محمد علی اسلامی ندوشن

برای دسترسی به اخبار قدیمی‌تر، در منوی مربوطه سال و ماه را محدود کنید.
  • سحرهای آن روزها

    سحرهای آن روزها

    «صدای تیر اوّل که می‌آمد می‌بایست در خوردن عجله کرد و با شنیدن صدای تیر دوّم متوقّف ماند. این همّت دو سه جوان داش‌مشدی دِه بود که ساعت بغلی داشتند و ساعات شامگاه و صبحگاه را که آغاز افطار و پایان سحری بود با صدای تیر اعلام می‌کردند.»

  • دو نام و یک ریشه؛ روایت ایران‌دوستی اسلامی ندوشن و ایرج افشار

    دو نام و یک ریشه؛ روایت ایران‌دوستی اسلامی ندوشن و ایرج افشار

    نشست علمی و فرهنگی بزرگداشت یکصدمین سالروز محمدعلی اسلامی ندوشن و ایرج افشار یزدی با حضور استادان، پژوهشگران و دانشجویان علوم انسانی، به همت انجمن علمی علوم سیاسی دانشگاه یزد در تالار اندیشه این دانشگاه برگزار شد.

  • مرد همیشه دلواپس ایران

    مرد همیشه دلواپس ایران

    محمدعلی اسلامی ندوشن که خود را منفک از ایران نمی‌دانست، همیشه دلواپس ایران بود.

  • ما حق داریم به کشور خود بنازیم

    ما حق داریم به کشور خود بنازیم

    «به‌رغم تلخ‌کامی‌ها، ما حق داریم که به کشور خود بنازیم. کمر ما در زیر بار تاریخ خم شده است ولی همین تاریخ به ما نیرو می‌دهد و ما را بازمی‌دارد که از پای درافتیم. کسانی که در زندگی خویش رنج نکشیده‌اند سزاوار سعادت نیستند. تراژدی همواره در شأن سرنوشت‌های بزرگ بوده است. ملت‌ها نیز چنین‌اند. آنچه ملتی را آبدیده و پخته و شایسته احترام می‌کند، تنها فیروزی‌ها و گردن‌فرازی‌های او نیست‌، مصیبت‌ها و نامرادی‌های او نیز هست.»

  • یک اشتباه درباره کدکنی و ندوشن

    یک اشتباه درباره کدکنی و ندوشن

    «ایران از پای نمی‌اُفتد، می‌تپد و چون قُقنوس از خاکستر خود برمی‌خیزد»؛ این نوشته‌ای از زنده‌یاد محمدعلی اسلامی ندوشن است که این روزها به اشتباه با نام محمدرضا شفیعی کدکنی دست‌به‌دست می‌شود.