خلق کاراکتر برای کودکان در ایران شبیه یک فیلم با پایان باز است؛ قصهای که گفته میشود، اوج میگیرد، قهرمانانی که با خون دل خلق میشوند، اما عمدتا بهمحض پا گرفتن بهواسطه سرمایهگذاری نهادهای دولتی به تملک آنها درمیآیند و این نقطه آغاز چالشهایی است که محمد خیراندیش، آن را به یک «رحم اجارهای» تشبیه میکند که در آن، خالق اثر ناچار است فرزندِ انگیزه و خلاقیت خود را به بروکراسی اداری واگذار کند.
چرا «باب اسفنجی» ساکن در جزیره خیالی «بیکینی باتم» به بخشی از سبک زندگی کودکان تبدیل میشود اما بسیاری از شخصیتهای ایرانی پس از یک دوره کوتاه به فراموشی سپرده میشوند؟ یک طراح شخصیت پاسخ این پرسش را در مجموعهای از عوامل از جمله ضعف جهانسازی، کمبود روایت جذاب، بیتوجهی به بازارپردازی فرهنگی و... جستوجو میکند؛ عواملی که به اعتقاد او مانع شکلگیری کاراکترهای ماندگار برای کودک ایرانی شدهاند.
در حالی که صنعت انیمیشن جهانی، بخش عمده درآمد خود را از طریق فروش محصولات جانبی به دست میآورد، سهم ایران از این بازار پررونق تقریباً صفر درصد است. تهیهکننده انیمیشن «پسر دلفینی» با اشاره به تولید ۱۴۰ هزار عروسک با استانداردهای بینالمللی میگوید: «ما هنوز به صنعت مربوطه دست نیافتهایم و تنها طراحی محصول در ایران انجام میشود».