پیروز حناچی شامگاه شنبه ۲۶ اردیبهشتماه در نشست مجازی «رد زخم در معماری و شهرسازی» با موضوع «شناخت و تداوم ارزشها در دوره معاصر دفاع و پس از دفاع» که به همت دانشگاه فردوسی مشهد برگزار شد، با اشاره به نقش برخی چهرههای اثرگذار در نهضت مشروطه، اظهار کرد: شخصیتهایی همچون میرزا جهانگیرخان شیرازی، ملکالمتکلمین و فعالان مطبوعاتی و سیاسی در شکلگیری فضای آزادیخواهی و مطالبه قانون در ایران نقش مهمی داشتند. همچنین مطبوعات در این دوره تأثیر تعیینکنندهای ایفا کردند و روزنامه «صوراسرافیل» با همکاری علیاکبر دهخدا و میرزا جهانگیرخان شیرازی به یکی از مهمترین تریبونهای آزادیخواهانه تبدیل شده بود.
وی با اشاره به برخی رویدادهای تاریخی مرتبط با دوران مشروطه افزود: بررسیهای تاریخی در محدوده باغشاه تهران نشان میدهد این منطقه با وقایع مهم دوران انقلاب مشروطه ارتباط داشته است؛ دورهای که از اواخر سلطنت مظفرالدینشاه قاجار آغاز شد و تا پایان حکومت محمدعلیشاه ادامه یافت. این دوره با دو مرحله «استبداد کبیر» و «استبداد صغیر» شناخته میشود.
این کارشناس معماری ادامه داد: هدف اصلی نهضت مشروطه محدود کردن قدرت مطلقه شاه و مشروط کردن آن به قانون و اراده مردم بود. در آن دوران برخی از فعالان سیاسی و فکری در برابر استبداد مقاومت کردند و تسلیم نشدند. در جریان تحولات آن دوره، گروهی از آزادیخواهان پس از پناه بردن به خانه آیتالله بهبهانی و سپس منزل یکی از فعالان مطبوعاتی، توسط نیروهای قزاق بازداشت و به باغشاه تهران منتقل شدند.
حناچی افزود: میرزا جهانگیرخان شیرازی و ملکالمتکلمین از چهرههای برجسته نهضت مشروطه بودند. جهانگیرخان از فعالان مطبوعاتی و از دستاندرکاران روزنامه «صوراسرافیل» بود و ملکالمتکلمین نیز بهعنوان یکی از خطیبان برجسته، در سخنرانیهای خود از آزادی و قانون سخن میگفت.
وی با اشاره به واقعه توپ بستن مجلس در دوم تیرماه ۱۲۸۷ اظهار کرد: پس از صدور فرمان مشروطه و با به سلطنت رسیدن محمدعلیشاه، تنش میان نیروهای استبداد و مشروطهخواهان افزایش یافت و در نهایت نیروهای قزاق به فرماندهی یک افسر روسی مجلس شورای ملی را در میدان بهارستان به توپ بستند. آزادیخواهان پس از مقاومت در مسجد سپهسالار شکست خوردند. پس از این وقایع، گروهی از مشروطهخواهان به خانه سید حسن، مدیر روزنامه عبدالمتین رفتند، اما نیروهای قزاق آن خانه را نیز محاصره کردند و افراد حاضر دستگیر شدند. همچنین ملکالمتکلمین و میرزا جهانگیرخان پس از انتقال به باغشاه، بدون برگزاری دادگاه و به دستور محمدعلیشاه به قتل رسیدند.
استاد معماری دانشگاه تهران با اشاره به اهمیت حفظ حافظه تاریخی در شهرها گفت: در بسیاری از کشورها تلاش شده آثار و نشانههای وقایع مهم تاریخی حفظ شود. بهعنوان نمونه، در شهر پراگ یادمانی برای «یان پالاخ» دانشجویی که در اعتراضات سال ۱۹۶۹ خود را به آتش کشید، در محل وقوع حادثه ایجاد شده است. حتی اگر امکان بازسازی کامل آثار تاریخی وجود نداشته باشد، میتوان با استفاده از راهکارهای معماری و شهری، رویدادهای تاریخی را برای مردم قابل درک و فهم نگه داشت.
حناچی خاطرنشان کرد: شهرها همواره در حال تغییر هستند و رویدادهای مختلفی را تجربه میکنند. اگر با نگاه حفاظت از حافظه تاریخی به شهر نگاه شود، میتوان ارزشها و رویدادهای مهم را در زندگی امروز نیز زنده نگه داشت. حتی در شهرهایی که در جریان جنگ یا حوادث آسیب دیدهاند، میتوان بخشی از آثار تخریبشده را به عنوان نشانهای تاریخی حفظ کرد تا مردم همواره به یاد داشته باشند چه اتفاقی در آن مکان رخ داده است؛ رویکردی که در بسیاری از شهرهای جهان از جمله برلین تجربه شده است.
معماری پس از بحران، روایتگر امید و زندگی دوباره است
در ادامه این نشست، محمدجواد مهدوینژاد، استاد معماری دانشگاه تربیت مدرس با اشاره به مفهوم «شهر سیمرغ» اظهار کرد: این مفهوم ناظر بر ایدهای است که پس از یک آسیب بزرگ، مجموعهای شهری دوباره ساخته میشود و به مکانی ماندگار تبدیل میگردد؛ شهری که پس از حادثهای بزرگ دوباره جان میگیرد و به تاریخ بازمیگردد. ملت ایران بارها چنین تجربهای را پشت سر گذاشته و هر بار قدرتمندتر از گذشته به زندگی بازگشته است. پس از جنگهای بزرگ، معماری تنها به بازسازی کالبدی شهرها محدود نمیشود، بلکه بازسازی روح جمعی جامعه را نیز دنبال میکند.
وی با اشاره به پیامدهای شکلگیری آثار معماری پس از جنگها اظهار کرد: این آثار از یک سو بهعنوان بخشی ارزشمند از میراث معماری معاصر شناخته میشوند و از سوی دیگر به عامل تحرک و توسعه در شهر و کشور تبدیل میشوند. یکی از مهمترین ویژگیهای معماری پس از جنگ، تبدیل ویرانی به نماد زندگی دوباره است؛ به این معنا که فضاهای آسیبدیده به مکانی برای تعامل اجتماعی، فرهنگی و سرزندگی شهری تبدیل شوند.
این کارشناس معماری با اشاره به اهمیت مفاهیمی همچون نور، شفافیت و رابطه فضای درون و برون در معماری پس از جنگ افزود: بحران میتواند بستری برای ارتقاء کیفیت معماری فراهم کند. مفاهیمی همچون صلح، حافظه تاریخی و آینده سبز در کنار یکدیگر معنا پیدا میکنند و توجه به حافظه تاریخی میتواند مسیر حرکت به سوی آیندهای ارزشمندتر را فراهم کند.
مهدوینژاد خاطرنشان کرد: همه آنچه ساخته میشود بخشی از یک فرآیند تاریخی است و از همین منظر، معماری معاصر میتواند میراثی برای آینده باشد. بنای رایشتاگ در برلین یکی از مشهورترین نمادهای بازسازی پس از جنگ و حرکت از ویرانی به آبادی است. این بنا پس از آسیبهای گسترده در جنگ جهانی دوم و سالها متروکه ماندن، با رویکردی جدید بازطراحی شد. در طراحی مجدد این ساختمان، مفاهیمی همچون شفافیت، نور و زندگی دوباره مورد توجه قرار گرفت و گنبد شیشهای آن به نماد شفافیت دموکراسی و آینده آلمان تبدیل شد.
وی گنبد یادبود صلح هیروشیما را نمونهای دیگر از این رویکرد دانست و بیان کرد: این مجموعه با تبدیل خاطره ویرانی اتمی به آگاهی جهانی، تلاش کرده مفهوم سوگواری را به پیامی برای صلح و حافظه تاریخی تبدیل کند. معماری در شرایط پس از بحران میتواند سوگ را به آگاهی جمعی تبدیل کرده و مفاهیمی همچون مقاومت، صلح و زندگی دوباره را برای نسلهای آینده حفظ کند. ملت ایران بارها از دل ویرانیها برخاسته و شهرهایی ساخته است که علاوه بر تأمین نیازهای مادی، به بازسازی روح جمعی جامعه نیز کمک کردهاند.
استاد معماری دانشگاه تربیت مدرس تصریح کرد: آنچه از معماری پس از بحران باقی میماند، تنها ساختمانها نیست، بلکه پیامهایی از امید، مقاومت و زندگی دوباره است که به میراثی ماندگار برای نسلهای آینده تبدیل میشود.
انتهای پیام
