• یکشنبه / ۲۷ اردیبهشت ۱۴۰۵ / ۱۰:۳۵
  • دسته‌بندی: تهران
  • کد مطلب: 1405022715589

/یادداشت/

روابط‌عمومی‌ها از پویش «۳۲ میلیون جان‌فدا» درس امیدآفرینی بگیرند

روابط‌عمومی‌ها از پویش «۳۲ میلیون جان‌فدا» درس امیدآفرینی بگیرند

ایسنا/تهران کارشناس ارتباطات و روابط‌عمومی، به مناسبت ۲۷ اردیبهشت (روز جهانی ارتباطات و روز ملی روابط‌عمومی) با اشاره به پویش مردمی «جان‌فدا» و ثبت مشارکت نزدیک به ۳۲ میلیون ایرانی، سه راهبرد را برای مدیریت پسابحران در روابط‌عمومی سازمان‌ها پیشنهاد کرد.

مهدی مقاری در یادداشتی که در اختیار ایسنا قرار داده، آورده است:

پس از وقوع هر بحران، فوران احساسات جمعی، سرگردانی افکار عمومی و هجوم روایت‌های رقیب، صحنه‌ای آشفته می‌آفریند. در چنین شرایطی، روابط عمومیِ کارآمد، سازمانِ وابسته را از «مدیریت واکنش» فراتر می‌برد و به «هدایت سرمایه‌های اجتماعی» رهنمون می‌شود. غایت این هدایت، جز بازآفرینی امید و انسجام ملی نیست.

ملت ایران در حافظهٔ تاریخی خود، دو آزمون دشوارِ جنگ تمام‌عیار تحمیلی در سال گذشته را ثبت کرده است؛ جنگ‌هایی که از سوی قلدرترین ارتش‌های جهان بر این سرزمین تحمیل شد و ایرانیان، نه با سلاح صِرف، که با «ارادهٔ جمعی» در آنها به توفیق دست یافتند. نقطهٔ اوج این ارادهٔ جمعی، زمانی رخ نمود که رهبری این ملت، در مسیر استقلال و امنیت ایران، سرمایهٔ هستی خود را در طبق اخلاص نهاد، تن به جان‌فشانی داد و به فیض عظیم شهادت رسید.

پاسخ ملت، پویشی شد به نام «جان‌فدا». شرکتی خودجوش و ملی که با مشارکت قریب سی‌ودو میلیون نفر از مردم ایران، رقمی کم‌نظیر و گویا را به ثبت رساند. این مشارکتِ عظیم، یک آمار خشک نیست؛ بلکه «اخلاق عمومیِ» جامعه‌ای است که نشان داد پشت سرِ آرمان‌های مشترک خود، با شور و شعورِ یکپارچه می‌ایستد.

با این وصف، روابط عمومی در عصر پسابحران برای تحقق مأموریتِ امیدآفرین خود، باید سه راهبرد را در دستور کار قرار دهد:

نخست: اسطوره‌سازی از ظرفیت‌های ملی که کارگزارانِ رسانه‌ای به جای پرداختن به شکاف‌های مرسوم، از «زبانِ ما» استفاده کنند. بگویند: آن هنگام که سیل آمد، آن دم که موشک بارید، آن روز که رهبر جان فدا کرد و ملت رقمِ نزدیک ۳۲ میلیون را زد، ما ایرانیان پیوندی ناگسستنی یافتیم. 

دوم: روایتِ «پساوَردِ» پیروزی که هر بحران، در کنار خسارات خود، دریچه‌ای به سوی همبستگی می‌گشاید. روابط عمومی موظف است این دریچه را به تصویر بکشد. تکرارِ خاطرهٔ پویش «جان‌فدا» در بحران‌های بعدی، تذکری است به تمامی نهادها و مردم که «ما پیش از این نیز از دلِ خطر، افتخار آفریده‌ایم».

سوم: خلق آیین‌های جمعیِ یادآور که باید یک روز ملی، یک پویش فصلی یا یک نماد رسانه‌ای (مثلاً «۳۲ میلیون ثانیه نیایش») طراحی شود تا هر بار ذیل آن، ارزش‌های مشترک از جمله فداکاری، ایثار و وحدت مرور گردد. چنین آیین‌هایی، روحیهٔ انسجام و اشتراکات ملی را به عادت جمعی بدل می‌سازد.

اهمیت این رویکرد زمانی رخ می‌نماید که بدانیم دشمنانِ ایران، هراس بزرگ‌شان از «اتحاد ملی» است. بدین جهت، رسانه‌های معاند همواره کوشیده‌اند پویشی به گستردگی «جان‌فدا» را نادیده بگیرند یا در بوتهٔ تحریف بسپارند. اما عدد ۳۲ میلیون، همچون حقیقتی سربلند، بر تارک حافظهٔ جمعی می‌درخشد و هر روایتِ تفرقه‌افکنی را نقش بر آب می‌سازد.

وظیفهٔ امروزِ ما به‌عنوان دست‌اندرکاران روابط عمومی، رسانه یا فرهنگ، آن است که این میراث ارزشمند را به زبانی اداری، ادبی و مستند، در متن بیانیه‌ها، پیام‌های سازمانی، سخنرانی‌ها و تولیدات محتوایی بازتاب دهیم. باید از خطاب قرار دادنِ یکپارچهٔ مردم برای انتقال این پیام بهره گیریم که:
ایرانِ جان‌فدا، با تکیه بر خاطراتِ پیروزی‌های مشترک و با الهام از پویشِ ۳۲ میلیونیِ وفاداری، هر گردنهٔ دشوار را نیز پشت سر خواهد گذارد. بدانید که بحران، شروع نابودی نیست؛ فرصتی است برای یادآوری این که «ما» چقدر توانسته‌ایم بزرگ باشیم. ایران زنده است، چون «ما» زنده‌ایم.

انتهای پیام