مهدي باكري
-
غزل عاشقانه جرم نیست
شعرا که از میکروفونها فاصله میگیرند، حالا نوبت به رهبری میرسد که سخنانشان را آغاز کنند. بی معطلی سخنرانی آغاز میشود.ایشان در ابتدای صحبتهایشان به شعرهای خوانده شده در جلسه اشاره کردند و گفتند:« موج رو به گسترش شعر بخصوص در بین جوانان بسیار امیدوارکننده است.»
-
پایان دلتنگی یک فرمانده
نمی دانید چقدر دلم برای مهدی تنگ شده است، حاضرم هر چیزی را که در دنیا دارم بدهم برای یک لحظه دیدن او.
-
آدم معمولیها
آغاز سال تحصیلی جدید است. دانشآموزها دفتر و کتاب زیربغل زده و با موهای تراشیده به مدرسه آمدهاند. هیاهو و خنده و فریاد همه جای مدرسه پیچیده. بچهها کلاس را روی سرشان گذاشتهاند. ذوقزدهاند از بازدیدن هم. آقا معلم جدید با لباسهای مرتب و ریشهای اصلاحشده و آن چشمان نافذ وارد کلاس میشود. بچهها ساکت میشوند. سلام؛ من محمد ابراهیم همت هستم.
-
گفتوگوی تفصیلی با همرزم شهید قاسم سلیمانی
سه حبه قند مهدی باکری کجاست؟
سردار نوعی اقدم گفت: رهبر و امام ما، ما رزمندگان را نوکر و فدایی مردم تربیت کرده و من برای اینکه بر روی یک تار موی کودک کودکستانیِ ایرانی غبار غم، ناامیدی و اندوه ننشیند، جانم را فدا میکنم.