رژیم عراق
برای دسترسی به اخبار قدیمیتر، در منوی مربوطه سال و ماه را محدود کنید.
-
۶ پرده از آن مرد کتابخوان!
طلبه نوجوانی که هنوز ریشهای صورتش سبز نشده، کتاب قطور رمانی را زیر بغل زده و در سایه باریک دیوار، از میان درختان گذرگاهی در مشهد پیاده میرود. کار هر روزش است. هر روز به کتابفروشی انتهای خیابان میرود، یک کتاب کرایه میکند و سکه یک تومانی را روی پیشخوان فروشنده میگذارد و به خانه میرود. تا صبح فردا کتاب را تمام میکند و برمیگردد به کرایه کتابی جدید. پیرمرد کتابفروش کلافه شده.