاری میتواند تنها به بازار انرژی محدود نماند و بر فضای سیاسی آمریکا نیز اثر بگذارد. افزایش قیمت انرژی و تورم ناشی از آن میتواند در نتایج انتخابات میاندورهای آمریکا تأثیرگذار باشد و حتی بحثهایی مانند استیضاح ترامپ را نیز در فضای سیاسی این کشور تقویت کند.
حسینی با تأکید بر اینکه اکنون زمان شتابزدگی در تصمیمگیری نیست، تصریح کرد: اگر مقاومت بیشتری نشان دهیم، میتوانیم تنگه هرمز را برای زمانی نگه داریم که برای آمریکا و ترامپ شرایط بدتری ایجاد شود و آنوقت امتیازات بیشتری بگیریم. ترامپ نیز اکنون از آخرین ابزارهای خود استفاده میکند، نباید کل امتیاز تنگه هرمز را در یک معامله عجولانه با ترامپ خرج کنیم؛ باید صبر کنیم تا در زمان مناسبتر، از این ظرفیت راهبردی بهره بیشتری ببریم.
وی با بیان اینکه انسداد یا محدودیت در تنگه هرمز تنها بر قیمت نفت اثر نمیگذارد، ادامه داد: اثر این موضوع بر افزایش قیمت انرژی، تورم جهانی و حتی بازار کالاهای اساسی کاملا روشن است. تنگه هرمز فقط مسیر عبور نفت نیست؛ عبور کودهای شیمیایی، برخی کالاهای استراتژیک و حتی کابلهای زیردریایی نیز از این مسیر اهمیت ویژهای دارد. بخش قابل توجهی از اینترنت جهانی نیز به زیرساختهایی وابسته است که از این آبراه عبور میکنند و هرگونه اختلال در آن، میتواند پیامدهایی فراتر از بازار انرژی داشته باشد.
حسینی در ادامه با رد این دیدگاه که تنگه هرمز فقط در مذاکره با آمریکا باید مورد توجه قرار گیرد، گفت: باید با همه کشورهایی که از این تنگه عبور میکنند، بهصورت موردی و بر اساس منافع متقابل معامله کرد. اینگونه نیست که فقط آمریکا طرف حساب باشد. هر کشوری که قصد عبور دارد، باید متناسب با رفتار و مواضعش، با ایران وارد تعامل شود. همانطور که ترامپ با کشورها بهصورت جداگانه درباره تعرفهها مذاکره میکرد و از آنها امتیاز میگرفت، در موضوع تنگه هرمز نیز میتوان چنین معادلهای را برقرار کرد. مثلا کشوری که مواضع خصمانه دارد، نباید انتظار عبور ساده و بدون هزینه داشته باشد؛ در مقابل، کشوری که در بازسازی زیرساختها کمک میکند یا در حوزه مالی و فاینانس همراهی نشان میدهد، میتواند از شرایط متفاوتی بهرهمند شود.
این کارشناس حوزه انرژی تأکید کرد: اگر کمی بیشتر صبر و مقاومت کنیم، میتوانیم فشار را به طرف مقابل منتقل کنیم و بازدارندگی خود را برای سالهای طولانیتر احیا کنیم. این یک فرصت راهبردی است که نباید با تصمیمهای عجولانه از دست برود. بنابراین در شرایط کنونی، حفظ و تقویت بازدارندگی در کنار صبر راهبردی، میتواند ابزارهای مؤثرتری در بلندمدت باشند.
وی ادامه داد: تأخیر در تشدید تنشها و اجتناب از اقدامات شتابزده، ضمن کاهش ریسکهای آنی، فرصتهای بیشتری را برای دیپلماسی و مدیریت هوشمندانه بحران فراهم میآورد و از هدر رفتن امتیازات راهبردی در موقعیتهای نامناسب جلوگیری میکند. در نهایت، تنگه هرمز نه تنها یک آبراه کلیدی برای انتقال انرژی، بلکه یک عامل تأثیرگذار بر ثبات اقتصادی و سیاسی جهان است و هرگونه تحول در آن، پیامی عمیق برای جامعه بینالمللی خواهد داشت.
انتهای پیام
