لشکر10 سیدالشهدا(ع)

برای دسترسی به اخبار قدیمی‌تر، در منوی مربوطه سال و ماه را محدود کنید.
  • درباره یک فرمانده شهید

    درباره یک فرمانده شهید

    مرام حسن هم مانند صاحب اسمش و کریم اهل بیت شد. عید نوروز بود و حسن ۹ سال داشت. یکروز دیدم خیلی گریه می‌کند. از مادرش پرسیدم: «چرا این بچّه این قدر گریه می‌کند؟» همسرم جواب داد: «چیزی نیست، بچّه است. شما برو نمازت را بخوان؛ آرام می‌شود.» نماز را خواندم و کمی به کارهایم رسیدگی کردم. اما دیدم نه! باز هم حسن گریه می‌کند.

  • از خود گذشتگی یک فرمانده در یاری رسانی به مجروحان

    از خود گذشتگی یک فرمانده در یاری رسانی به مجروحان

    «خدا شاهد است در آنجا دیدم که حاج علی، دانه‌دانه بچه‌های زخمی را می‌رفت، می‌گذاشت روی دوشش و می‌آورد پایین، روی تپه‌ای که سر می‌آوردی بالا، گیج گاه را می‌زدند. این شهامت، شجاعت و ایمان حاج علی بود. یکی از بچه‌ها، مجید حسنی بود. هیکل درشتی داشت و ۱۸ یا ۱۹ سالش بود. او را هم که سالم مانده بود؛ گذاشت روی کولش؛ آورد پایین.»

  • سالروز شهادت علیرضا موحد دانش

    سالروز شهادت علیرضا موحد دانش

    حوادث کردستان و «عملیات بازی دراز» به عنوان آغاز سفر بی‌پایان علیرضا به صحنه پیکار با دشمنان ایران بود. در «عملیات بازی دراز» که به عنوان جانشین عملیات حضور داشت، دستش را به پیشگاه حق تقدیم کرد و پس از شرکت در عملیات‌های «فتح‌المبین» و «بیت‌المقدس» به عنوان فرمانده «گردان حبیب‌بن مظاهر» به لبنان سفر کرد و مدتی را در آنجا همپای برادران مسلمان به مبارزه با صهیونیست پرداخت.

  • شهادت یک فرمانده اطلاعاتی در  «بیت‌المقدس۶»

    شهادت یک فرمانده اطلاعاتی در «بیت‌المقدس۶»

    قاسم با شروع جنگ، به سپاه پاسداران پیوست و با حضور در لشکر ۳۲ انصار الحسین(ع) پس از گذراندن دوره‌های آموزشی و کسب تعلیمات لازم، به گردان حضرت قاسم‌ابن‌الحسن(ع) پیوست. استعداد و توان مدیریتی قاسم چشمگیر بود و به این جهت به سرعت فرمانده گروهان و پس از آن فرمانده گردان شد و رهبری گردان را به عهده گرفت.