به گزارش ایسنا، «عبدالباری عطوان» تحلیلگر سرشناس جهان عرب و سردبیر روزنامه «رای الیوم» در مقالهای تحلیلی و انتقادی، بهشدت به عملکرد «دونالد ترامپ» رئیسجمهور آمریکا در قبال ایران تاخته و نوشته است رئیسجمهوری که با شعار بازگرداندن «عظمت آمریکا» به قدرت رسید، در عمل این کشور را به «سوژه تمسخر» تبدیل کرد. به گفته عطوان، ترامپ با عقبنشینی از طرح حمله نظامی «قاطع» علیه ایران، پروژهای را کنار گذاشت که هدف آن تغییر بنیادین نظام سیاسی ایران و جایگزینی آن با حکومتی وابسته و مطیع واشنگتن بود.
به نوشته این تحلیلگر، دستور توقف عملیات در شرایطی صادر شد که بمبافکنهای آمریکایی در آسمان و در نزدیکی مرزهای ایران قرار داشتند.
عطوان میگوید این تصمیم نه از سر عقلانیت راهبردی، بلکه پس از تماس فوری بنیامین نتانیاهو با ترامپ اتخاذ شد؛ تماسی که در آن، نخستوزیر رژیم صهیونیستی نسبت به پیامدهای فاجعهبار پاسخ ایران هشدار داد.
عطوان تأکید میکند که تلآویو بهخوبی میدانست هرگونه حمله آمریکا به ایران، با واکنشی بیسابقه مواجه خواهد شد؛ واکنشی که میتوانست شامل شلیک هزاران موشک به عمق سرزمینهای اشغالی باشد و زیرساختهای حیاتی، مراکز نظامی و اقتصادی رژیم صهیونیستی را بهطور گسترده نابود کند. به باور او، خطر محدود به تلآویو نبود، بلکه ۵۵ پایگاه نظامی آمریکا در منطقه و حدود ۷۰ هزار نظامی آمریکایی نیز در تیررس مستقیم پاسخ ایران قرار داشتند؛ سناریویی که میتوانست آمریکا را با موجی از تلفات انسانی و بحران داخلی مواجه کند.
این روزنامهنگار عرب، اظهارات ترامپ درباره «تشکر از ایران» بهدلیل توقف اعدام معترضان را «نمایشی مضحک و بیسابقه» در تاریخ منازعات نظامی توصیف میکند و آن را نشانه سطح نازل سیاسی و راهبردی کاخ سفید میداند. عطوان معتقد است رئیسجمهور آمریکا حتی در یافتن یک خروج آبرومندانه از بحران نیز ناتوان بود و با طرح چنین ادعاهایی، بیش از پیش ضعف ساختاری تصمیمسازی در واشنگتن را آشکار کرد.
عطوان همچنین ادعای ترامپ مبنی بر اینکه هیچیک از متحدان، از جمله رژیم صهیونیستی یا برخی دولتهای عربی، در عقبنشینی آمریکا نقش نداشتهاند را «دروغی آشکار» میخواند و مینویسد دلیل واقعی توقف حمله، ناتوانی آمریکا در مواجهه با کشوری بود که نهتنها از تهدیدات نترسید، بلکه با تکیه بر قدرت نظامی و انسجام داخلی، آماده ورود به میدان تقابل شد.
به باور این تحلیلگر، آنچه بیش از همه آمریکا و رژیم صهیونیستی را غافلگیر کرد، تجربه جنگ دوازدهروزه ژوئن بود؛ جنگی که در آن، موشکهای بالستیک پیشرفته ایران از سامانههای دفاع هوایی عبور کرده و با دقت بالا به اهداف خود اصابت کردند. عطوان این رخداد را «پیروزی راهبردی» ایران میداند که اسطوره شکستناپذیری دفاع هوایی رژیم صهیونیستی را فرو ریخت و نشان داد تلآویو در برابر حملات گسترده، آسیبپذیرتر از آن چیزی است که ادعا میکرد.
او سپس دلایل اصلی وحشت رژیم صهیونیستی از تشدید درگیری را در چهار محور تشریح میکند؛ نخست، اطمینان از ناکامی هرگونه حمله در تغییر نظام ایران، مگر با یک تهاجم زمینی گسترده شبیه افغانستان و عراق؛ گزینهای که حتی ساختار عمیق قدرت در آمریکا نیز حاضر به پذیرش هزینههای آن نیست.
دوم، نگرانی از خسارات سنگین نظامی، اقتصادی و روانی ناشی از ناتوانی سامانههای دفاعی در رهگیری موشکها و پهپادهای ایرانی.
سوم، دستیابی اطلاعاتی تلآویو به این جمعبندی که پاسخ ایران در جنگ آینده، میان اهداف نظامی و غیرنظامی تفکیک قائل نخواهد شد و میتواند تلفات بیسابقهای در میان شهرکنشینان بر جای بگذارد.
چهارم، تبدیل شدن ایران به یک «کشور در آستانه هستهای» که در صورت تداوم جنگ، ممکن است با صدور فتوایی جدید، مسیر ساخت سلاح هستهای را بهعنوان دفاع مشروع در پیش بگیرد؛ مسیری که به گفته عطوان، با توجه به وسعت جغرافیایی ایران، برای این کشور قابل تحمل است، اما رژیم صهیونیستی حتی توان تحمل یک ضربه هستهای را ندارد.
عطوان در ادامه، به سخنان اخیر رهبر انقلاب اسلامی ایران اشاره کرده و آنها را «دقیق و راهبردی» توصیف میکند؛ سخنانی که بر نقش وحدت ملی در خنثیسازی فشارهای خارجی و ضرورت پاسخگویی آمریکا تأکید داشت.
در بخش پایانی، این نویسنده عرب خطاب به رضا پهلوی، مینویسد شرطبندی بر آمریکا و رژیم صهیونیستی، بارها شکست خورده و این بار نیز نتیجهای نخواهد داشت. عطوان با یادآوری سرنوشت محمدرضا پهلوی پس از انقلاب اسلامی، تأکید میکند که همان قدرتهایی که امروز شعار حمایت سر میدهند، در لحظه بحران حتی حاضر نشدند به شاه سابق ایران پناه بدهند.
او نتیجه میگیرد که تحولات اخیر نشاندهنده آغاز تغییر شتابان معادلات قدرت و راهبرد در منطقه است؛ تغییری که بهگفته عطوان، نه به سود آمریکا و رژیم صهیونیستی، بلکه به نفع محورهایی رقم میخورد که بر استقلال، مقاومت و اتکا به توان داخلی تکیه دارند.
انتهای پیام


نظرات