این جشن که به مناسبت فرا رسیدن دهمین روز از یازدهمین ماه پارسی، یعنی دهم بهمنماه، برگزار میشود، نمادی قدرتمند از پایان نودمین شب زمستان و نویدبخش غلبه روشنایی بر تاریکی و سرما است. اهمیت این رویداد فرهنگی که در آن مردم آرزوی گرمای پایدار و برکت محصول را دارند، به قدری است که در سال ۱۳۹۱ با شماره ۸۳۹ در فهرست میراث معنوی کشور به ثبت رسیده است.
جشن سده که در تقویم آریایی دقیقاً ۵۰ روز پیش از نوروز قرار دارد، همواره به عنوان یک جشن روشنایی در فرهنگ ایرانی جایگاه ویژهای داشته است. این جشن نه تنها پایان سرمای شدید را جشن میگیرد، بلکه به نوعی یک مراسم تحلیلی برای کشاورزان محسوب میشود؛ مردمی که زندگیشان وابسته به نظم فصول است، با این آتش بزرگ، سرما را وداع کرده و برای باروری زمین و بارشهای به موقع دعا میکنند. در خراسان رضوی، این جشن از حالت عمومی خارج و به مناسک روستایی و محلی تبدیل شده است که هر روستا با گویش و روشی خاص، خاطرات نیاکان خود را زنده نگه میدارد.
یک محقق و پژوهشگر فرهنگ عامه، با اشاره به ثبت ملی جشن سده، گفت: ثبت رسمی این جشن تنها یک گام اداری بود، در حالی که عمق تاریخی این جشن به قرنها پیش بازمیگردد.
مجتبی نظامآبادی، در گفت و گو با ایسنا افزود: جشن سده یک محاسبه زمانی دقیق بر اساس تقویم طبیعت است؛ این مراسم دقیقاً در دهم بهمنماه برگزار میشود و نمادگذاری آن بر پایه پایان نود شب زمستان بنا شده است.

وی خاطرنشان کرد: این زمانبندی به لحاظ اقلیمی حیاتی است، زیرا نقطه میانی ورود به فصل بهار محسوب شده و اعلام میکند که شدیدترین و طولانیترین بخش یخبندان به سر آمده و زمان برای امید به رویش فرا رسیده است.
نظامآبادی در ادامه، شهرستان بردسکن به ویژه روستای خانقاه را به عنوان یکی از مهمترین پایگاههای تداوم این سنت معرفی کرد و افزود: برخلاف تصور رایج، این جشن بدون سازماندهی اجرا نمیشود. محوریت اصلی و هدایت مناسک به طور کامل در اختیار بزرگان و ریشسفیدان محلی است.
وی بیان کرد: نقش آنها رهبری معنوی و حفظ پروتکلهای آیین است؛ آنان حکم قاضی و مفسر سنت را در آن شب دارند. در مقابل، نیروی پیش برنده جشن، یعنی تأمین اقلام، تماماً به عهده جوانان روستا است. جمعآوری هیزم، در سرمای بهمنماه، توسط همین جوانان انجام میگیرد و این وظیفه، به طور غیرمستقیم، پیوندهای همیاری بین نسلهای مختلف را تقویت میکند.
نظامآبادی خاطرنشان کرد: مردم از یک نوع گیاه خشک منطقه که به دلیل شکل شاخههایش به آن «بوته خار شکل» میگوییم، استفاده میکنند. این بوتهها را در مرکز آتش اصلی قرار میدهند. هنگامی که شعلهها به این بوتهها میرسند، به دلیل ساختار متخلخل و ترکیبات رزینی، صدای بسیار عجیبی ایجاد میشود؛ یک صدای تیز، جیغ مانند و غیریکنواخت که در سکوت مطلق شب، بسیار متمایز است. این صدا، بر اساس باورهای مردم، نیروی اهریمنی یا چشم بد را به سرعت از محل دور میکند و مراسم را از یک آتشبازی ساده به یک آیین دفع مؤثر تبدیل میکند.
سده، سده، صد به غله، ۵۰ به نوروز
این پژوهشگر فرهنگ عامه، همچنین به ذکر شعر مخصوصی در این شب اشاره کرد و گفت: همزمان با پرش از روی شعلههای آتش توسط مردان روستا زمزمه میشود: «سده، سده، صد به غله، ۵۰ به نوروز».
وی توضیح داد: مردم با خواندن آن، در واقع یک قرارداد ناگفته با طبیعت امضا میکنند؛ آنها انتظار دارند در ادامه مسیر تا نوروز، صد واحد از برکت و فراوانی برای محصولات کشاورزی خود کسب و پنجاه واحد از شادیهای عمومی و مناسبتهای اجتماعی کوچکتر را تجربه کنند. این یک محاسبات فراتر از اقتصاد روزمره است؛ این یک محاسبات امید و انتظار برای محصول آتی است.
نظامآبادی با اشاره به پیشینه تاریخی منطقه، ارتباط این آیین با فرهنگهای پیش از اسلام را قطعی دانست و اظهار کرد: وقتی ما از خراسان رضوی صحبت میکنیم، به ویژه مناطقی که در مسیر تمدنهای قدیمی قرار داشتهاند، نمیتوانیم تأثیر حضور پررنگ زرتشتیان را نادیده بگیریم. شواهد باستانشناسی در منطقه، به ویژه همجواری جغرافیایی و قدمت آتشکدهها، این فرضیه را تقویت میکند.
وی گفت: برای مثال، نزدیکی محل برگزاری آیین سده به بناهای تاریخی شاخصی نظیر مناره«علیآباد کشمر» که خود نمادی از معماری کهن و تداوم فرهنگی است، این پیوستگی تاریخی را تأیید میکند. جشن سده، در اصل، یک مراسم تحریک کننده طبیعت است؛ آتش در اینجا صرفاً برای روشنایی نیست، بلکه به عنوان عاملی برای برانگیختن نیروهای نهفته طبیعت، به ویژه در بستر زمین، عمل میکند تا بذرهایی که در خاک خفتهاند، برای آغاز رویش بهاری تحریک شوند.
نظامآبادی با ورود به جزئیات مرحله پس از اتمام مراسم اصلی افزود: عنصر حیاتی پس از خاموشی آتش، خاکستر آن است. این خاکستر که به آن «خاکستر سده» میگویند، به هیچ وجه نباید دور ریخته شود؛ بلکه نماد پاکی و انرژی مثبت متراکم شده است.
سده، موزهای زنده از تاریخ
رسم بر این است که این خاکستر با احتیاط جمعآوری شده و در محوطه مزارع اصلی پخش شود؛ اما نکته تعیین کننده برای تضمین موفقیت کل این آیین، انتظار برای اولین بارش باران پس از این مراسم است. در باور مردم، اگر خاکستر پاشیده شده در مزارع، تحت تأثیر اولین باران قرار گیرد، این اتصال زمین و آسمان، برکت محصول را برای تمام سال تضمین میکند. این وابستگی شدید به نتیجه کشاورزی، جشن سده را از یک نماد صرف، به یک پروتکل معیشتی تبدیل کرده است.
وی ادامه داد: در حالی که در بردسکن، تمرکز بر عمل پرش و تبادل مستقیم با آتش قویتر است، در برخی مناطق بجستان و سبزوار هم تأکید بیشتری بر جنبههای همبستگی اجتماعی پس از آیین صورت میگیرد. در برخی از این مناطق، پخت نانهای سنتی خاص با آرد ذخیره شده از سال گذشته و توزیع گسترده و همگانی آن بین تمام خانوادهها انجام میشود.
این محقق و پژوهشگر فرهنگ عامه، تأکید کرد: اگر بخواهیم سده را در یک جمله تعریف کنیم، باید آن را موزهای زنده از تاریخ، مذهب گذشتگان، ساختار وابستگی به کشاورزی و مکانیزمهای پیچیده اجتماع روستایی دانست. این جشن، برخلاف بسیاری از آیینهای امروزی که صرفاً جنبه نمایشی یا مصرفگرایی یافتهاند، در خراسان رضوی ماهیتی کاملاً عملکردی و کاربردی دارد.
این مراسم، نه تنها یادآور گذشته است، بلکه به عنوان یک استراتژی فرهنگی و اقلیمی برای تضمین برکت و حاصلخیزی در چرخه بعدی زندگی روستایی عمل میکند. این کارکرد عملی است که باعث شده است با وجود گذشت زمان و تغییر سبک زندگی، جشن سده همچنان با شور و اصالت در این مناطق برگزار شود و این همان دلیلی است که ما باید آن را با تمام جزئیات حفظ کنیم، زیرا حاوی کدهای بقای اجدادی ماست.
انتهای پیام


نظرات