• دوشنبه / ۲۲ دی ۱۴۰۴ / ۱۵:۳۰
  • دسته‌بندی: رسانه دیگر
  • کد خبر: 1404102212720
  • خبرنگار : 71486

بالاخره باید اقدام اساسی در ساختار اقتصادی‌-اجتماعی کرد یا نه؟

بالاخره باید اقدام اساسی در ساختار اقتصادی‌-اجتماعی کرد یا نه؟

به نظر می‌رسد مطالبات اعتراضی و شکاف در جامعه ایران به اقدام اساسی نکردن برای اصلاح ساختار برمی‌گردد.

به گزارش ایسنا، روزنامه شرق نوشت:

آیا باید اقدام اساسی در ساختار  اقتصادی‌-اجتماعی به عمل آورد یا خیر؟ اقدام‌نکردن برای اصلاح و تغییرات اساسی مسئله است یا اقدام‌کردن؟ برخی تصور می‌کنند اقدام اساسی برای اصلاح ساختار تهدید است. در مقابل برخی دیگر معتقدند اقدام اساسی نکردن تهدید بیشتری دارد.

گروهی بر این دیدگاه هستند که فقدان اصلاح و اقدام بنیادی، مطالبات اعتراضی را به‌ویژه در حوزه اقتصاد به دنبال دارد. افراد در فقدان تغییرات اساسی به اقدامات اعتراضی تمسک می‌جویند، بنابراین جلوگیری از رادیکالیزه‌شدن توده‌ها توجیهی است برای اقدامات اساسی و تدارک دولت رفاه.

تصور گروهی دیگر این است که چنین تغییرات اساسی خطاست و خطری برای ساختار به شمار می‌آید. به عبارتی آنها اقدام بنیادی را مخاطره‌آمیز می‌دانند که باید درباره ریسک‌های آن هوشیار بود، بنابراین دو دیدگاه متفاوت درباره وضعیت شکل گرفته است:

الف- دیدگاه اقدام‌کردن که بر خطر اقدام‌نکردن پافشاری می‌کند. 

ب- دیدگاه اقدام‌نکردن که بر خطر اقدام‌کردن هشدار می‌دهد.

آلبرت هیرشمن، اندیشمند مشهور علوم اجتماعی، می‌گوید هم اقدام‌کردن و هم اقدام‌نکردن خطرها و ریسک‌هایی دارد. هر دو را باید بررسی و سبک‌وسنگین کرد، اما به نظر می‌رسد اقدام اساسی نکردن برای اصلاح ساختار خطر بیشتری دارد و دارای طرفداران بیشتری است. اما این سؤال اساسی پیش‌روی آنها قرار دارد که اقدام بنیادی را چگونه و از کجا باید شروع کرد. در این زمینه اختلاف‌نظرها بسیار است. براساس این استدلال نه‌تنها اقدامات اساسی لازم است، بلکه باید قریب‌الوقوع باشد؛ یعنی باید اقدام عاجل کرد. در غیراین‌صورت خطرهایی برای ساختار به  دنبال دارد.

گروه سومی هم هستند که با رویکرد میشلز، از نظریه‌پردازان علوم اجتماعی، همراه هستند. میشلز تصور می‌کند قانون آهنینی بر دنیای اجتماعی حاکم است که براساس ‌آن هر اقدامی برای توزیع ثروت و قدرت به شکست می‌انجامد و نهایتا گروه کوچکی قدرت و ثروت را در اختیار دارند. حتی در حکومت‌های دموکراتیک نیز چنین است. به‌ عنوان مثال میلز، جامعه‌شناس معروف آمریکایی، معتقد است نخبگان ثروت و قدرت بر آمریکا حکومت می‌کنند و هیچ تغییری در آن رخ نمی‌دهد. این نظریه در مقابل دیدگاه ترقی‌خواهان است. برخی که اقدام عاجل کردن برای تغییرات اساسی را پیشنهاد می‌کنند، معتقدند سیاست‌های نوآور و شکل‌دهی مجدد به نهادها لازم است. حامیان تغییرات اساسی و بنیادی در ساختار معتقدند نباید در مخمصه اقدام‌نکردن گرفتار شد و همچنین اقدامات سطحی برای حل مشکلات به شکست انجامیده است. به نظر می‌رسد مطالبات اعتراضی و شکاف در جامعه ایران به اقدام اساسی نکردن برای اصلاح ساختار برمی‌گردد. درنهایت باید گفت اقدام‌نکردن مخاطره‌آمیز است.

انتهای پیام

  • در زمینه انتشار نظرات مخاطبان رعایت چند مورد ضروری است:
  • -لطفا نظرات خود را با حروف فارسی تایپ کنید.
  • -«ایسنا» مجاز به ویرایش ادبی نظرات مخاطبان است.
  • - ایسنا از انتشار نظراتی که حاوی مطالب کذب، توهین یا بی‌احترامی به اشخاص، قومیت‌ها، عقاید دیگران، موارد مغایر با قوانین کشور و آموزه‌های دین مبین اسلام باشد معذور است.
  • - نظرات پس از تأیید مدیر بخش مربوطه منتشر می‌شود.

نظرات

شما در حال پاسخ به نظر «» هستید.
لطفا عدد مقابل را در جعبه متن وارد کنید
captcha