به گزارش ایسنا، کوروش احمدی، دیپلمات پیشین کشورمان، در گفتوگو با روزنامه «دنیای اقتصاد» میگوید که ترامپ نه تنها روندهای تصمیمگیری در حکومت را رعایت نمیکند بلکه اصل غافلگیری برای وی بسیار مهم است و زیاد هم دروغ میگوید. احمدی معتقد است که برای یک حمله نظامی لازم است چه آمریکا و چه اسرائیل امکانات لازم را داشته باشند. یعنی ترامپ لازم دارد که امکانات نظامی گستردهای مانند حداقل دو ناو هواپیمابر در منطقه داشته باشد و داراییهای نظامی آمریکا را منتقل کرده باشد تا ریسک خیلی نابخردانهای نکرده باشد و اگر ایران جواب داد بتواند مقابله کند.
جناب احمدی،ما همواره شاهد اظهارات ضد و نقیض از سوی دونالد ترامپ، رئیسجمهور آمریکا چه در مورد اقدام نظامی علیه ایران و چه در مورد بحث گفتوگوهای دیپلماتیک بودهایم. روندی که طی دو، سه هفته اخیر شدت بیشتری گرفته است. به نظر شما دلیل این تناقضگوییهای ترامپ چیست؟
دونالد ترامپ هم سهوا و هم عمدا به یک سری ترفندهای زبانی متوسل میشود. یعنی طیفی از ترفندهای بیانی و زبانی را استفاده میکند که بخشی از آن سهوی است. علت اصلی این است که ترامپ روند تصمیمگیری به شکل معمول و سنتی را که در سیستمهای حکومتی معمول است، رعایت نمیکند. یعنی بهرغم اینکه تصمیمگیری در رابطه با سیاست خارجی معمولا از وزارت خارجه، مدیریت میانه و سطح کارشناسی شروع میشود و در مراحل عالی به مرحلهای میرسد که رئیسجمهور نهایتا تصمیم میگیرد، اما در مورد ترامپ اینگونه نیست.
درواقع ترامپ به این شیوه تصمیمگیری معتقد نیست و سیاست خارجی را شخصیسازی کرده و همه چیز در انحصار خودش قرار گرفته است. شورای امنیت ملی آمریکا تقریبا تعطیل شده است. حتی منصوبان ترامپ در وزارت خارجه نیز عملا کارهای نیستند. مارکو روبیو، وزیر خارجه، نیز بیشتر مسائل مربوط به مکزیک، ونزوئلا و کوبا را انجام میدهد. ترامپ معمولا اغلب در مصاحبهها و صحبتهای فراوانش هر آنچه را به صورت لحظهای و دفعتی به ذهنش میرسد، بیان میکند.
البته این مساله نیز مهم است که ترامپ پیش از مصاحبه با چه کسانی ملاقات کرده باشد؛ زیرا بعضا تحت تاثیر آنها مطالبی را بیان میکند. بخش دیگر اقدامات ترامپ تعمدی است؛ یعنی ترامپ خیلی به اصل غافلگیری اعتقاد دارد. در این بین غافلگیری در حوزه نظامی برای وی بسیار مهم است. حتی در اقدامات سیاسی و دیپلماتیک نیز تلاش دارد همه طرفها حتی خودیها را غافلگیر کند؛ لذا بخشی از ضدونقیض صحبت کردنهای وی به همین دلایل است.
همچنین ترامپ مثل همه پوپولیستها از دروغ زیاد گفتن ابایی ندارد. واشنگتنپست آمار گرفته بود که در ۴ سال اول ریاستجمهوری ترامپ، او بیش از ۳۶هزار دروغ گفته بود. لذا چون رئیسجمهور آمریکا طیفی از ترفندهای زبانی را استفاده میکند به سختی میتوان دریافت که چه چیزی را در نظر دارد. ضمن اینکه ترامپ در داخل نیز حامیانی دارد که دیدگاههای متفاوت و گاه متعارض دارند. پایگاه رای و پایگاه اجتماعی و مردمی او در داخل اصولا مخالف درگیری نظامی بهخصوص در خاورمیانه است. اما محافل قدرتمندی نیز از او حمایت و بهویژه حمایت مالی میکنند که میتوان آنها را نئوکان و امپریالیست نامید.
اینها طرفدار استفاده از قدرت نظامی آمریکا هستند. مجموعه این عوامل باعث شده ترامپ پیوسته درگیر تعارض و تناقض باشد. با توجه به این عوامل، در مجموع میتوان گفت او فعلا گزینه نظامی در ارتباط با ایران را متوقف کرده. اما نمیتوان گفت خطر یک اقدام نظامی قطعا منتفی است و ممکن است چند روز یا چند هفته زمان ببرد تا بتوانیم بگوییم اقدام نظامی در دستورکار او هست یا خیر.
در حال حاضر اگر اقدام نظامی و گزینه دیپلماسی را در دو کفه ترازو قرار دهیم، وزن کدام یک بیشتر است؟
در کوتاه مدت فکر میکنم اقدام نظامی فعلا منتفی است. در مورد اقدام دیپلماتیک نیز یک بار گفت که من تماس دیپلماتیک با ایرانیها را متوقف کردهام ولی بعد ویتکاف صحبت از این کرد که گزینه دیپلماتیک همچنان در دستورکار است. لذا در مورد گزینه دیپلماسی نیز با تناقضگوییهای ترامپ و تیم او مواجه هستیم.
به نظر میرسد آمریکاییها تاحدودی سطح انتظارات خود را از ایران بالا بردهاند و تصورشان این است که حاشیه مانور ایران محدود شده، برگهای برندهاش کاهش یافته و موقعیتش در منطقه تضعیف شده است. لذا نوعی زیادهخواهی پیشه کردهاند. صحبتهای جدید استیو ویتکاف مبنی بر اینکه باید برنامه موشکی، گروههای نیابتی، توقف غنیسازی و میزان اورانیوم غنیشده در دستورکار قرار گیرد، جدید بود. قبلا تنها راجع به برنامه هستهای صحبت میکردند.
آیا آمریکا و شخص ترامپ در مورد حمله به ایران نگران پیامدهای یک درگیری گسترده نیز بودند؟
ترامپ یک خط مشی کلی و عمده دارد که براساس آن میتوان حدس و گمانهایی در رابطه با اقداماتی که میخواهد انجام دهد، داشت. در مورد حمله به ایران در مقاطعی که صحبت از این میکرد که مردم اعتراضات را ادامه دهند و کمک در راه است، واقعا اعتقاد داشت که میخواهد اقدام نظامی انجام دهد. ولی بعدتر با مشورتهایی که کرد، یا به او گفتند یا به این نتیجه رسید که یک اقدام نظامی علیه ایران با توجه به اینکه جمهوری اسلامی همچنان از توان بازدارندگی برخوردار است، ممکن است صرفا به یک اقدام نظامی ختم نشود و ایران واکنش نشان دهد. لذا ترامپ لازم دارد که امکانات نظامی گستردهای مانند حداقل دو ناو هواپیمابر در منطقه داشته باشد و داراییهای نظامی را منتقل کرده باشد تا ریسک خیلی نابخردانهای نکرده باشد و اگر ایران جواب داد بتواند مقابله کند.
توجه داشته باشیم که ایران همچنان بازدارندگی موشکی را دارد و چه اسرائیل و چه آمریکا بخواهند به ایران حمله کنند باید تدارکات مفصلی ببینند و داراییها و امکانات نظامی گستردهای را در منطقه فراهم کنند تا اگر ایران دست به تلافی زد بتوانند از قلمرو اسرائیل و پایگاههای آمریکایی دفاع کنند. بنابراین اگر واشنگتن بخواهد دست به اقدام نظامی بزند باید امکانات زیادی را به منطقه بیاورد.
گفته میشود بنیامین نتانیاهو،نخستوزیر رژیم صهیونیستی،در گفتوگو با ترامپ، برای عدم حمله به ایران اعتراف کرده که اسرائیل به طور کامل برای دفاع در برابر حملات تلافیجویانه تهران آماده نیست. این عامل تا چه حد در تغییر گزینه جنگی ترامپ تاثیر داشته است؟
در مورد اسرائیل نیز همان گزینه آمادگی و تدارک کافی صدق میکند. یعنی باید آمادگی کامل داشته باشند تا اگر به ایران به صورت نقطهای حملهای انجام دادند در برابر واکنش ایران بتوانند امکانات دفاعی کافی داشته باشند.
نقش متحدان کلیدی آمریکا مانند عربستان سعودی، قطر، مصر و کلا میانجیگران منطقهای را در تصمیمگیری ترامپ چقدر موثر میدانید؟
یک سری کشورهای منطقه موافق درگرفتن یک جنگ دیگر و اصابت ترکشهای آن به این کشورها نبودند. کشورهای منطقه بهخصوص شورای همکاری خلیجفارس با جنگ مخالف هستند، زیرا احساس میکنند که اگر جنگی صورت بگیرد، احتمال اینکه آتش جنگ به این کشورها سرایت کند نیز وجود دارد. این در حالی است که مساله ناامنی در خلیجفارس و مشکل شدن تردد برای آنها بسیار مهم است؛ زیرا توسعه اقتصادی در دستورکار این کشورها قرار دارد و نمیخواهند اتفاقی بیفتد یا تنشی شکل بگیرد که یا تهدیدی برای آنها ایجاد کند یا به برنامههای اقتصادیشان لطمه بخورد. هر چند آنها موافق این هم نیستند که خودشان یا آمریکا و اروپا با ایران رابطه عادی و توسعهیافتهای داشته باشند. یعنی همین وضعیت موجود که ایران تحت تحریم است اما خطر برخورد نظامی وجود ندارد، برای کشورهای عربی منطقه مطلوبترین گزینه است.
در سند امنیت ملی آمریکا ایران نه به عنوان تهدید بلکه به عنوان یک چالش قلمداد شده است و گفته شده که به دنبال تغییر رژیم در ایران نیستند. ممکن است ترامپ اقدامی در خلاف این سند انجام دهد؟
ترامپ به دنبال تغییر رژیم در ایران نیست، زیرا هم پایگاه داخلیاش چنین اجازهای نمیدهد و هم ترامپ همواره اعلام کرده که مخالف تجربه تغییر رژیم در عراق و افغانستان بوده است. ضمن اینکه تغییر رژیم مستلزم هزینه کردن و سرباز پیاده کردن روی زمین است. در مورد ونزوئلا نیز ترامپ به دنبال تغییر رژیم نبوده و نیست و دنبال این است که با یک سری اقدامات نظامی دفعتی و نقطهای و بسیار محدود بر این کشور تاثیراتی باقی بگذارد. یعنی مانند حملهای که به تاسیسات هستهای ایران انجام دادند. رئیسجمهور آمریکا نمیخواهد فراتر از این گام بردارد. البته اسرائیل نیز دنبال تغییر رژیم به شکل کلاسیک نیست، بلکه دنبال فروپاشی ایران است و از این نظر سیاست اسرائیل علیه ایران بسیار خطرناک است. در مورد اینکه در سند امنیت ملی آمریکا، ایران به عنوان یک چالش معرفی میشود نیز باید به مواردی چون تهدید مسیرهای نفتی و بستن تنگه هرمز اشاره کرد.
انتهای پیام


نظرات