صدیقه رمضانخانی در گفتوگو با ایسنا در این رابطه تصریح کرد: یزد از دوران باستان تاکنون با نامها و القاب گوناگونی خوانده شده است که از آن جمله میتوان به ایساتیس، یزدانگرد، یزدان شهر، شهرایز، کثه و گسئو و البته یزد اشاره کرد که این میان نام «یزد» و لقب «دارالعباده» معروفتر از بقیه هستند.
وی با بیان این که واژه کهن یزد از ریشه یشت با معناهای گوناگون از جمله ستایش، پرستش، ایزد، نیایش و سرودهای نیایشی اشتقاق یافته است، افزود: البته این سرزمین کهن در طی شکلگیری خود القاب دیگری مانند زندان ذوالقرنین، زندان اسکندر، زندان ضحاک، آتشکده یزدان، دارالسیاده، دارالمؤمنین، دارالشیعه، شهر بادگیرها، شهر سقاخانهها، شهر دوچرخهها، شهر حسینیهها، یزد نگین کویر و البته دارالعباده نیز داشته که لقب دارالعباده ظاهراً از یک داستان تاریخی گفتوگو میکند.
رمضانخانی در مورد لقب دارالعباده برای شهر یزد خاطرنشان کرد: سلسله کاکویان، اولین خاندان از حاکمان دستنشانده یزد بودند که از اوایل سده پنجم هجری، حکمرانی خود را بر یزد تثبیت کردند.
وی ادامه داد: بنیانگذاری این سلسله بهنام «علاءالدوله کالنجار» از سوی طغرل سلجوق و بنا بر هدف یافتن جایگاهی آرام برای عبادت و نیایش بیشتر در اواخر عمر به یزد آمد و بعدها یزد به «دارالعباده» معروف شد.
این پژوهشگر فرهنگ عامه یزد در ادامه متذکر شد: این اصطلاح از آن زمان شهرتی برای شهر یزد شد که حاکمان بعدی یزد برای تمیز دادن و نشاندادن صفت بارز مردم شهر محل حکومتش یعنی یزد، «دارالعباده» را بر سکههای ضرب یزد حک میکردند.
به گفته وی، البته علیرغم این داستان تاریخی، شاید دیگر دلیل این نامگذاری را بتوان در تعصب بسیار مردم یزد به باورها و اعتقادات مذهبیشان دانست که نه تنها بین مسلمین منطقه بلکه بین زرتشتیان و ادیان دیگر یزد نیز وجود دارد.
رمضانخانی گفت: به احتمال قوی یکی از مهمترین دلایل این نظریه را باید در شرایط سخت اقلیمی و آب و هوایی و محرومیت یزد از بسیاری از امکانات جستجو کرد به نحوی که مردم یزد را برای بهدست آوردن امکانات اولیه و ساختن منطقهای آباد و سرسبز به سختکوشی در سایه اعتقاد و توکل به خداوند بزرگ و متعال واداشته و لقب دارالعباده را به این سرزمین مقدس داده است.
انتهای پیام
نظرات