چهارمین امام معصوم حضرت علی بن حسین (ع)، ملقب به زینالعابدین و سیدالساجدین، شخصیتی که جد بزرگوارشان حضرت علی بن ابیطالب (ع)، ایشان را بهترین اهل زمین بعد از پدرشان معرفی نمودهاند، در پنجم شعبان سال ۳۸ هجری در مدینه منوره چشم به دنیا گشودند. مادر مکرمه آن حضرت بنا بر قول صحیح و مشهور، شهربانو، دختر آخرین پادشاه سلسله ساسانی یزدگرد سوم بودهاند.
دوران کودکی حضرت، در زمان جد بزرگوارشان حضرت امیرالمؤمنین (ع) و عموی ارجمندشان، امام حسن مجتبی (ع)، گذشت و در زمان نوجوانی تا شهادت پدر بزرگوارشان حضرت امام حسین (ع)، که حدود ده سال به طول انجامید، در خدمت پدر و به همراه حضرت بودند.
حضرت سجاد (ع) در حالیکه ۲۴ سال سن داشتند، در واقعه کربلا حاضر بودند ولی به علت بیماری در خیمه بستری بود و همراه با اهل بیت، پس از شهادت پدر به اسیری رفتند. ایشان در کاخ یزید خطبه بسیار مهمی ایراد کرد که چهره یزید افشا شد و مردم شام نسبت به ماهیت حادثه کربلا آگاه شدند.
حضرت سجاد (ع) پس از شهادت پدر، به مدت ۳۵ سال یعنی تا سال ۹۴ قمری، در دوران بسیار سخت و خفقان بار خلفای اموی، منصب الهی امامت را به عهده داشتند. امام سجاد (ع) در سال ۹۴ ق با دسیسه ولید بن عبدالملک مسموم و به شهادت رسید و در جوار عموی بزرگوارشان حضرت امام حسن مجتبی (ع) در بقیع مدفون شدند. صحیفه سجادیه مجموعهای از دعاهای آن حضرت است که اینک در دست ما بهعنوان گنجینهای از معارف دینی موجود است.
در ادامه به مناسب ولادت امام سجاد(ع) و با هدف بررسی ابعاد صبر و مقاومت حضرت امام سجاد (ع) و درسهایی که از سیره صبر و مقاومت امام سجاد (ع) میتوان برای تقویت تابآوری و ایستادگی در برابر مشکلات به دست آورد با حجتالاسلام محمد حائری شیرازی، مدیر گروه علوم انسانی اسلامی پژوهشکده مصباح الهدی به گفتوگو پرداختیم. در ادامه متن کامل مصاحبه را میخوانیم:
ایسنا: با عنایت به فشارهای طاقتفرسا و محدودیتهای سیاسی و اجتماعی که در دوران خلافت امویان بر امام سجاد (ع) حاکم بود، چه عواملی به باور شما در استقامت و حفظ آرامش باطنی ایشان نقش اساسی داشت؟
ما ابتدا باید اتمسفر سنگین پس از واقعه عاشورا را به درستی ترسیم کنیم. دورانی که امام سجاد (ع) امامت را بر عهده گرفتند، شاید سیاهترین و خفقانآورترین دوره تاریخ اسلام بود؛ دورانی که مدینه در واقعه حره غارت شد و مکه به توپ بسته شد و سایه سنگین استبداد حجاج بن یوسف ثقفی بر بلاد اسلامی افتاده بود. در چنین گردابی که حتی نزدیکترین یاران اهلبیت دچار تزلزل میشدند، آرامش و طمأنینه امام سجاد (ع) حقیقتاً حیرتانگیز است.
این استقامت پولادین و آرامش باطنی، ریشه در چند عامل عینی و مشهود در سیره حضرت داشت که اولین و مهمترین آنها، «اتصال بیواسطه و شهودی به توحید» بود. امام سجاد (ع) در صحیفه سجادیه صرفاً دعا نمیخوانند، بلکه در حال ترسیم یک جهانبینی توحیدی هستند. وقتی ایشان در دعای پنجم صحیفه میفرمایند: «یَا مَنْ لَا تَنْقَضِی عَجَائِبُ عَظَمَتِهِ» (ای کسی که شگفتیهای عظمتش پایان نمیپذیرد)، ایشان در حال تماشای قدرتی هستند که قدرت بنیامیه در برابر آن هیچ است. کسی که عظمت الهی را با تمام وجود حس کرده باشد، هیمنه ظالمان در چشمش کوچک میشود. این همان رازی است که باعث شد ایشان در مجلس یزید، با دستان بسته اما با کلامی که کوهها را میلرزاند، سخن بگویند و ذرهای اضطراب در چهرهشان دیده نشود.
عامل دوم، «یقین به حقانیت مسیر و وعده الهی» بود. امام سجاد (ع) واقعه عاشورا را نه به عنوان یک شکست نظامی، بلکه به عنوان تحقق اراده الهی برای بیداری امت میدیدند. ایشان میدانستند که خون پدرشان هدر نرفته است. ما در تاریخ میبینیم وقتی شخصی به نام ابراهیم بن طلحه با طعنه از ایشان پرسید «چه کسی پیروز شد؟»، حضرت با آرامشی مثالزدنی فرمودند: «هنگامی که وقت نماز شد، اذان و اقامه بگو تا بدانی چه کسی پیروز شده است.» این پاسخ نشان میدهد که آرامش ایشان ناشی از نگاه به افق بلند تاریخ بود؛ افقی که در آن نام پیامبر (ص) و اسلام باقی مانده است و این یعنی پیروزی نهایی. ایشان گرفتار اکنونزدگی و فشارهای لحظهای نبودند، بلکه به غایت و سرانجام تاریخ مینگریستند.
سومین عامل که بسیار حیاتی است، «انس با قرآن و نیایش» به عنوان یک پناهگاه واقعی بود. این صرفاً یک تعبیر عارفانه نیست، بلکه یک کنش زیستی در زندگی حضرت بود. زهری که از علمای درباری بود، نقل میکند که علی بن الحسین (ع) را دیدم که میفرمود: «اگر همه مردم بین مشرق و مغرب بمیرند، تا زمانی که قرآن با من است، هیچ هراسی به خود راه نمیدهم.» این جمله کلید فهم آرامش ایشان است. امام سجاد(ع) در تنهاییهای مدینه و در بایکوت کامل اجتماعی، خلوت خود را با معارفی پر کردند که روح را از آسیبهای روانی ناشی از تروماهای اجتماعی مصون میداشت.
و نهایتاً، عامل چهارم «مسئولیتپذیری هدایتگرانه» بود. آرامش امام ناشی از این بود که ایشان برای خودشان یک مأموریت تعریف کرده بودند: «بازسازی جامعه فروپاشیده». کسی که هدف بزرگی دارد، سختیهای مسیر برایش معنادار و قابل تحمل میشود. ایشان به جای فرورفتن در غم و انزوا، شروع به خریدن بردگان، تربیت آنها و آزاد کردنشان کردند. این مشغولیت سازنده به تربیت نیرو و کادرسازی، به ایشان یک آرامش فعال میبخشید؛ آرامشی که ناشی از حس انجام وظیفه و حرکت به سمت هدف بود، نه نشستن و غصه خوردن.
بنابراین، آرامش امام سجاد (ع) یک آرامش انفعالی نبود، بلکه محصول ترکیب معرفت عمیق توحیدی، نگاه کلان به تاریخ، انس با قرآن و داشتن یک برنامه عملیاتی دقیق برای احیای اسلام بود.
ایسنا: به نظر شما، مهمترین ابعاد صبر و مقاومت حضرت امام سجاد (ع) کدام است؟ آیا صرفاً تحمل رنجها و سختیها بود، یا در این صبر و استقامت، حکمت و اهداف دیگری نیز نهفته بود؟
این سوال بسیار دقیق و راهبردی است، چرا که یکی از بزرگترین سوءتفاهمهای تاریخی در خصوص امام سجاد (ع)، تقلیل مفهوم «صبر» ایشان به معنای «سکوت» یا «خانهنشینی از سر ناچاری» است. اما وقتی تاریخ را با دقت واکاوی میکنیم، میبینیم که صبر ایشان، مصداق بارز «صبر استراتژیک» و «مقاومت فعال» بود، نه تحمل منفعلانه.
اولین و شاید مهمترین بُعد صبر ایشان، «صبر در بازسازی تشکیلات و کادرسازی» بود. پس از واقعه عاشورا، شیعه تقریباً تمام کادر رهبری و یاران میدانی خود را از دست داده بود. جامعه دچار ارتداد سیاسی شده بود. در اینجا صبر امام سجاد (ع) به معنای دندان بر جگر گذاشتن و کار گل کردن برای ساختن مجدد بنای تشیع از صفر بود. ایشان ۳۴ سال صبر کردند و به جای درگیری مستقیم نظامی که قطعاً به نابودی اندک باقیماندههای شیعه منجر میشد، یک شبکه زیرزمینی و علمی ایجاد کردند. نتیجه عینی این صبر چه بود؟ نتیجهاش ظهور مکتب امام باقر (ع) و امام صادق (ع) بود. اگر آن صبر زیربنایی و تربیت آرام نفرات توسط امام سجاد(ع) نبود، دانشگاه بزرگ جعفری هرگز شکل نمیگرفت. پس این صبر، یک تاکتیک هوشمندانه برای حفظ و انتقال میراث اصیل اسلامی بود.
بُعد دوم، «صبر در تغییر ذائقه فرهنگی جامعه» بود. بنیامیه جامعه را به سمت ابتذال اخلاقی و دنیاگرایی سوق داده بود؛ به طوری که مدینه به مرکز آوازهخوانان و رقاصان تبدیل شده بود. مبارزه با چنین انحطاطی، با شمشیر ممکن نیست. امام سجاد (ع) با ابزار «دعا» و «مناجات»، صبورانه شروع به تغییر اتمسفر جامعه کردند. صحیفه سجادیه یک مانیفست بازگشت به معنویت بود. ایشان با صبر و حوصله، مفاهیم عمیق توحیدی، حقوق شهروندی (رساله حقوق) و اخلاق اجتماعی را قطرهقطره در کام تلخ جامعه ریختند. این صبر، یعنی ایستادگی در برابر موج سهمگین فساد و ارائه صبورانه الگوی جایگزین. ما میبینیم که حتی غلامان و کنیزان در خانه ایشان تربیت میشدند و پس از آزادی، هر کدام به یک مبلغ و معلم اخلاق در جامعه تبدیل میشدند، این یعنی صبر تربیتی.
بُعد سوم، «صبر در مدیریت احساسات و جلوگیری از هیجانات زودگذر» بود. در دوران ایشان، قیامهای متعددی مثل قیام توابین یا قیام مختار و واقعه حره رخ داد. فشار روی امام زیاد بود که چرا قیام نمیکنید؟ صبر امام در اینجا به معنای عدم ورود به بازیهای سیاسی بیپشتوانه و هیجانی بود. ایشان میدانستند که بدون پشتوانه معرفتی و نیروی خالص، هر قیامی محکوم به شکست است و تنها بهانهای به دست دشمن برای سرکوب بیشتر میدهد. این نوع صبر، یعنی «خویشتنداری سیاسی» که بسیار سختتر از جنگیدن در میدان نبرد است؛ چرا که شما را در معرض تهمت ترس و سازش قرار میدهد، اما امام برای حفظ اصل اسلام، این تهمتها را به جان خریدند.
بنابراین، حکمتِ نهفته در صبر امام سجاد (ع)، «حفظ موجودیت اسلام و شیعه» در خطرناکترین پیچ تاریخی بود. اگر ایشان هم مانند عبدالله بن زبیر یا دیگر مدعیان، دست به شمشیر میبردند، با توجه به توحش بنیامیه در آن مقطع (مثل واقع حره)، قطعاً نسل آلعلی (ع) و راویان حدیث شیعه منقرض میشدند.
پس خلاصه کلام اینکه، صبر ایشان «صبرِ معماری» بود؛ معماری دوباره بنایی که یزیدیان ویرانش کرده بودند. صبری توأم با برنامهریزی، تربیت نیرو، تولید محتوای فرهنگی و مدیریت بحران، نه صرفاً نشستن و تماشا کردن گذر زمان.
ایسنا: در شرایط کنونی جامعه و با توجه به چالشهای متنوعی که پیش روی انسان امروز قرار دارد، چه درسها و الگوهایی از صبر و مقاومت حضرت امام سجاد (ع) میتوان برای تقویت تابآوری و ایستادگی در برابر مشکلات استخراج کرد؟
این سوال دغدغه بسیاری از انسانهای امروز است. ما در عصر اضطراب، فشارهای اقتصادی و بحرانهای اجتماعی زندگی میکنیم. اگر بخواهیم الگوی رفتاری امام سجاد (ع) را برای انسان امروز مدلسازی کنیم، میتوانیم به چند راهکار کلیدی و کاملاً کاربردی برسیم که تابآوری ما را به شدت افزایش میدهد.
اولین درس، «تبدیل تهدید انزوا به فرصت خودسازی و تولید» است. امام سجاد (ع) عملاً در یک بایکوت اجتماعی و حصر سیاسی بودند. واکنش طبیعی بسیاری از ما در برابر طرد شدن یا شکست خوردن، افسردگی و انفعال است. اما امام چه کردند؟ ایشان این انزوا را به یک «کارگاه تولید معنا و معرفت» تبدیل کردند. در همان خلوت، شاهکاری مثل «صحیفه سجادیه» و «رساله حقوق» متولد شد. درس امروزی آن است که در برابر شرایط بیرونی بر روی «توسعه فردی» و «ارتقای مهارتهای درونی» تمرکز کنیم. دوره سختی، بهترین زمان برای یادگیری، مطالعه و قویتر کردن ریشههاست. این همان تکنیک «رشد پس از سانحه» است که روانشناسی امروز نیز بر آن تاکید دارد و امام سجاد (ع) عالیترین نمونه آن را اجرا کردند.
دومین درس کاربردی، «تکنیک پناه بردن به معنویت برای بازیابی بهداشت روانی» است. فشارهای زندگی مدرن، ذهن را فرسوده میکند. امام سجاد (ع) با دعا، یک کانال تخلیه فشار روانی و شارژ مجدد روحی ایجاد کرده بودند. دقت کنید، دعا برای ایشان فقط درخواست حاجت نبود، بلکه «گفتگو درمانی» با خالق بود. ایشان در دعاها، ترسها، نگرانیها و امیدهایشان را بر زبان میآوردند. برای انسان امروز، اختصاص دادن بخشی از روز به خلوت، نیایش یا معنویت (برگرفته از آموزههای صحیفه)، یک مکانیزم دفاعی قدرتمند در برابر استرس و اضطراب است. این اتصال، به انسان یادآوری میکند که تنها نیست و تکیهگاهی امن دارد.
سومین الگو، «نیکوکاری به عنوان درمان رنج» است. روانشناسان معتقدند یکی از راههای برونرفت از غم شخصی، کمک به دیگران است. در تاریخ ثبت شده که امام سجاد(ع) شبانه و به صورت ناشناس انبان غذا بر دوش میکشیدند و به فقرا میرساندند؛ در حالی که خودشان داغدارترین فرد عالم بودند. ایشان منتظر نماندند تا حالشان خوب شود و بعد کمک کنند، بلکه با کمک کردن به دیگران، گویا روحیه خود را بازسازی میکردند. درس امروز این است که ما هم در اوج مشکلات مالی یا روحی خودمان، گرهی از کار کسی باز کنیم. این کنش اجتماعی مثبت، حس ارزشمندی و قدرت را به شما برمیگرداند و تابآوری شما را در برابر مشکلات شخصیتان بالا میبرد.
و نهایتاً درس چهارم، «حفظ کرامت و عزت نفس در اوج سختی» است. امام سجاد (ع) با وجود تمام فشارها، هرگز تن به ذلت ندادند و اجازه ندادند فقر یا فشار سیاسی، هویت ایشان را خرد کند. ایشان همواره آراسته بودند، بهترین عطرها را استفاده میکردند و با وقار راه میرفتند. این پیام مهمی دارد: نباید اجازه دهیم مشکلات اقتصادی یا اجتماعی، «سبک زندگی کریمانه» و «احترام به خود» را از ما بگیرد. حفظ ظاهر آراسته و رفتار محترمانه حتی در بدترین شرایط، پیامی است به مشکلات که شما نمیتوانید من را بشکنید.
بنابراین، الگوی امام سجاد (ع) برای ما یک الگوی کاملاً فعال است؛ استفاده از زمان تنهایی برای رشد، استفاده از معنویت برای آرامش، خدمت به دیگران برای درمان روح، و حفظ عزت نفس برای بقای شخصیت.
ایسنا: به نظر شما، آیا صبر و مقاومت در نگاه حضرت امام سجاد (ع) به معنای انفعال و چشمپوشی از جهاد و مبارزه بود، یا ایشان در عین استقامت، به صورت خردمندانه و هوشمندانه به تبیین حق و مبارزه با ظلم میپرداختند؟
به هیچ وجه. تصور اینکه امام سجاد (ع) راه انفعال و گوشهنشینی را برگزیدند، ناشی از یک خطای بزرگ تحلیلی و عدم شناخت ماهیت «قدرت» و «مبارزه» است. مبارزه همیشه به معنای شمشیر کشیدن نیست؛ گاهی کلمه از شمشیر برندهتر است و امام سجاد (ع) قهرمان بیبدیل «جهاد تبیین» و «مبارزه با قدرت نرم» بودند.
ایشان در عصری که هرگونه تحرک نظامی به سرعت و با خشونت سرکوب میشد (مانند واقعۀ حره)، استراتژی مبارزه را از فاز نظامی به فاز فرهنگی-سیاسی تغییر دادند. بیایید به چند مصداق عینی و کوبنده از این مبارزه هوشمندانه نگاه کنیم تا ببینیم آیا این رفتار، بوی انفعال میدهد یا شجاعت؟
اولین مصداق، «خطبههای آتشین و افشاگرانه» است. آیا کسی که منفعل است، در قلب کاخ یزید (شام)، در برابر چشمان خلیفه و هزاران نفر از درباریان، بالای منبر میرود و با جملاتی طوفانی مثل «أَنَا ابْنُ مَکَّةَ وَ مِنَی» چنان شوری به پا میکند که یزید مجبور میشود برای ساکت کردنش دستور اذان بدهد؟ ایشان در همان مجلس، مشروعیت بنیامیه را که دهها سال برای ساختنش هزینه کرده بودند، در یک ساعت فرو ریختند. این اوج جهاد و رویارویی مستقیم بود، نه سکوت.
دومین مصداق، «استفاده از دعا به عنوان سلاح ایدئولوژیک» است. صحیفه سجادیه پر است از مفاهیمی که مستقیماً پایههای حکومت جور را هدف میگرفت. وقتی امام در دعا بر «اهل بیت» صلوات میفرستند و ویژگیهای حاکم الهی را برمیشمردند، عملاً داشتند به مردم میگفتند که حاکمان فعلی (بنیامیه) غاصب و فاقد صلاحیت هستند. ایشان در قالب دعا، تئوری حکومت اسلامی را زنده نگه داشتند. این مبارزه زیرپوستی و عمیق، بسیار خطرناکتر از یک جنگ نظامی محدود برای حکومت بود، چون «ذهنها» را تغییر میداد.
سومین مصداق، «زنده نگه داشتن یاد عاشورا به عنوان نماد ظلمستیزی» بود. امام سجاد (ع) در طول ۳۴ سال امامتشان، از هر فرصتی برای گریه بر سیدالشهدا (ع) استفاده کردند. وقتی آب میدیدند گریه میکردند، وقتی غذا میدیدند گریه میکردند. این گریهها صرفاً عاطفی نبود؛ بلکه یک «کنش سیاسی» بود. هر قطره اشک ایشان، یک سوال بزرگ در ذهن مردم ایجاد میکرد: «چرا پسر پیامبر را کشتند؟». ایشان با این کار اجازه ندادند جنایت بنیامیه مشمول مرور زمان و فراموشی شود. ایشان پرچم خونین کربلا را در وسط شهر مدینه برافراشته نگه داشتند تا وجدانها آسوده نمانند.
و چهارمین مصداق، «برخورد با علمای درباری» است. نامهای که ایشان به «محمد بن مسلم زهری» (عالم وابسته به حکومت) نوشتند، یکی از تندترین و صریحترین اسناد سیاسی تشیع است. ایشان در آن نامه به صراحت به زهری میگویند: «تو به ابزاری برای توجیه ظلم ظالمان تبدیل شدهای و آسیاب ستم آنان با کمک تو میچرخد.» این نهیب زدن به نخبگان ساکت و خائن، عین مبارزه سیاسی و اجتماعی است.
بنابراین، امام سجاد (ع) نه تنها از جهاد چشمپوشی نکردند، بلکه «پیچیدهترین نوع جهاد» را فرماندهی کردند. ایشان در شرایطی که دشمن میخواست ریشه اسلام ناب را با تحریف و خشونت بخشکاند، با سلاح «تبیین»، «دعا»، «عاطفه» و «تربیت»، اسلام اصیل را از زیر آوار بیرون کشیدند. اگر آن استقامت هوشمندانه و آن افشاگریهای مستمر نبود، امروز نامی از کربلا و شاید نامی از اسلام واقعی باقی نمانده بود. صبر ایشان، عین عمل و عین فریاد بود.
انتهای پیام


نظرات