حجتالاسلام محمد حائری شیرازی، استاد حوزه و دانشگاه در یادداشتی که به مناسبت ایام اعتکاف در اختیار ایسنا قرار داده است، نوشت: در منظومه محاسباتی انسانِ مدرن که همه چیز با خطکش «سود و زیان» و «تلاش و پاداش» سنجیده میشود، تصور اینکه انسان بدون انجام کاری شاق و صرفاً با «بودن» و «نفس کشیدن» به اوج قلههای معنویت برسد، امری محال و دور از ذهن مینماید. ما عادت کردهایم که عبادت را مساوی با مشقت بدانیم و گمان کنیم برای تقرب به ساحت قدس ربوبی، حتماً باید کوه جابهجا کنیم. اما منطق وحیانی و کلام رسولالله (ص) گاهی تمام این معادلات زمینی را برهم میزند و دریچهای به سوی «رحمتِ بینهایت» میگشاید که در آن، کمترین فعل حیاتی انسان، به بزرگترین سرمایه ابدی تبدیل میشود. روایت شگفتانگیزی که پیامبر اکرم خطاب به صحابی خاص و حقیقتجوی خود، ابوذر غفاری بیان فرمودند، دقیقاً از همین جنس است؛ کلامی که اگر عمق آن درک شود، نگاه ما را به مقوله «اعتکاف» و «حضور در مسجد» برای همیشه دگرگون میسازد. حضرت میفرمایند:
«یا اباذَرٍّ: إن الله تعالی یعطیکَ ما دُمتَ جالِساً فی المَسجِدِ بِکُلِّ نَفسٍ تَنَفَّستَ دَرَجَهً فی الجَنَّه وَ تُصَلّی علیک الملائکهُ وَ تُکتَبُ لَکَ بِکُلِّ نَفسٍ تَنَفَّستَ فیه عَشرُ حسَناتٍ وَ تُمحَی عنکَ عَشرُ سَیئاتٍ.
ای اباذر! تا زمانی که در مسجد نشستهای خدای تعالی به تعداد هر نفسی که میکشی، یک درجه در بهشت به تو میدهد و فرشتگان بر تو درود میفرستند و برای هر نفسی که در مسجد میکشی، ده حسنه برایت نوشته میشود و ده گناه از تو پاک میشود. (بحارالانوار/ ج ۷۴/ ص۸۶).
این حدیث شریف، پیش از هر چیز، تغییر دهنده «واحد شمارش» در بازار بندگی است. در عبادات متعارف، واحد سنجش معمولاً «رکعت»، «جزء»، «تعداد ذکر» یا «میزان صدقه» است؛ اما پیامبر (ص) در اینجا واحد را به «نَفَس» تغییر میدهند. نفس کشیدن، غیرارادیترین، تکراریترین و حیاتیترین فعالیت بیولوژیک انسان است که در خواب و بیداری، در سکوت و سخن، و در هوشیاری و غفلت تداوم دارد. وقتی حضرت میفرمایند پاداش تو به تعداد نفسهایت ضرب میشود، در واقع از «کیمیاگری مکان» پرده برمیدارند.
این کلام یعنی اتمسفر و فضای مسجد، چنان خاصیت دگرگونکنندهای دارد که سادهترین عمل زیستی انسان (دم و بازدم) را به یک عمل عبادی متعالی استحاله میکند. گویی خاک و هوای خانه خدا، جنس وجودی انسان را تغییر میدهد؛ به طوری که در ایام اعتکاف یا هر لحظه حضور در مسجد، حتی خوابیدن مؤمن نیز عبادت محسوب میشود، چرا که ماشین تنفس او همچنان مشغول کار است و کنتور بهشت برای او میچرخد. این نگاه، بار سنگینی را از دوش معتکف برمیدارد و به او میفهماند که در پیشگاه خدا، پیش از آنکه «چه کار کردن» مهم باشد، «کجا بودن» اهمیت دارد.
نکته ظریف و عمیق دیگر در این روایت، واژه «جالِساً» (نشسته) است. حضرت نفرمودند مادامی که نماز میخوانی یا قرآن تلاوت میکنی، بلکه فرمودند مادامی که «نشستهای». این تعبیر، تقدسبخشی به «اقامت» و «ثبات» در خانه خداست. در دنیایی که شتابزدگی و حرکت مداوم به ارزش تبدیل شده است، «نشستن» در مسجد و بستنشینی در محضر خالق، نوعی اعلام موضع است. این نشستن، یک فعل انفعالی نیست، بلکه یک «قیامِ نشسته» علیه روزمرگیها و تعلقات است.
معتکفی که در گوشهای از مسجد کز کرده و شاید حتی لب به سخن باز نمیکند، با زبان حال فریاد میزند که «خدایا! من از تمام هیاهوی بیرون گریختهام و پناهی جز آستان تو ندارم». همین پناه آوردن و نشستن، حتی اگر با سکوت مطلق همراه باشد، در منطق این حدیث، موتور تولید حسنه است. بنابراین، اعتکاف را نباید صرفاً فرصتی برای کثرت عبادت دانست، بلکه خود اعتکاف و نفس حضور فیزیکی در مسجد، موضوعیت دارد و این «ماندن»، عبادت خاموش است.
اما این ضیافت، مهمانان نامرئی دیگری هم دارد. پیامبر (ص) وعده میدهند که «فرشتگان بر تو درود میفرستند». در ادبیات دینی، صلوات و درود فرشتگان به معنای «طلب رحمت و استغفار مداوم» برای بنده است. تصور این صحنه برای انسان تنهای امروز، تکاندهنده است؛ اینکه بدانی در خلوت اعتکاف و در کنج مسجد، تنها نیستی و لشکری از پاکترین موجودات عالم (ملائکه)، دور تو حلقه زدهاند و مأموریت دارند برای تو دعا کنند. این یعنی معتکف در یک «حصار امنیتی و معنوی» قرار میگیرد که او را از گزند شیاطین و وسوسهها حفظ میکند. این همراهی آسمانی، آرامشی ژرف به جان معتکف میریزد که نظیر آن را در هیچ آسایشگاه مادی نمیتوان یافت. گویی خدا میخواهد بگوید: تو فقط بیا و در خانه من بنشین، من تمام کائناتم را بسیج میکنم تا هوای تو را داشته باشند.
بخش پایانی این روایت، اوج هنرنمایی رحمت الهی است؛ جایی که «ریاضیات خدا» رخنمایی میکند. برای هر یک نفس، ده حسنه و محو شدن ده گناه. اگر با عینک حسابگرانه به این گزاره بنگریم، درمییابیم که ما با یک «تخفیف ویژه» و یک «فروش فوقالعاده» مواجه نیستیم، بلکه با «بهانهجویی خدا برای بخشش» روبروییم. انسان در هر دقیقه به طور میانگین ۱۵ بار نفس میکشد؛ این یعنی در هر دقیقه ۱۵۰ گناه پاک میشود و ۱۵۰ درجه بر درجات بهشت افزوده میگردد. حال تصور کنید در سه شبانهروز اعتکاف، چه حجم عظیمی از گناهان، مانند برگهای پاییزی فرو میریزند و چه سرمایه عظیمی ذخیره میشود. این آمار و ارقام برای تجارت نیست، بلکه برای نشان دادن وسعت سفرهای است که پهن شده است. خداوند با این فرمول، به بندهاش اطمینان میدهد که مسیر پاک شدن، سخت و دشوار نیست؛ کافیست خودت را در معرض نسیم رحمت مسجد قرار دهی.
در نهایت، تحلیل این روایت نورانی ما را به این نتیجه میرساند که اعتکاف، تجلی عملی و عینی این حدیث است. معتکف، کسی است که این نسخه را برای سه روز کامل اجرا میکند تا جانش را در چشمه این روایت شستشو دهد. کسی که این حدیث را باور کند، در مسجد دیگر احساس خستگی نمیکند، ثانیهها برایش حکم طلا را پیدا میکنند و میفهمد که هر بازدم او، گامی است به سوی ابدیت. اعتکاف، فرصتی است برای تنظیم دوباره ریتم تنفس با ضربان ملکوت؛ فرصتی برای آنکه باور کنیم خدای مهربان، بهانههایش برای بخشیدن، بسیار بیشتر از بهانههای ما برای گناه کردن است. پس خوشا به حال آنکه در این ایام، در خانه دوست مینشیند و میگذارد تا نفسهایش، نردبان آسمان شوند.
انتهای پیام


نظرات