/سينما - گفتوگو/ “ناصر تقوايي” در خصوص سينماي مولف، موج روشنفكري، تاثيرات “شعر نيما” بر سينماي ايران و كاغذ بيخط /1/
ناصر تقوايي متولد 1319 در آبادان ، فارغ التحصيل دانشكدهي ادبيات از دانشگاه تهران است . نخستين فيلم بلندش را با نام “آرامش در حضور ديگران ”در سال 1348 ساخت و پس از مشاركت در ساخت بيش 14 فيلم كوتاه ، يك مجموعهي تلويزيوني و تعدادي فيلم بلند ، “كاغذ بيخط” آخرين ساختهي او از چند روز قبل به نمايش درآمده است .
“ناصر تقوايي” طي گفتوگويي تفصيلي با سرويس سينمايي خبرگزاري دانشجويان ايران (ايسنا) ، به بررسي سينماي مولف، موج روشنفكري ، تاثيرات “شعر نيما” بر سينماي ايران و مراحل شكلگيري “كاغذ بيخط” پرداخت.
وي با اشاره به نوعي يكنواختي كه گريبانگير سينماي ايران شده ،گفت : در موضوعات و اجرا ، حتي در نوع فرم و ساخت، بالاخره روزي ميرسد كه تماشاچي هر چقدر فيلمها برايش جذاب باشد خسته ميشود و به تنوعي از گويشها در سينما احتياج دارد و شايد به همين علت است كه هر نسلي در سير تكاملي خود احتياج به ديدگاههاي متنوعي پيدا ميكند به همين دليل ژانرهاي مختلف سينمايي در دورههاي 10، 15 ساله تكرار ميشوند .
كارگردان دايي جان ناپلئون تصريح كرد : مثلا انسان در يك سني از فيلم عاشقانه خوشش ميآيد و بالاخره در مقطعي ديگر جذب نوع ديگري از فيلم ميشود و اين حرف بدين معني نيست كه وقتي نسل جديدي طرفداران فيلم عاشقانه يا پليسي هستند، فيلمسازان همان شيوههاي نسل گذشته را دوباره روايت كنند كه در اينصورت شكست خواهند خورد ، بلكه يك نوع فيلم عاشقانه يا پليسي با ساختارهاي تازه بايد ساخته شوند ، چون همان قدر كه فيلمسازان رشد ميكنند، مخاطبين فيلم هم رشد خواهند كرد.
تقوايي با تاكيد بر اينكه هيچ فيلمسازي نيست كه دلش بخواهد فيلمي بسازد كه مردم نبينند گفت : بعضي وقتها عدهاي ميگويند من فيلم را براي خودم ساختم ، اين حرف هم صحيح و هم غلط است. يك جنبهي آن به اين موضوع اشاره دارد كه با كمال صداقت ميخواستم ببينم اگر خود من با تفكر خودم يك كار مستقل انجام دهم چند مرده حلاجم . صداقتي كه نبايد با يك نوع خودخواهي آميخته شود به اين معني كه من خيلي خوب ميسازم و اگر شما نميفهميديد ، نفهم هستيد و اگر فهميديد ، آدم فهيمي هستيد .
ناصر تقوايي در ادامه به فيلم حاج آقا آكتور سينما اشاره كرد و گفت : اين فيلم روشنفكرانهترين فيلم تاريخ سينماي ايران است. نخستين فيلمي كه درسينماي ما ساخته شد و يك شروع فرهنگي براي ما محسوب ميشود و به نظر من، ما هنوز فيلمي نساختيم كه به قدرت اين فيلم ، توانايي واقعگويي نسبت به محيط و جامعهي ما را داشته باشد. من هميشه مجذوب اين فيلم بودهام . البته اگر با سليقههاي امروزي به آن نگاه كنيم پر از ايراد است ولي مثل شروع خلقت كه همهي زشتيها، زيباست ، يك خلقتي دارد اتفاق ميافتد و با همان نخستين گام براي فيلمسازي در ايران ، ميخواهد فيلم بسازد و سينما اولين چيزي است كه توجه بيننده را جلب ميكند . اين ديگر شعر و ادبيات نيست كه سابقه داشته و مورد اعتماد مردم باشد و در عين حال يك بدبيني نسبت به پديدههاي غربي در ايران وجود داشت.
وي در ادامه گفت : در اين فيلم به دليل حضور مخفيانهي دختر بدون اجازه پدر، صحنههايي مختلفي با دوربين مخفي فيلمبرداري شدهاند و اين فيلمساز براي ساخت فيلم خود مشكلاتي را كه براي ساخت فيلم با آن مواجه شده است، موضوع فيلم قرار ميدهد و اين واقعگرايانهترين نوع فيلم است و به اين صورت راه براي ورود هنر جديد كه امروز هنر اصلي جوانان سرزمين ماست، باز ميشود.
ناصرتقوايي ضمن اشاره به فيلمهايي كه امروزه به عنوان آثار روشنفكري ساخته ميشوند، گفت: روشنفكرانهترين فيلمهايي كه ما امروزه ميسازيم و جوامع غربي ميپسندند از اين فيلم قويتر نيستند ،چون قدرت ساختاري كه در اين فيلم موجود است در فيلمهاي جديد ما موجود نيست.
اغلب فيلمهاي مدرن و جديد ما كه در خارج از ايران با استقبال مواجه ميشوند، خيلي به دروغ آلوده شدهاند و با اينكه يك تصوير واقعي از مردم و جامعه ميدهند ،بيشتر تابع سليقه و فرهنگ آن طرف هستند و براي فرهنگ آن طرف ساخته ميشوند كه اين هيچ فرقي با فيلم سفارشي ندارد .
وي يادآور شد : به همين علت ، سينماي آن دوران ، به هنر ملي ما تبديل شد. در حاليكه اين هنر ملي ، زماني ادبيات و شعر بود ، چون اعتماد به شاعران خيلي زياد بود و به دليل اتفاقاتي كه افتاد، ادبيات و شعر ، مكان و اعتبار خود را از دست داد كه شايد به دليل ممنوعيتهاي فراوان كه بر سر راه شعرا و نويسندگان وجود داشته ،بوده است و به هرحال اين ، باعث شد سينما رشد بكند.ولي همين كه موج روشنفكرياي كه برخواسته از شعر ما بود، وارد سينما شد، سانسور متوجه اين سينما شد و كار ديگري كه كرد ، اين بود كه راه ورود نويسندگان خوب را براي ورود اين سينما بست.
كارگردان فيلم كاغذ بيخط گفت : ما در سال ، حدود 100 فيلم توليد ميكنيم ، ولي جاي بهترين نويسندگان ما در سينما خالي است و همه هم مينالند كه نقطهي ضعف بزرگ سينماي ما موضوعات آن است، پس موضوع خوب را چه كسي بايد بنويسد؟ نويسندهي خوب ؟ كه راه ورود نويسنده خوب را نيز به سينما بستيم و حال ، سينماي ما تبديل به هنري شده بود كه مردم واقعا دوست داشتند و نميتوانستيم آن را تعطيل كنيم ، اين بود كه فيلمسازان مجبور شدند خودشان ، فيلمنامههاي خودشان را بنويسند. اين از دو جهت ، قابل بررسي است. يكي از جهت اينكه يك صدمهاي به سينما خورد و ديگر اينكه فيلمسازان ما خيلي رشد كردند. چون فيلمسازان ، توجه زيادي به ادبيات داشتند و در نتيجه قدرت ادبي آنها رشد كرد. من بارها گفتهام كه شما بهترين گفتوگو نويسي را در ادبيات روايي ما نميبينيد بلكه در فيلمهاي ما مشاهده ميكنيد.
وي در ادامه افزود : اين اجبارها كه فيلمسازان براي ادامهي حيات سينمايي ما راه حلهايي ارايه ميكردند منجر به اين شد كه سينمايي ناب و خاص در سرزمين ما بوجود بيايد و اين هم نكتهاي است ،كه امروزه در داخل و خارج از كشور خيليها نميتوانند توفيق اين سينما را باور كنند و به نظر آنها دارد يك اتفاق سياسي ميافتد كه بايد بگويم اين طور نيست ، بلكه به دليل اين شكل و شيوهي اجتماعي كه در سرزمين ما اتفاق افتاده است يك نوع سينماي “جدي” بوجود آمده است.
ناصر تقوايي در ادامه ، به ويژگي و خصلت اين سينما اشاره كرد و گفت : خصلت اين سينما كه معروف به سينماي “مولف” است، لزوما بدين معنا نيست كه فيلمساز خودش داستان را بنويسد ، بلكه سينماي مولف سينمايي است كه فيلمساز عقايد خود را فيلم ميكند، اين سينما چه تفاوتي با گونهاي ديگر از فيلم دارد كه ما به آن ميگوييم “تجاري”؟ آن فيلم كه معروف به فيلم تجاري و عامهپسند است هيچ عيب و ايرادي ندارد و ما به آن نوع فيلم هم نياز داريم چون قشر وسيعتري از مردم را به سينما ميكشاند ، چون توجه ميكند به اينكه مردم از چه چيزي خوششان ميآيد و سليقهي مردم را پيدا ميكند و متناسب با آن فيلم ميسازد به همين دليل در يك دورهاي ما مشاهده ميكنيم سينمايي عامه پسند ما چقدر فيلمهاي آشفته دارد.
كارگردان كشتي يوناني خاطرنشان كرد : برخي ميخواهد فيلمي بسازند كه هم طرفداران فيلم پليسي را راضي كند و هم طرفداران فيلم موزيكال و عاشقانه را و در نتيجه ، فيلم كلاژي از تمام اينها ميشود و اين خصلت آن چيزي است كه بعدا معروف به فيلم فارسي ميشود. اما سينماي فرهنگي كه من نه روشنفكرانه و نه هنرمندانه اسمش را ميگذارم، درست بر عكس عمل ميكند، سينماي فرهنگي كوشش ميكند براي مردم سليقه بسازد ، نه اينكه تنها مصرف كننده سليقهي آنها باشد. از يك فيلم نبايد توقعات خيلي بزرگي داشت، اگر يك فيلم ياد بدهد يك گلدان گل را چگونه آرايش كنيم و به خانه ببريم، كافي است.
ناصر تقوايي گفت :من نميدانم چرا در طول عمر من اينگونه اتفاق افتاده كه هميشه حكومتها با اين پديده مخالفت كردهاند . شايد سليقهاي داشتند كه نميخواستند، رقيب داشته باشند و ميخواستند آن سليقه را به مردم بياموزند و سينما و شعر رقيب آنها بوده است .البته اين ذات تجدد طلبي در ايران ، با سينما اتفاق نميافتد بلكه با شعر ما اتفاق ميافتد و به جرات ميتوان گفت ،بعد از جريان مشروطه كه در جهت تجدد طلبي بود جامعهي سنتي ما سروساماني گرفت و با دنيا همگام شد كه اين ميراثي است كه نيمايوشيج بر جاي گذاشت. نيما شاعري بود كه يك تنه سليقه ملت ما را عوض كرد ، يعني نيما شعر را تغيير داد و به دنبال آن سليقهي ملت ما نيز تغيير كرد و اين در فاصلهي كوتاهي انجام شد . يعني هنوز نيما زنده بود كه يك نسلي از شاعران اطرفمان بودند كه هيچ كدام شبيه هم كار نميكردند.
به گزارش ايسنا ، كارگردان آرامش در حضور ديگران درادامه گفت: اين اتفاق به نوعي در سينما هم تكرار شد، يك نسلي از فيلمسازان خوب و با فرهنگ و درجهي اول چه از نظر ميان محتوايي و چه ساختاري ، همانند فرخ غفاري، ابراهيم گلستان، بهرام بيضايي، مسعود كيميايي، خودم، عباس كيارستمي، سهراب شهيد ثالث ، داريوش مهرجويي و ...، با هم در يك دوران زندگي كرديم ولي فيلمهاي ما هيج شباهتي به هم ندارند چون از روي يكديگر كپي نكرديم ، بلكه اگر ديديم فيلم دوستمان خوب از كاردرآمد سعي كرديم بهتر از آن را بسازيم نه اينكه بخواهيم از روي هم كپي كنيم.
وي توفيق آثار فرهنگي را به حدود رشد جامعه مربوط دانست و گفت : اگر شاعري كتابش تيراژ بالايي نداشت اين دليل بر اين نيست كه وي شاعر بدي است بلكه شايد در طول مدت در زمانه اثر كند. بنده در موقع چاپ علاقه صادق هدايت را دارم يعني هيچ علاقهاي به چاپ ندارم و اگر بخواهم مطالبم را چاپ كنم چندين كتاب ميشود اما همين صادق هدايت زماني بدون اينكه هيچ كتابي چاپ كند، تاثيرگذارترين نويسندهي ايران بود.
ناصر تقوايي برخي فيلمسازان را همانند نقاشان دانستند و گفت: اين افراد دوست دارند بر روي موضوعات خاصي كار كنند . اگر فيلمسازي يك نوع كار و فرم را تجربه كرد و اين ساختار موفق جلوه كرد آن را ادامه ميدهد، نمونهي برجسته آن بهرام بيضايي است كه هرنوع داستان را در يك ساختار خاص بيان ميكند يا سهراب شهيد ثالث . البته خود من اين سليقه را نداشتم و فكر ميكنم هر موضوعي ساختار خودش را ميطلبد و به نظر من اين اشتباه است كه اگر يك ساختاري در فيلمي موفق ميشود در مورد هر موضوع ديگري بخواهيم آن را اعمال كنيم.
وي در ادامه افزود: من هميشه دوست داشتم روي موضوع و مضمونهاي متفاوت كار كنم و در اين مضمونهاي متفاوت، فرمهاي متفاوتي را انتخاب بكنم ، در حاليكه سليقهي من در داستان نويسي اين طور نبود و از نظر فرم خيلي به هم نزديك هستند ، ولي در سينما ، اين خصلت روايت است ، يعني در سينما هيچ فيلم روايي وجود ندارد كه موضوع آن به بعضي مسايل روز جامعه مربوط نباشد ، حتي اگر يك داستان تاريخي را انتخاب ميكنيم، انتخاب ما به اين علت است كه آن داستان يك تناسبهايي با شيوهي زندگي امروز ما دارد. در فيلم آرامش در حضور ديگران من احساس كردم اقليتي از بينندگان از اين فيلم طرفداري ميكنند ولي پاسخ خيلي خوبي داد. ده روز نمايش در آن دوران با بليط دو تومان، حدود 250 هزار تومان فروش كرد ولي متاسفانه آن فيلم را برداشتند و تا به امروز به توقيف است و سرگذشت چند فيلم از اين دست ، مثل طبيعت بيجان (سهراب شهيد ثالث) معروف به كم فروشترين فيلم تاريخ سينماي ايران، يا دو تا از فيلمهاي بهرام بيضايي ، اين توهم را براي خيلي از تهيهكنندگان بوجود آورد كه جامعهي ما ظرفيت فيلمهاي فرهنگي را ندارد و با شكست مواجه ميشود كه البته اين حرف درست نيست . چون فيلمهايي كه در فاصله سالهاي 47 تا 55 ساخته شد ، بهترين و پرفروشترين فيلمها در آن سالها است از جمله دايره مينا، سوته دلان، گوزنها، و خود من در آن سالها يك مجموعهي تلويزيوني به نام دايي جان ناپلئون داشتم كه هنوز جزو خاطرات ازلي اين ملت است.
ناصر تقوايي كارگردان فيلم اي ايران گفت : در اين فاصله كه قبلا به آن اشاره كردم ما براي خودمان سينمايي ساختيم و يك نوع تماشاچي جديد را براي سينماي خودمان از دل مردم بيرون كشيديم و كساني كه به دليل بد بودن و تجاري بودن فيلمها به سينما نميرفتند ، آمدند و به همين دليل توجه تهيهكنندگان ناگهان به سمت اين نوع سينما جلب شد ولي ما خوشبختانه در دامهاي دولتي نيفتاديم و اين توهم نادرست بود كه تمام اين فيلمها سرمايهگذارشان دولتي بودند . البته اين درست بود كه در طبيعت بيجان 50 درصد كانون پرورش فكري سرمايهگذاري كرد ولي بقيهاش را خودمان گذاشتيم، اما به هر حال تمام اين فيلمهاي فرهنگي ، عين امروز وقتي توليد ميشدند با حكومت درگير بودند. امروزه اگر در سال 100 فيلم ساخته ميشود، شما ترديد نداشته باشيد كه 90 تا از اين فيلمها به قصد تجارت ساخته ميشوند و اين هيچ ايرادي ندارد و 10 فيلم هست كه از همان روز اول، انتخاب موضوع و گروه به يك قصد فرهنگي است و البته بين 90 فيلمي كه براي تجارت ساخته ميشود، 85 فيلم با شكست مواجه ميشود ولي از آن 10 فيلم فرهنگي لااقل تعداد 5 فيلم موفق ميشوند.
ناصر تقوايي گفت: نسل جوان هنرمندي كه بعد از ما به سينما آمدند اگر فيلمهايي آخرشان با شكست مواجه ميشود به علت تكرار فرم و موضوع است .مثلا فيلمسازي كه دربارهي جنگ و دفاع مقدس فيلم ميسازد، براي فيلم پنجم كم ميآورد ، پس بايد به سراغ نوع ديگري از فيلم برود - حتي اگر به مسايل جنگ مربوط باشد - يعني از يك زاويهي ديگري به آن توجه كند .
تقوايي تصريح كرد : امروزه تماشاچياي داريم كه فيلمهاي فرهنگي را به شرط نو بودن و نوآوري به هر فيلم ديگري ترجيح ميدهد و اين موضوع قديمي كه فيلمهاي فرهنگي كمتر فروش دارند همانند يك توهم باقي مانده است.
وي در ادامه افزود : من بدون اينكه در سرمايهگذاري كاغذ بيخط دخيل باشم از توفيق اين فيلم در ايام جام جهاني و امتحانات كه هيچ تهيهكنندهي سنتي حاضر به اكران فيلمش نيست،خوشحالم . اين جاي تشكر از مردمي دارد كه به هنرمندان با فرهنگ ما با همين رفتن به سينما پاسخ ميدهند حتي اگر از فيلم خوششان نيايد.
//ادامه دارد//
- در زمینه انتشار نظرات مخاطبان رعایت چند مورد ضروری است:
- -لطفا نظرات خود را با حروف فارسی تایپ کنید.
- -«ایسنا» مجاز به ویرایش ادبی نظرات مخاطبان است.
- - ایسنا از انتشار نظراتی که حاوی مطالب کذب، توهین یا بیاحترامی به اشخاص، قومیتها، عقاید دیگران، موارد مغایر با قوانین کشور و آموزههای دین مبین اسلام باشد معذور است.
- - نظرات پس از تأیید مدیر بخش مربوطه منتشر میشود.


نظرات