به گزارش ایسنا، خبرآنلاین نوشت:
نوری المالکی سیاستمدار عراقی شیعه و مردی که یک قدم بیشتر تا نخستوزیری عراق فاصله ندارد، این روزها زیر باران انتقادات داخلی و خارجی قرار گرفته است.
ماجرا تا آنجا پیش رفته که دونالد ترامپ رئیسجمهور ایالات متحده سهشنبه شب به وقت ایران در توئیتی ضمن دخالت آشکار در امور عراق، هشدار داد که در صورت انتخاب مجدد نوری المالکی به نخستوزیری، ایالات متحده کمکهای خود به عراق را متوقف خواهد کرد. ترامپ افزود که دوران قبلی صدارت مالکی (۲۰۰۶ تا ۲۰۱۴) با فقر و هرج ومرج کامل همراه بوده و نباید تکرار شود. رئیسجمهور آمریکا دلیل این تهدید را سیاستها و ایدئولوژیهای دیوانهوار مالکی عنوان کرده و خطاب به عراقیها گفت اگر ما برای کمک آنجا نباشیم، عراق هیچ شانسی برای موفقیت، کامیابی یا آزادی نخواهد داشت. عراق را دوباره باعظمت کنیم.
ماجرا از کجا شروع شد؟
دو هفته پیش محمد شیاع السودانی نخستوزیر مستقر عراق، کنارهگیری خود را از رقابت برای نخستوزیری اعلام کرد. این اقدام، در میانه مذاکرات سیاسی پس از انتخابات پارلمانی نوامبر ۲۰۲۵، راه را برای بازگشت نوری المالکی نخستوزیر پیشین، به قدرت باز کرد. نزدیک به یک هفته بعد چارچوب هماهنگ شیعیان عراق نوری المالکی، را به عنوان نامزد نخست وزیری عراق معرفی کرد.
رهبر حزب دموکرات کردستان و رئیس ائتلاف العزم، تقریبا بلافاصله در بیانیههایی جداگانه، ضمن حمایت از تصمیم چارچوب هماهنگی گروههای شیعی برای معرفی نوری المالکی به عنوان نامزد نخستوزیری، بر لزوم همگرایی ملی برای عبور از چالشهای پیش روی عراق تاکید کردند. کمی بعد ائتلاف الحسم الوطنی به ریاست ثابت العباسی وزیر دفاع عراق وهم حمایت خود را از نوری المالکی اعلام کرد.
یاسر المالکی رئیس ائتلاف دولت قانون هم اعلام کرد که انتخاب المالکی برای تشکیل کابینه آتی یک انتخاب خوب است.
نوری المالکی که در حال حاضر رهبر حزب دعوه عراق است حالا خود را آماده کرده تا برای سومین بار ساکن کاخ نخستزیری عراق شود. او هر چند در گام اول طرفداران زیاد پیدا کرد، اما منتقدان در داخل و خارج عراق از همان لحظه نخست تیغ تیز انتقادات را از مالکی دریغ نکرده و به هر نحو ممکن این سیاستمدار را نواختند. عمده انتقادات آنها در مورد نفوذ داعش در عراق و شکستهای پی در پی دولت نوری المالکی در سال ۲۰۱۴ برای مقابله با آن بود. انتقادات دیگر مسائلی چون فسادهای سیاسی و اقتصادی و همچنین نزدیکی به تهران را مطرح میکرد.
همه آنچه باید از نوری المالکی بدانیم
نوری المالکی که نزدیکانش او را جواد صدا میزنند از چهرههای تبعیدی عراقی در سالهای حکومت صدام حسین بود. او در سال ۱۹۷۹ شبی با نام مستعار، مرزهای عراق را به مقصد سوریه در حالی پشت سر گذاشت که سایه اعدام توسط بعثیها بر سرنوشتش سننگینی میکرد. مالکی در تبعید، نه یک روشنفکر بود و نه یک مبارز پرسر و صدا. او یک سازماندهنده حرفهای به حساب میآمد. در حزب الدعوه، او مسئول شاخه نظامی شد؛ جایی که یاد گرفت قدرت، نه از لوله تفنگ، که از شبکهسازی بیرون میآید.
وی در سال ۱۹۵۰ در شهرستان طویریج در استان کربلا به دنیا آمد و لیسانس خود را از دانشگاه اصول دین بغداد دریافت کرد. بعدها در رشته ادبیات عربی به درجه کارشناسی ارشد رسید. در سال ۱۹۷۰ به حزب الدعوه پیوست و پس از آنکه صدام به همه اعضای این حزب حکم اعدام داد؛ از سوریه گریخت و به مدت شانزده سال در سوریه زیر سایه خاندان اسد زندگی کرد.
وقتی در سال ۲۰۰۶، نام نوری المالکی به عنوان گزینه نخستوزیری مطرح شد، او را یک سیاستمدار کم دردسر میدانستند. ابراهیم جعفری، سلف او، بیش از حد برای واشینگتن تندرو و برای شرکای کرد غیرقابل پیشبینی بود. برای جورج بوش و مشاورانش او یک بوروکرات میانرده با سابقه سیاسی قابل قبول محسوب میشد. مالکی به محض نشستن بر صندلی قدرت نشان داد که او آنقدرها هم کمدردسر نیست. او به سرعت دست به ائتلاف و نهادسازی زد و با شناسایی دستهای پنهان قدرت در عراق به آنها نزدیک شد. منتقدان مالکی میگویند او از همان روز نخست، ارتباط سیاسی خود را به عنوان نخستوزیر عراق با پارلمان و وزرا قطع کرد و مقام خود را بالاتر از آن میدید که بخواهد با دیگری مشورت کرده یا در امور مرتبط با اداره عراق نقش دیگران را هم مدنظر قرار دهد.
پس از عملیاتی که با نام حمله شوالیهها در بصره شکل گرفت و مالکی و مقتدی صدر سیاستمدار شیعه دیگر، به رویارویی با هم در سل ۲۰۰۸ پرداختند، او ناگهان از سیاستمداری میانرده برای طرفدارانش که دل خوشی از بازیهای صدر نداشتند، به چهرهای ملی تبدیل شد. او خود را مردی نشان داد که برای حفظ قانون، حتی علیه همکیشان خود ماشه را میکشد. همین تصویر بود که به المالکی اجازه داد در انتخابات ۲۰۱۰، با شعار دولت قانون، فراتر از پایگاه سنتی حزب الدعوه، رای جمع کند.
سبک حکمرانی مالکی در دور دوم نخستوزیریاش (۲۰۱۰ تا ۲۰۱۴)، به سمت نوعی اقتدارگرایی میل کرد. او همزمان سرپرست وزارت دفاع، وزارت داخله و سازمان اطلاعات بود و به جای ائتلاف با کردها و سنیها، به سمت حذف آنها حرکت کرد. پرونده طارق الهاشمی، معاون اول رئیسجمهور، که با اتهامات تروریستی از کشور گریخت، تیر خلاصی به توافقات تقسیم قدرت در عراق بود.
او تنها به حلقهای کوچک از مشاوران اعتماد داشت که وجه اشتراک همهشان وفاداری مطلق بود، نه تخصص. در همین دوران ارتش عراق عملا از درون تهی و به پوسته یک ارتش شبیه شد. اتفاقی که نفوذ داعش را سرعت و سادگی بخشید.
نوری المالکی در ژوئن ۲۰۱۴ با پدیدهای روبهرو شد که تمام محاسباتش را به هم ریخت. در حالی که او در دفتر کارش در بغداد، غرق در گزارشهای خوشبینانه فرماندهان وفادارش بود، دومین شهر بزرگ عراق، موصل، در کمتر از چند ساعت فروپاشید و ارتش از پس شورشیان داعشی بر نیامد. منتقدان المالکی را سخت نواختند و نفوذ داعش در بیخبری دولت را نتیجه کنار زدن اقلیتها دانستند. المالکی اما هرگز زیر بار اشتباهاتش نرفت.
آینده عراق زیر سایه المالکی
نوری المالکی ۱۱ سال گذشته را در انزوای سیاسی سپری نکرد. برعکس، او در مرکز تحولات سیاسی عراق حضور داشت و برای بازگشت دوباره برنامهریزی کرده و وفادارانش را دور خود جمع کرده بود. منتقدان میگویند دور سوم نخستوزیری او احتمالا شکافهای فرقهای را عمیقتر کرده و فساد را نهادینهتر خواهد کرد و حکمرانی ضعیفتر خواهد شد. گروههایی که علیه ایران فعالیت میکنند، معتقدند برای تهران حالا نوری المالکی چهرهای کلیدی است. آنها میگویند در صورتیکه المالکی نخستوزیر عراق شود، بغداد بیش از همیشه به سمت ایران متمایل خواهد شد. به ادعای آنها این اتفاق میتواند مانع از استقلال عراق باشد. او همچنین به احتمال زیاد مانع عادیسازی روابط با دمشق خواهد شد. اتفاقای که دولت پیشین میلی به انجامش نداشت. المالکی بهصراحت با تعامل با رهبری جدید سوریه مخالفت کرده است. سال گذشته، او با حضور احمد الشرع رئیسجمهور موقت سوریه، در نشست اتحادیه عرب در بغداد مخالفت کرده بود.
ایالات متحده با انتخاب مارک ساوایا چهرهای تندرو و ضد ایران بهعنوان نماینده آمریکا در امور عراق، نشان داد که مایل به کنترل روابط میان سیاستمداران عراقی و ایرانی بوده و از هر گونه دوستی میان دو کشور هراس دارد. این سیاست با پیام ترامپ در مورد المالکی کاملا روشن شد.
انتهای پیام


نظرات