به گزارش ایسنا، «آماندا تائوب»، تحلیلگر ارشد رسانه آمریکایی «نیویورک تایمز»، در ارزیابی اینکه چطور ایران توانست در نهایت در روند جنگ تحمیلی آمریکایی-صهیونیستی دست بالا را داشته باشد، نوشته است در حالی که نظام ایران در اوایل جنگ تحمیلی آمریکایی-صهیونیستی هدف موجی ازترورهای هدفمند مقامهای ارشد خود توسط دشمنان قرار گرفت، توانست ورق را به نفع خود و به ضرر دشمنانش برگرداند و آنها را در یک بنبست قرار دهد.
این تحلیلگر معتقد است: «از اواسط ماه مارس، ایران کنترل تنگه هرمز، یک آبراه بینالمللی حیاتی برای تجارت نفت و گاز جهان، را حفظ کرده و توانسته است حملات ایالات متحده و اسرائیل به صنعت انرژی خود را محدود کند. ایران حتی توانست ترامپ، رئیس جمهور آمریکا را وادار کند تا جنگ اسرائیل در لبنان علیه حزبالله تحت حمایت ایران، را مهار کند.»
نیکول گراجوسکی، پژوهشگر ارشد سیاست خارجی ایران در مرکز مطالعات بینالملل پاریس، در این خصوص میگوید: «بیتردید، ایران در این میدان دست بالا را دارد. به نظر میرسد آمریکا در حال حاضر درمانده و سرگردان است.»
به باور تحلیلگر نیویورک تایمز، «این واقعیت در نگاه اول غافلگیرکننده به نظر میرسد، چراکه آمریکا قدرتمندترین نیروی نظامی جهان را در اختیار دارد در حالی که ارتش ایران هر چند که یک قدرت منطقهای است به لحاظ آمار و ارقام به پای ارتش آمریکا نمیرسد. اما جنگ هرگز در انزوا رخ نمیدهد و به آن سادگی که ممکن است به نظر برسد نیست.
«اجبار مثلثی»؛ ابتکار راهبردی ایران
«دن سوبلمن»، استاد دانشگاه عبری بیتالمقدس و نظریهپرداز حوزه بازدارندگی، در تشریح راهبرد ایران میگوید: ایران برای کسب برتری بر یک ارتش متخاصم قدرتمندتر از خود، از روشی بهره برده است که در نظریه بازیها «اجبار مثلثی» نامیده میشود.
در این راهبرد، یک کشور قدرتمند به طور مستقیم به چالش کشیده نمیشود، بلکه با حمله به یک طرف ثالث آسیبپذیرتر – که بر روی دشمن اصلی اهرم فشار دارد – میدان نبرد تغییر میکند. در اینجا، این طرف ثالث، کشورهای حاشیه خلیج فارس هستند که از یک سو از نظر نظامی آسیبپذیر و از سوی دیگر برای اقتصاد آمریکا حیاتیاند. حملات ایران علیه آنها در روزهای ابتدایی جنگ با ترکیب با بستن موثر تنگه هرمز تا کنون اجازه دستیابی آمریکا و اسرائیل به پیروزی را نداده است.
به باور تحلیلگر نیویورک تایمز، این راهبردی است که نه فقط میتواند تاثیراتی بلند مدت را بر نتیجه جنگ و نقش ایران در خاور میانه رقم بزند بلکه همچنین باعث محدودیت قدرت آمریکا در جاهای دیگر نیز خواهد شد.
چگونه اهرم فشار ایران شکل گرفت؟
تنها چند روز پس از آغاز جنگ تحمیلی علیه ایران در ۹ اسفند ۱۴۰۴، ایران با هدف قرار دادن کشتیهای دشمن متخاصم در تنگه هرمز، عملا این گذرگاه باریک (که ۲۰ درصد نفت جهان از آن عبور میکند) را به روی کشتیرانی بینالمللی بست. اما نقطه عطف اصلی در تاریخ ۲۸ اسفند رقم خورد.
در آن روز، رژیم صهیونیستی میدان گازی «پارس جنوبی» را بمباران کرد. پاسخ ایران قاطع و هوشمندانه بود: بمباران تأسیسات عظیم «راس لفان» در قطر و حملات پهپادی به پالایشگاههای عربستان و کویت.
به گفته پروفسور سوبلمن، این پاسخ متقابل «یک معادله جدید» را خلق کرد: «اگر رژیم صهیونیستی یا آمریکا به تاسیسات انرژی ایران حمله کنند، ایران تاسیسات انرژی کشورهای حاشیه خلیج فارس را هدف قرار خواهد داد.»
ساعاتی بعد، ترامپ در شبکه اجتماعی خود نوشت که حمله رژیم صهیونیستی با واشنگتن هماهنگ نبوده و تا زمانی که ایران حملات خود به قطر را متوقف کند، حملات بیشتری به پارس جنوبی انجام نخواهد شد. این بیانیه، نقطه عطف جنگ بود. هرچند حملات بعدا به صورت محدود ادامه یافت، اما سقفی برای تشدید تنشها ایجاد شد.
سوبلمن میافزاید: « کشورهایی مانند قطر و امارات متحده عربی به شدت در برابر حملات نظامی آسیبپذیرند. ایران با اهرم کردن همسایگان آسیبپذیر علیه حامی قدرتمند آنها، به موفقیت دست یافت.»
بمباران تاسیسات انرژی توسط ایران، قیمت نفت را به بالاترین سطح از آغاز جنگ تحمیلی رساند و این پیام روشن را مخابره کرد که تشدید بیشتر تنشها، هزینههای اقتصادی سنگینی را بر آمریکا تحمیل خواهد کرد.
گراجوسکی این وضعیت را «بازدارندگی درونجنگی» مینامد و معتقد است این استراتژی اهرم فشار عظیمی در اختیار ایران قرار داد. تنها چند روز بعد، ترامپ اعلام کرد که آمریکا و ایران در حال مذاکره هستند و در ۱۹ فروردین، آتشبس برقرار شد، هرچند تنگه هرمز همچنان بسته باقی ماند.
آینده تنگه هرمز
تمرکز اصلی دشمن متجاوز آمریکایی اکنون بر سر بازگشایی این آبراه حیاتی و محدود کردن اهرم فشار ایران بر آن است، اما تمام تلاشهای آمریکا برای وادار کردن ایران به بازگشایی تنگه هرمز با شکست مواجه شده است.
در فروردین ماه، آمریکا خود اقدام به اعمال محاصره دریایی بر روی تنگه کرد، اما این اقدام نیز نتیجهبخش نبود. در ۱۳ اردیبهشت، ترامپ از عملیات ادعایی «پروژه آزادی» برای هدایت کشتیهای سرگردان در تنگه خبر داد، اما چند روز بعد عقبنشینی کرد و بیش از هزار کشتی همچنان در این آبراه گرفتار ماندهاند.
سوبلمن در این خصوص میگوید: «به گمان من، این وضعیت به خوبی نشاندهنده توانایی ایران در مهار و بازداشتن آمریکا است.»
نیتیا لاب، کارشناس امنیت بینالملل در اندیشکده چتم هاوس لندن، پیشبینی میکند که هرچه این وضعیت طولانیتر شود، ایران کنترل بر این آبراه را حفظ خواهد کرد. او تاکید میکند: «هرچه ایران بتواند کشتیرانی را در تنگه هرمز برای مدت طولانیتری در کنترل بگیرد، این واقعیت قویتر میشود که ایران باید به عنوان یک ذینفع و ذیحق مشروع در روند بازگشایی تنگه نقش داشته باشد.»
پیامدهای راهبردی برای نظم جهانی
کارشناسان معتقدند، اگرچه ایران در این جنگ آسیب دیده، اما از آن با یک دارایی ارزشمند جدید خارج خواهد شد. کنترل بر تنگه هرمز نه تنها منبع درآمدی برای جمهوری اسلامی، بلکه نوعی قدرت ژئوپلیتیک کمنظیر به شمار میرود.
گراجوسکی در پایان خاطرنشان میکند که توانایی ایران در بستن دوباره این تنگه، به مثابه یک «بیمه» در برابر حملات آینده عمل خواهد کرد.
این سناریو به ضعفی عمیقتر و شاید دائمی در سیاست خارجی ترامپ اشاره دارد: آمریکا با همه قدرتش، آنطور که تیم ترامپ تصور میکرد، در برابر اقدامات تلافیجویانه مصون نیست. همه کشورها توان یا اراده استفاده از «اجبار مثلثی» را در برابر یک ابرقدرت خصمانه ندارند، اما پس از تجربه موفق ایران، احتمالاً کشورهای بیشتری این راهبرد را امتحان خواهند کرد.
انتهای پیام
