به گزارش ایسنا، فاطمه زهرا جامی در اعتماد نوشت: هفته را مرور میکنم، عمیقترین مکالمات، بهترین و بدترین لحظاتی که گذشت، حرفها، صداها، آدمها و راهها و… همه چیز کدر است. انگار مه غلیظی همه جا را فرا گرفته. میخواهم از بیرون باخبر شوم، اطلاعات و تصاویر دست و پا شکستهای نصیبم میشود. درست مثل اطلس مسیریابی که صفحاتی از آن پاره شده باشد و در میانه راه، ندانی که به راست بپیچی یا به چپ.
ملغمهای از فکرها قاب ذهنم را پر میکند: حال دوستانم چطور است؟ امتحانهای دانشگاه چه میشود، اگر حضوری باشد تمام جزوههایم در گروه است و نمیتوانم دانلود کنم. کارم چه میشود؟ نکند برای اینکه کارم مربوط به شبکههای اجتماعی است، حالا دیگر نیازی به من نباشد؟ میم که فریلنسر است الان چطور درآمد دارد؟ کلاسهای آنلاین سین چه میشود؟ نوبت دکتر را حالا چطور بگیرم؟ آنلاین شاپ الف چه میشود؟ چطور از حال «ف» که مهاجرت کرده باخبر شوم؟ و… نقطه میگذارم.
پاسخ همه این سوالات واژهای است به نام «امنیت ملی» و سوال اینجاست، پس تکلیف امنیت روانی ما چه میشود؟ آیا امنیت روانی جامعه و اعتماد متقابل مردم و حاکمیت، مولفه مهم امنیت ملی نیست؟
ما نسل زدیهای مقیم جنوب غربی قاره آسیا و منطقه همیشه پرحاشیه خاورمیانه، به صورت واضح و عملی در محاصره انواع و اقسام محدودیتها هستیم و حالا باید به این لیست اینترنت که بخش جداییناپذیر از زندگی همه ما هست و تمامی زیست روزمرهما به آن وابسته است را نیز اضافه کنیم.
اینترنت برای ما صرفا یک ابزار کاربردی نیست، دانشگاه است، محل ابراز وجود است، سرگرمی است، کار است، راه ارتباط و اتصال به جهان است، اما الان، ۱۲ روز است که در بیخبری و تعلیق هستیم.
۱۲ روز محدود بودن اینترنت یعنی از بین رفتن امنیت روانی جامعه، کاهش امید و انگیزه، اختلال در زندگی روزمره مردم، توقف دسترسی افراد به کیف پولها و داراییهای دیجیتال، بیاعتمادی به کسب و کارهای دیجیتال و به تبع آن کاهش انگیزه برای کارآفرینان، سرمایهگذاران و متخصصان این حوزه، افزایش بیکاری، افزایش مهاجرت، گسترش استفاده از ابزارهای ناامن و به تبع آن کاهش امنیت داده و افزایش بیاعتمادی به دولت و سیستمهای اطلاعاتی و این تنها بخشی از پیامدهای جبرانناپذیر چنین اقدامی است.
به نظرم بهتر است امسال را سال قطعی اینترنت و حوادث غیرمترقبه نامگذاری کنیم، چراکه امسال در فاصله فقط ۷ ماه، دوبار شاهد محدودیت اینترنت بودیم. دیر یا زود این محدودیتها برداشته میشود و آن چیزی که باقی میماند، خسارت به اعتماد و امنیت روانی جامعه است که به آسانی قابل جبران نیست و بدون تعریف دقیق از مختصات شرایطی که به موجب پیش آمدن آن دسترسی به اینترنت محدود و قطع میشود و این اتفاق را قابل پیشبینی کند.
در این روزها که هیچ چیز عادی نیست، ما مردم عادی در لابهلای تلاشهایمان، در جستوجوی اینترنت هستیم، چون در قرن بیستویکم دسترسی به کبوترنامهرسان و دود نداریم.
انتهای پیام


نظرات