• چهارشنبه / ۳۰ اردیبهشت ۱۴۰۵ / ۱۵:۵۳
  • دسته‌بندی: پژوهش
  • کد مطلب: 1405023018130

رئیس سابق پژوهشگاه میراث فرهنگی:

ایران سرزمین بی‌قراری است/ در ۷۰ سال اخیر به جای حل مسئله، مشکل حل کردیم

ایران سرزمین بی‌قراری است/ در ۷۰ سال اخیر به جای حل مسئله، مشکل حل کردیم

رئیس سابق پژوهشگاه میراث فرهنگی با بیان این‌که ایران سرزمین بی‌قراری است، گفت: ما ایران را بدون درک «زمینه» توسعه داده‌ایم، مانایی ایران زمانی محقق می‌شود که ما به زمینه ایران و شناخت اتکا کنیم.

به گزارش ایسنا، سید محمد بهشتی در نشست علمی-تخصصی با عنوان «ایران مانا، با ملتی دانا و توانا» که امروز، چهارشنبه ۳۰ اردیبهشت در مرکز پژوهش‌های توسعه و آینده‌نگری برگزار شد، در بحثی با عنوان توسعه و ایران با اشاره به انتقاد از این‌که در بسیاری از رشته‌ها «پرسش از ایران» غایب است، گفت: در بسیاری از رشته‌ها اساساً پرسش از ایران وجود ندارد، در حالی که در همه مقولات و رشته‌ها این پرسش مطرح شود، حتی در روانپزشکی نیز باید به موضوع ایران و ایرانی بودن توجه داشت.

وقوع ۱۲۰۰ مورد جنگ در تاریخ ایران

وی ایران را «سرزمین بی قراری» توصیف کرد و گفت: ایران سرزمینی سرشار از بحران‌های تاریخی و طبیعی در دوران‌های مختلف بوده است. تنها در سال ۱۳۹۸ حدود ۵ هزار و ۸۰۰ رویداد مخرب اتفاق افتاد و در طول تاریخ ۱۲۰۰ مورد جنگ گزارش شده است. تصور نمی‌کنم کشور دیگری تا این مقدار شاهد جنگ بوده باشد. همچنین ایران صحنه بروز دین‌ها و آئین‌های مختلف بوده و قرائت های مختلف اسلام نیز در ایران کشمکش داشته‌اند.

عضو هیئت‌علمی پژوهشگاه میراث فرهنگی با بیان این‌که «جامعه ایران همواره از بحران‌ استقبال کرده است»، ادامه داد: در روانپزشکی صحبت از «تروما» می‌شود در صورتی که به نظر می رسد ایرانیان با بحران خو گرفته‌اند. برای مثال؛ امروز اطلس نقاط زلزله‌خیز و سیل‌خیز وجود دارد. بررسی که می‌کنیم شاهد این هستیم که هرجا زلزله‌خیزتر است، سیل‌خیزتر نیز هست و هر جا مخاطرات بیشتر است، جمعیت بیشتری در آن زندگی می‌کنند. به نظر می‌رسد ایرانیان اصرار داشتند در آن منطقه زندگی کنند. به همین دلیل است که عنوان می‌کنم جامعه ما از بی‌قراری استقبال کرده است. در این زمینه تروما چه معنایی دارد؟ بنابراین باید در همه رشته‌ها پرسش از ایران را مد نظر قرار دهیم.

وی با تاکید بر مفهوم «زمینه» گفت: در ۷۰ سال اخیر نوعی احساس استغنا و بی‌نیازی از پرسش از ایران به عنوان «زمینه» داشته‌ایم. در حالی که امروز  شناخت ما از جزئیات فنی طبیعت بیشتر شده، اما فهم ما از زمینه کاهش یافته است. از دستاوردهای تمدن بشری از جمله هوش مصنوعی استفاده می‌کنیم ولی به زمینه بی‌توجه بوده‌ایم.

بهشتی با بیان این‌که ما به امتناع از زمینه مبتلا شدیم، ادامه داد: میزان شناختی که نسبت به زمینه هر موضوع داریم هزاران برابر ۷۰ سال قبل است ولی در مورد این زمینه چیزی نمی‌دانیم.

تهران را در پرمخاطره‌ترین بخش‌ها توسعه دادیم

وی با ذکر مثالی از زیست در شهر تهران گفت: ما در گذشته قبل ایجاد سازمان زمین‌شناسی و ... گسل‌های شهر تهران را نمی‌شناختیم ولی الان اطلاعات دقیق داریم، قبل از ایجاد سازمان هواشناسی اطلاعی از ۷ رود دره تهران نداشتیم ولی الان روز به روز در مورد زمان طغیان، حجم آب و ... می‌دانیم. الان ۲ تهدید بزرگ تهران که گسل شمال تهران و رود دره‌های تهران است را می‌شناسیم ولی در این ۷۰ سال، شهر تهران را دقیقاً روی همین گسل‌ها در منطقه نیاوران و در پیشانی ۷ رود دره گسترش دادیم!

رئیس سابق پژوهشگاه میراث فرهنگی با اشاره به تاریخچه شهر شدن تهران گفت: در زمان شاه طهماسب تصمیم می‌گیرند که یکی از ۳۰۰ روستای دشت تهران را شهر کنند، آن منطقه و تهران زمان شاه طهماسب، دورترین محل نسبت به گسل‌ها و امن‌ترین جا نسبت به مسیل‌ها بود. بزرگ‌ترین زلزله تهران در زمان مظفرالدین شاه اتفاق افتاد، ولی بررسی‌ها نشان می‌دهد که هیچ نشانه‌ای از تخریب در تهران آن زمان وجود ندارد و نمونه آن کاخ گلستان است که آسیبی ندیده است. ما این سال‌ها منتظر رخداد لرزه‌ای مانند همان زلزله هستیم ولی پیش‌بینی خسارات بیشتری داریم.

وی تاکید کرد: ما امروز در مورد زمین دشت تهران خوب می‌دانیم ولی زمینه آن را نمی‌شناسیم. این سوال است که زمان شاه طهماسب چطور بهترین مکان را برای شهر تهران تشخیص دادند ولی ما با اطلاعات فراوان تشخیص درستی ندادیم و با طرح‌های توسعه‌ای تهران را گسترش دادیم؟

بهشتی اظهار کرد: ما چند هزار سال فرصت داشتیم پیدا کنیم کدام مناطق قابل زیست نیستند ولی امروز به اتکای تکنولوژی می‌خواهیم مناطق را قابل زیست کنیم. این کار شدنی است ولی هزینه آن بسیار زیاد می‌شود. در همه ایران همین‌ کار را انجام دادیم.

چرا در سواحل خلیج فارس رونق زیست وجود نداشته است؟

وی با اشاره به موضوع انتقال پایتخت گفت: بررسی که می‌کنیم، می‌بینیم که در طول تاریخ در سواحل خلیج فارس شهرهای زیادی نبوده است ولی ما هیچ وقت این پرسش را نداشتیم که چرا در سواحل خلیج فارس رونق زیست وجود نداشته است؟ این نبوده که قدیمی‌ها چیزی نفهمند ولی ما چنین سوالی نمی‌پرسیم.

عضو هیئت‌علمی پژوهشگاه میراث فرهنگی با تاکید بر اینکه باید به تجربه زیسته ایرانیان در این سرزمین اعتماد داشت، گفت: ۸۰ درصد مسیرها در کشور مبتنی بر مسیرهای تاریخی است و ۲۰ درصد مسیرهای جدید است. مسیرهای تاریخی همواره کوتاه‌تر، امن‌تر و هموارتر بودند. برای مثال؛ مسیر ساسانی تهران - کاشان ۲۰ کیلومتر کوتاه تر است، مسیر تاریخی شوش به همدان ۱۳۵ کیلومتر کوتاه‌تر است. مسیر تاریخی تهران به مازندران از مسیر فیروزکوه بوده است. مقایسه کنیم با جاده هراز تفاوت آن از نظر امنیت مشخص است. در جاده هراز احتمال ریزش کوه بیشتر است. چگونه ما با اطلاعات بیشتر مسیرهایی می‌سازیم طولانی تر، ناامن تر و ناهموارتر؟

تهران در یک جستجوی هزار ساله به عنوان پایتخت انتخاب شده 

وی تاکید کرد: اگر ما زمینه را می‌شناختیم به راحتی صحبت از انتقال پایتخت نمی‌کردیم. تهران در یک جستجوی هزار ساله به عنوان پایتخت انتخاب شده است. در هر امری با اصول و فروع مواجه هستیم، اصول از ثبات برخوردار هستند ولی فروع تغییر می‌کنند ولی در ۷۰ سال اخیر فقط فروع برای ما مهم بوده است. ما در سرزمینی بی‌قرار زندگی می‌کنیم که مملو از ناآرامی است باید به این مسائل توجه داشته باشیم.

بهشتی با اشاره به تجربه قنات‌سازی ایرانیان گفت: ما آثار ۱۴۰ هزار رشته قنات را در ایران داریم که به اندازه چندین بار رفت و برگشت به ماه است؛ از این ۱۴۰ قنات حتی ۴۰ قنات نیز اشتباه نشده است که به آب نرسد. در آن دوران با چه تمهیداتی می‌توانستند این اقدام را انجام دهند؟ حفر قنات اردکان سه نسل طول کشیده است تمام ثروت و دارایی خود برای آن صرف می‌کردند و اگر اشتباه می‌کردند تمام دارایی و ثروت خود هدر می‌دادند. این کار بدون اندیشه نبوده است.

در ۷۰ سال اخیر به جای حل مسئله فقط مشکل حل کردیم

وی خاطر نشان کرد: وقتی زمینه را می‌شناختیم همواره متوجه بودیم که باید مسئله حل کنیم نه اینکه مشکل برطرف کنیم و می‌دانستیم که در هر زیستگاه برای زیست‌پذیر شدن باید معادله چندمجهولی حل کنیم. در حالی که در طول ۷۰ سال اخیر فقط مشکل حل کردیم.

بهشتی به دشت خوزستان اشاره کرد و گفت: دشت خوزستان یک صخره عظیم است که چند رودخانه در آن جریان دارد. در اثر طغیان رودخانه‌ها خاک‌ها رسوب کرده و زمین حاصلخیز ایجاد شده است. این خاک کمی نیز نمک‌دارد که اگر این خاک از بالا ابیاری نشود، تبدیل به نمکزار می‌شود. طغیان سالانه رودخانه‌ها سبب می‌شد رطوبت نمک را پایین ببرد و یک لایه خاک جدید روی زمین بیاید. این مکانیزم طغیان رودخانه‌ها چرخ این منطقه را می‌چرخانده است.

وی ادامه داد: در دشت خوزستان هیچ محل مسکونی نداریم و تا دوره ناصری در این جلگه هیچ اثری از شهر دیده نمی‌شود اهواز شهری است که در دوره ناصرالدین شاه ساخته شده است. در آن منطقه آب دریا جذر و مد می‌کند، آب شور پایین می‌رود آب شیرین بالا می‌ماند، از طریق کانال‌هایی در زمان جذر و مد آب شیرین را به نخلستان‌ها می‌رساندند و بزرگترین نخلستان ها را ایجاد کردند. از زمانی رودخانه را تهدید ‌دیدند و روی رودخانه‌ها سد زدند، امروز در خوزستان دیگر سیل نمی‌آید. آب دریا به خشکی نفوذ کرد و تا کیلومترها آب شیرین در دریا نداریم. این‌گونه نخلستان‌ها با آب شور دریا خشک شدند. و امروز در استانی که یک ششم آب شیرین کشور در آن جریان داشت، تبدیل به استانی شد که مردم آن مشکل آب دارند.

عضو هیئت‌علمی پژوهشگاه میراث فرهنگی خاطر نشان کرد: مانایی ایران زمانی محقق می‌شود که ما به زمینه ایران و شناخت اتکا کنیم. ایران سرزمین بی‌قراری است ولی در تمام مسائل توسعه‌ای، ما ایران را یک کشور پایدار و stable دیده‌ایم. بنابراین ما اول باید نگاه خودمان را درست کنیم تا بتوانیم ایران را درست کنیم.

انتهای پیام