• شنبه / ۲۶ اردیبهشت ۱۴۰۵ / ۱۶:۳۷
  • دسته‌بندی: خراسان رضوی
  • کد مطلب: 1405022615266

یک تحلیلگر: تلاش ترامپ برای تحت فشار گذاشتن ایران از طریق چین، راه به جایی نمی‌برد

یک تحلیلگر: تلاش ترامپ برای تحت فشار گذاشتن ایران از طریق چین، راه به جایی نمی‌برد

ایسنا/خراسان رضوی واضح است در سفر دو روزه رئیس‌جمهور آمریکا به چین، بر خلاف آنچه که از اظهارات ترامپ برمی‌آمد، یک رویداد بزرگ تاریخی رقم نخورد، اما با توجه به این برهه مهم تاریخی که انتظار می‌رفت تنش‌های چین و آمریکا خودش را نشان دهد، در این سفر دو روزه به شکل شگفت‌انگیزی شاهد مدیریت تنش از سوی دو کشور بودیم.

در این سفر ترامپ با جمعی از مدیران ارشد فناوری و مالی آمریکا روانه پکن شد. این نشان می‌دهد که تصمیم‌گیرندگان چینی به درستی متوجه شده‌اند که برخلاف بسیاری از روسای جمهور واشنگتن، ترامپ عمدتاً از دریچه تجاری و معاملاتی به چین می‌نگرد، نه از منشور رقابت راهبردی بلندمدت. در این رابطه بسیاری بر این باورند که در این اجلاس به جای قراردادهای قطعی و بلندمدت، بیشتر شاهد توافق‌های نمادین و کوتاه‌مدت بودیم و حضور این میزان از غول‌های تجاری و فناوری فقط به سبب کنترل تنش‌های سیاسی میان پکن-واشنگتن بوده است.

در این سفر یکی دیگر از موضوعات اصلی تایوان بود. شکی نیست آمریکا نمی‌تواند به طور رسمی از حمایت تایوان دست بکشد؛ به رغم اینکه دو طرف سعی کردند در این سفر جدال لفظی نداشته باشند اما باز هم شاهد اخطارهای جدی شی بودیم. 

از طرف دیگر ترامپ نیز اعلام کرد که چین فروش سلاح به ایران را متوقف و از آمریکا سفارش بوئینگ داشته است. او همچنین مدعی شد موضع آمریکا و چین در قبال ایران، تا حد زیادی با یکدیگر منطبق است. اگر ترامپ نظر شی برای باز شدن تنگه هرمز را جلب کرده، از این پس شاهد چه رویکردی از چین در قبال تنگه هرمز، ایران و کشورهای عرب حاشیه خلیج خواهیم بود؟

حمید حکیم، تحلیلگر مسائل اوراسیا در گفت‌وگو با ایسنا سفر ترامپ به چین را حرکتی در راستای مدیریت تنش دو کشور دانست و اظهار کرد: چین در مسیری قرار دارد که روزبه‌روز نقش پررنگ‌تری در دنیا به خود می‌گیرد و آمریکا در تلاش برای حفظ هژمونی، به نتیجه دلخواهش نمی‌رسد. در شرایط کنونی که تنش پشت تنش در عرصه نظام بین‌الملل شعله می‌کشد، عدم اشاره دو طرف به نقاط مورد افتراق قابل پیش‌بینی بود. شاید اگر شرایط متفاوت بود، قضیه متفاوت می‌شد و طرفین در این دیدار بیشتر بر خواسته‌های خود پافشاری می‌کردند و هیزمی بر آتش تنش‌های سرکوب‌شده‌شان می‌ریختند. البته همین الان احتمال دارد جدال‌هایی در دیدار سران پشت درهای بسته صورت گرفته باشد.

وی با اشاره به حضور غول‌های تجاری و فناوری آمریکا در این سفر، اضافه کرد: وقتی دو طرف به دنبال مدیریت تنش هستند، معلوم است که تنش‌ها را کنار گذاشته و با تاکید بر موضوع مهم اقتصاد پشت میز می‌نشینند. به هر حال ترامپ به چین نگاه اقتصادمحور دارد و نقطه قوت چین در برابر ایالات متحده نیز توان رو به رشد اقتصادی آن است. اقتصاد موضوعی است که ضمن مورد اهمیت بودن برای دو طرف، کمتر چالش‌برانگیز است.

این تحلیلگر مسائل اوراسیا ادامه داد: اصولاً برای به ثمر نشستن مذاکرات، از همان ابتدا سراغ مسائل تنش‌زا نمی‌روند. بلکه محوریت اصلی را به موضوعات کلانی اختصاص می‌دهند که هر دو طرف اعتقاد دارند در راستای آن به دستاورد می‌رسند. لذا بحث اصلی اقتصاد بود، هرچند نهایتا مسائل سیاسی و دید برتری‌جویانه آمریکا از یک طرف و نگرش ضدهژمونی چین از طرف دیگر، مانع از رسیدن دو طرف به اهداف و دستاوردهای بلندمدت شد.

حکیم در خصوص جایگاه ایران در روابط چین و آمریکا، بیان کرد: از اظهارات مقامات چینی چنین برداشت می‌شود که همکاری با آمریکا برای آنان مهم است. این جاست که مسائل به دو دسته تقسیم می‌شود؛ مسائلی که مستقیماً به امنیت ملی چین معطوف است و مسائلی که در جهت تمامیت ارضی و منافع آن، اهمیت ثانویه دارد. در تعامل با آمریکا میان این دو دسته قرار می‌گیرد. مبحثی مانند «بازیگری پکن-واشتگتن در خاورمیانه و ایران» جزو دسته دوم قرار می‌گیرد. باید این واقعیت را پذیرفت که منافع چین در تعامل با آمریکا بسیار مهم‌تر از ایران است. مخصوصا تعاملات اقتصادی آن با آمریکا بیشتر از ایران بوده و دارای اهمیت بیشتری است.

وی اضافه کرد: اما از طرف دیگر، تلاش ترامپ برای متقاعدکردن شی جهت تحت فشار قرار دادن ایران شکست خورد. درست است که اولویت چین روابط با آمریکاست، اما بازیگر مهمی مانند ایران را هم نمی‌تواند نادیده بگیرد و بگذارد همه چیز به ضرر ایران رقم بخورد. ایران بازیگر مهمی است که در تقابل با هژمونی‌طلبی آمریکا، برای چین اهمیت و کاربرد بالایی دارد. لذا از اهرم ایران برای امتیازگیری علیه آمریکا استفاده می‌کند و به سادگی تهران را نمی‌بازد.

این تحلیلگر مسائل اوراسیا در خصوص ادعای ترامپ برای راضی کردن شی به مشارکت در باز کردن تنگه هرمز، اظهار کرد: کلا چین سعی می‌کند رویکرد کم‌تنش و خزنده‌ای در پیش گیرد. این کشور به مسائلی که باعث ضربه به اقتصادش می‌شود، ورود نمی‌کند. در خلیج‌فارس نیز چین خزنده عمل کرده و در آینده هم همینطور پیش می‌رود تا از آنچه به منافعش لطمه می‌زند، دوری کند.

وی با بیان اینکه چین در قبال تنگه هرمز همچنان به طرح یک سری توصیه‌های لفظی ادامه می‌دهد، گفت: چین تعاملات خوبی با کشورهای حاشیه عربی خلیج فارس و ایران دارد. هرچند معاملاتش با ایران کمتر است، اما سعی می‌کند بین طرفین توازن ایجاد کند. پس گام‌هایی که بر می‌دارد، در راستای کاهش تنش و در جهت تامین منافع خودش است. مثلا در جنگ ۱۲ روزه و رمضان هیچ موضع شدیدی در برابر طرف‌های ایران، آمریکا و سایر کشورهای دخیل نگرفت، بلکه فقط طرف‌ها را به خویشتنداری دعوت کرد. 

این تحلیلگر مسائل اوراسیا ادامه داد: لذا در رابطه با تنگه هرمز نیز چین فقط توصیه ارائه می‌دهد و طرفین را به خویشتنداری و باز کردن تنگه هرمز دعوت و یادآوری می‌کند این تنگه آبراه مهمی است که باید کشتی‌ها در آن تردد داشته باشند. به نظرم چین به همین روال پیش می‌رود، مگر اینکه اتفاقی از طرف ایران، آمریکا و بقیه کشورها رخ دهد که به منافعش لطمه بزند و آن را به اتخاذ موضع شدیدتری وادار کند.

حکیم با اشاره به دیدارهای بین‌المللی چند وقت اخیر با شی از ایران و آمریکا گرفته تا روسیه طی روزهای آتی، عنوان کرد: چین از بازیگران قدرتمند جهانی است که از مسائل پرتنش اخیر خودش را دور نگاه داشته و آنقدر اهمیت بالایی دارد که مقصد رهبران سیاسی و اقتصادی جهان باشد. با این وجود، آیا این دیدارها روابط کشورها با چین را دگرگون می‌کند؟ پاسخ خیر است. این دیدارها در چند سال گذشته تأثیر چندانی در روابط چین با سایر کشورها نمی‌گذارد. تنها موضوع تاثیرگذار همان رویدادهای ناگهانی منطقه‌ای است که چین را برای پیشبرد منافعش ملزم به تغییر در رفتار کند. به نظر من هنوز چین به این نقطه نرسیده است.

وی با تاکید بر اینکه هر لحظه ممکن است تنش‌های آمریکا و چین تشدید شود، اضافه کرد: چین روابط خیلی بهتری با پوتین دارد تا وزرا و روسای جمهور آمریکا. تنش‌های میان چین و آمریکا از بین نمی‌رود. اصل داستان، تایوان و ایران و تنگه هرمز نیست، بلکه اینها اهرم فشار هستند. موضوع اصلی همان نگاه چین به عنوان قدرت نوظهور است که نقطه اصلی تقابل چین و آمریکاست. لذا ایران و روسیه همچنان در راستای تقابل میان پکن-واشنگتن برای چین دارای اهمیت هستند.

انتهای پیام