حمید عابدیها در گفتوگو با ایسنا اظهار کرد: جایگاه شعر قزوین در ادبیات ایران در همه زمانها جایگاه متوسطی بوده و با بروز و ظهور یک شاعر مخصوص در دورهای خاص این رتبه بالاتر رفته و در دورهای دیگر این رتبه پایینتر آمده است، بنابراین میانگین جایگاه شعر و شاعران قزوین در بستر تاریخ جایگاه متوسطی بوده است.
وی ادامه داد: در ایران فرهنگی بزرگ قدیم، ناحیهای به نام آذربایجان داشتهایم که تبریز، ارومیه، اردبیل، گنجه، اردوباد، نخجوان و شروان ازجمله شهرهای آن بودهاند، اینکه شاعران توانمندی مانند خاقانی شروانی، نظامی گنجوی و شهریار تبریزی از این ناحیه برخاستهاند، جایگاه ناحیه آذربایجان را بالا میبرد، همچنین برای مثال حافظ، سعدی، فرصتالدوله شیرازی، حلوایی شیرازی و بدیعالزمان شیرازی از ناحیه فارس برخاستهاند و جایگاه ادبی این ناحیه را در ادبیات ایران بالا میبرد.
عضو هیئت علمی دانشگاه بینالمللی امام خمینی(ره) عنوان کرد: در قرون پیش از این، مانند دوران معاصر نبوده که استانبندی فعلی را داشته باشیم، بلکه مناطق مختلف ناحیهبندی بودهاند، ناحیهای که قزوین در آن قرار داشته، ناحیه جبال یا عراق عجم بوده است، شهرهای ری، تهران، قزوین، همدان، ساوه، اراک و اصفهان جزو این ناحیه بودهاند و سهم ناحیه عراق عجم در هیچ دورهای از تاریخ کمتر از نواحی دیگر نبوده است، اما سهم شهر قزوین سهمی متوسط بوده که البته در سه دوره تا دوره معاصر در اوج قرار داشته است.
این شاعر و پژوهشگر ادبی بیان کرد: یکی از این دورهها در قرن هشتم بوده که عبید زاکانی قزوینی را داشتهایم، ایشان به لحاظ نبوغی که در طنز داشته، شاعر طنز بینالمللی شناخته میشود و نه تنها در ایران، بلکه بالاتر از عبید زاکانی قزوینی در جهان طنز و دنیای ادب نداشته و نداریم، عبید زاکانی قزوینی با رساله اخلاقالاشراف، موش و گربه و رساله دلگشا باعث شده شعر قزوین در قرن هشتم در اوج قرار داشته باشد.
وی در ادامه خاطرنشان کرد: در دوره صفوی نیز قزوین دو مرحله پایتخت بوده است، یکبار در دوره شاه طهماسب اول صفوی و یکبار در دوره شاه عباس ثانی. از این جهت که در دنیای قدیم همه امکانات، هنرمندان و دانشمندان در پایتختها حضور داشتهاند، قزوین نیز در آن دوران با شاعرانی مانند شرفجهان قزوینی، وحید قزوینی، واعظ قزوینی و سالک قزوینی که از این ناحیه برخاستهاند، در سبک ادبی هندی قزوین سرآمد بوده است.
سبک هندی همان سبک قزوینی است
عابدیها تأکید کرد: سبکی که امروز به سبک هندی مشهور است، پیش از اینکه به این نام مشهور باشد، مشهور به سبک اصفهانی بوده و پیش از اینکه به سبک اصفهانی مشهور باشد به سبک قزوینی مشهور بوده است، چرا که شاعرانی که اشعار فاخری به این سبک سرودهاند قزوینی بودهاند.
وی تصریح کرد: همچنین در دوره مشروطه نیز قزوینیها خوش درخشیدهاند، شخصیتی مانند اشرفالدین حسینی قزوینی گیلانی متخلص به نسیم شمال مربوط به این دوران بوده است، ایشان چهارده سال پایانی از عمر هشتاد ساله خود را در رشت ساکن بوده و بقیه عمرش را در قزوین میزیسته و در روزنامهنگاری و سرودن اشعار منتقدانه اجتماعی سرآمد بوده است.
این شاعر و پژوهشگر ادبی افزود: همچنین در دوران مشروطه میرزا علیاکبر دهخدای قزوینی معروف به علامه دهخدا با چرند و پرند، امثالالحکم و به خصوص با لغتنامه شهرت دارند، استاد شفیعی کدکنی میفرمود سهمی که دهخدای قزوینی با تولید لغتنامه فارسی بر گردن زبان فارسی و فرهنگ ایرانی دارد، تنها قابل مقایسه با سهمی است که ابوالقاسم فردوسی با سرایش شاهنامه بر گردن زبان فارسی دارد.
وی در ادامه اظهار کرد: پس از این دو تن نیز علامه محمد قزوینی در دوران مشروطه بوده است، ایشان چندین سال در آلمان و فرانسه بوده و پنج سال نیز در دوره جنگ جهانی اول در برلین بوده است، در مجموع طی سالهایی که ایشان در اروپا بوده شیوه تصحیح انتقادی و مقالات انتقادی را با خود ارمغان آورد و همه کسانی که پس از ایشان در تحقیقات علوم انسانی به خصوص در تحقیقات ادبیات فارسی ورود کردهاند، مدیون علامه محمدخان قزوینی هستند.
عضو هیئت علمی دانشگاه بینالمللی امام خمینی(ره) عنوان کرد: همچنین ما در دوره مشروطه عارف قزوینی را داشتهایم که پیوندی از شعر به موسیقی زده است، عارف قزوینی در سرودن اشعار وطنی و بهخصوص تصانیف و ترانههای ملی-مذهبی بینظیر است.
وی بیان کرد: بنابراین شهر قزوین نمره متوسط ادبی برای همه دورهها دارد، برای شعر در دوران معاصر قزوین نیز نمیتوان سطحبندی کرد، باید از این دوره گذر کنیم تا در قرون آتی، نقادان شعر و ادب بتوانند داوری دقیقتری نسبت به دوره ما داشته باشند، اما تا دوره معاصر سه دوره مشخص و اوج داشتهایم که پیشتر به تفصیل ذکر شد.
عابدیها در خصوص انتظارات از دستگاههای متولی فرهنگ و هنر خاطرنشان کرد: بخشی از این انتظارات عمومیت دارد و انتظاری است که باید از مسئولین در خصوص نگاهداشت جانب فرهنگ و هنر داشت، اما بهطور ویژه انتظارات در حوزه شعر و شاعری این است که باید شعر از جنبه تفننی و تزئینی و برگزاری فستیوالها عبور کرده و محافل شعری تشکیل دهیم.
وی تأکید کرد: در دوران قدیم ما انجمنهایی تحت عنوان شعله، مشتاق، سروش و آذر را در استانهای مختلف داشتیم، در قزوین هم تا سالهای پیش از پیروزی انقلاب انجمنهایی را داشتیم و پس از پیروزی انقلاب نیز انجمن عبید، گپ، سنگپا و مولانا-حافظ پژوهی را داریم، انتظار از مسئولین این است که این انجمنها را تقویت کرده و صرفاً ارتباط شعر و شاعر با شعر و شاعر دیگر نباشد، به این معنا که شعر و شاعر با مردم زمین و زمان خود ارتباط داشته باشند و از جامعه، عواطف و نیازمندیهای اجتماعی الهام بگیرند و روی اجتماع اثر بگذارند.
این شاعر قزوینی تصریح کرد: امروز گسستی بین هنر شاعری و شاعر با جامعه اتفاق افتاده و متأسفانه ما دچار گسست فرهنگی شدهایم، به این معنا که شاعر در کتاب است و در جامعه نیست، کتابش هم صرفاً به دست شاعران دیگر میرسد، اما اگر انجمنهای ادبی تقویت شوند شاعر با جامعه و عموم مردم پیوند خواهد خورد و با نیازها و عواطف اجتماعی بهطور ملموس مواجه میشود و شعر او از حالت کلیشهای و تزئینی خارج خواهد شد، نتیجه همان میشود که اقبال لاهوری گفت شاعر زبان ملت خودش است، خرمشاهی نیز درباره حافظ گفت حافظ حافظه قوم ایران است.
انتهای پیام


نظرات