مهرداد جباری در یادداشتی به ایسنا با این عنوان که «چرا با وجود گسترش ابزارهای ارتباطی، مسئله ارتباط همچنان حل نشده است؟» نوشت؛ گسترش ابزارهای ارتباطی در دهههای اخیر، ارتباط را سریعتر و در دسترستر کرده است اما تجربه اجتماعی نشان میدهد که احساس نشنیده شدن و گسست ارتباطی همچنان پابرجاست. روز روابطعمومی و ارتباطات، فرصتی است برای بازاندیشی در این شکاف میان وفور پیام و فقر معنا.
۲۷ اردیبهشت که در تقویم رسمی ایران بهعنوان «روز روابطعمومی و ارتباطات» نامگذاری شده است، هر سال با مجموعهای از پیامهای تبریک و برنامههای نمادین همراه میشود؛ با این حال، این مناسبت میتواند فراتر از یک آیین تقویمی تلقی شود و به فرصتی برای تأمل انتقادی در وضعیت ارتباطات معاصر بدل شود.
تحولات فناورانه، امکان انتقال سریع و گسترده پیام را فراهم کردهاند اما این توسعه کمی الزاماً به ارتقای کیفیت ارتباط نیانجامیده است. انتقال پیام، بهتنهایی تضمینکننده فهم متقابل نیست. ارتباط زمانی معنا مییابد که پیام در زمینههای فرهنگی، اجتماعی و ذهنی مخاطب قابل تفسیر باشد و با تجربه زیسته او پیوند برقرار کند.
در بسیاری از سازمانها، روابطعمومی همچنان بر مبنای منطق ارسال پیام تعریف میشود؛ گویی انتشار اطلاعیه یا پاسخ رسمی، پایان فرایند ارتباط است. این نگاه خطی، ارتباط را به مسیری یکسویه تقلیل میدهد و مخاطب را به دریافتکنندهای منفعل محدود میکند. در حالیکه در فضای اجتماعی امروز، معنا در تعامل و گفتوگو شکل میگیرد، نه در تکرار پیامهای رسمی.
یکی از مسائل محوری ارتباطات معاصر، اشباع پیام است. حجم بالای محتوا، بدون توجه به زمینههای فرهنگی و اجتماعی، به فرسایش معنا منجر میشود. هنگامی که پیامها قادر به بازنمایی تجربه زیسته مخاطبان نباشند، بهتدریج اثرگذاری خود را از دست میدهند و به بخشی از هیاهوی روزمره فضای رسانهای تبدیل میشوند.
در این میان، اعتماد عمومی نقشی تعیینکننده دارد؛ اعتماد نه با ابزارهای ارتباطی تولید میشود و نه با تکنیکهای اقناعی کوتاهمدت؛ بلکه حاصل تداوم صداقت، سازگاری میان گفتار و عمل و پذیرش مسئولیت اجتماعی است. هرچه فاصله میان زبان رسمی و واقعیت اجتماعی افزایش یابد، هر پیام تازه با تردید بیشتری مواجه خواهد شد.
اگرچه شبکههای اجتماعی امکان واکنش و اظهار نظر را فراهم کردهاند، اما صرف حضور در این فضاها به معنای تحقق گفتوگوی واقعی نیست. در بسیاری از موارد، الگوی ارتباط یکسویه سازمانی در شبکههای اجتماعی نیز بازتولید میشود؛ پیامها منتشر میشوند، اما نقد و پرسش تأثیر معناداری در فرایند تصمیمگیری ندارند.
در ارتباطات حرفهای، شنیدن فعال، سکوت آگاهانه و پذیرش خطا از مؤلفههای کمتر دیدهشده اما اساسی ارتباط مؤثر هستند. پاسخگویی غیرشتابزده و مسئولانه، گاه بیش از واکنشهای فوری، به بازسازی رابطه و اعتماد کمک میکند.
اگر روز روابطعمومی به سطح بزرگداشت نمادین تقلیل یابد، کارکرد تحلیلی و انتقادی خود را از دست خواهد داد. این مناسبت میتواند فرصتی باشد برای بازنگری در زبان ارتباطی سازمانها و سنجش فاصله آن با زبان جامعه؛ سنجشی که بدون آن، ارتباطات سازمانی در سطح تولید محتوا باقی میماند.
در رویکردهای نوین ارتباطی، روابطعمومی نه بهعنوان فرآیندی برای مدیریت پیام، بلکه بهعنوان سازوکار استراتژیک مدیریت رابطه میان سازمان و جامعه تعریف میشود. تحقق این رویکرد مستلزم تحلیل نظاممند تحولات اجتماعی، حساسیت نسبت به زمینههای فرهنگی و واکنشپذیری نسبت به انتظارات متغیر ذینفعان است.
در نهایت، مسئله ارتباطات در جامعه امروز، کمبود ابزار یا کانال نیست؛ مسئله، فقر معنا و ضعف گفتوگوی واقعی است. تا زمانی که روابطعمومی بر افزایش حجم پیام متمرکز باشد، شکاف ارتباطی عمیقتر خواهد شد. ارتباط مؤثر از جایی آغاز میشود که سازمانها، پیش از سخن گفتن، مسئولیت شنیدن را بپذیرند.
انتهای پیام
