به گزارش ایسنا، «وال استریت ژورنال» با این مقدمه در بررسی روند افول جایگاه آمریکا در چشم متحدانش هشدار میدهد روابط واشنگتن با متحدان سنتیاش در سراسر جهان در حال تیرگی است. سیاست خارجی تهاجمی و رویکرد تحقیرآمیز دونالد ترامپ در دور دوم ریاستجمهوری در قبال متحدان و کشورهای دیگر، اعتماد به آمریکا را بیش از هر زمان تضعیف کرده و نظرسنجیها نشان میدهند نگاه مثبت به آمریکا در اروپا، کانادا، مکزیک و حتی آسیا کاهش چشمگیری یافته و در برخی کشورها مانند آلمان، ۷۱٪ مردم، آمریکا را یک «رقیب» میدانند.
این روزنامه نوشته است: « برلین. کمتر شهری را میتوان یافت که همچون پایتخت آلمان نماد اتحاد فراآتلانتیکی پساجنگ باشد. در سال ۱۹۶۳، جان اف. کندی، رئیس جمهور وقت ایالات متحده در آنجا سخنرانی معروف خود "ایش بین این برلینر" (من یک برلینی هستم - Ich bin ein Berliner ) را ایراد کرد و در اوج محاصره شوروی، همبستگی آمریکا را وعده داد. در سال ۱۹۸۷، رونالد ریگان در برابر دیوار برلین ایستاد و میخائیل گورباچف، رهبر شوروی را به ویران کردن آن فراخواند. و ۲۱ سال بعد، ۲۰۰ هزار برلینی گرد هم آمدند تا سخنرانی باراک اوباما، سناتور وقت را که طلوع عصری جدید از دوستی آمریکا و اروپا را بشارت میداد، بشنوند.
امروز اما فضای حاکم بر برلین و بسیاری از نقاط جهان نسبت به "عمو سام" تیره و تار است. در یک سال پُرتلاطم از دوره دوم ریاست جمهوری دونالد ترامپ، تعداد کمی از آلمانیها حرف مثبتی درباره رئیس جمهور فعلی آمریکا برای گفتن دارند تا حدی به این دلیل که او نیز چیز خوبی درباره آنها نمیگوید. ترامپ هفته گذشته در جریان سخنرانی در کشور همسایه، سوئیس، به اروپاییها طعنه زد که اگر کمک آمریکا در جنگ جهانی دوم نبود، "همه شما امروز آلمانی صحبت میکردید."»

در یک سال گذشته، ترامپ با اقداماتی مانند قطع کمکهای خارجی، خروج از نهادهای چندجانبه، توقف کمک نظامی به اوکراین، اعمال تعرفههای تجاری و تهدید به تصرف گرینلند، موجی از ناامنی و اعتراض ایجاد کرده است. او همچنین در ضمن این سیاستها با مطرح ساختن اظهارات تحقیرآمیز علیه رهبران متحدان خود همچون «امانوئل ماکرون»، رئیس جمهور فرانسه و نخستوزیر کانادا و توصیف از ائتلاف ناتو به عنوان « چاه پول» روابط را بیش از پیش مخدوش کرده است.
طی سال گذشته، ترامپ اکثر اشکال کمکهای خارجی آمریکا را قطع کرده، کشورش را از دهها نهاد چندجانبه خارج ساخته و کمک نظامی مستقیم به اوکراین را در زمانی که این کشور در تلاش برای دفع حملات روسیه بود—حملاتی که بسیاری از اروپاییها به عنوان تهدیدی برای قاره خود در نظر میگیرند — متوقف کرد. او همچنین تهدید به استفاده از نیروی نظامی برای تصرف گرینلند (جزیرهای تحت حاکمیت دانمارک) کرد که اخیرا از آن کوتاه آمد، و در عین حال موانع تجاری علیه کشورهایی که کالا به آمریکا صادر میکنند ایجاد کرده است.
رئیسجمهور آمریکا همزمان با این اقدامات، طوفان مداومی از توهینهایی که تقریبا منحصرا علیه متحدانش بوده به راه انداخته است. ترامپ هفته گذشته در صحبتهایی در نشست مجمع جهانی اقتصاد در داووس سوئیس امانوئل ماکرون، رئیسجمهور فرانسه را مورد تمسخر قرار داد، کانادا را به دلیل ناسپاسی مورد انتقاد قرار داد، ناتو را "چاه پول" خواند و به طرز نادرستی گفت کشورهای ناتو نیروهای خود را برای خدمت به خط مقدم جنگ افغانستان برای کمک به نیروهای آمریکایی اعزام نکردند (هر چند که بعدا به خاطرش عذرخواهی کرد). او گفت با وجود همه کارهایی که آمریکا برای متحدانش کرده، آنها هرگز محبت را با محبت پاسخ ندادهاند و مجددا تاکید کرد: "تنها چیزی که ما میخواهیم جایی است به نام گرینلند."»
طبیعتا نگرش مثبت به آمریکا در بسیاری از نقاط جهان رو به افول است. طبق نظرسنجی جدیدی از سوی شرکت «یوگاو» در هفته گذشته، تعداد بریتانیاییهایی که نگرش نامطلوبی نسبت به آمریکا دارند در ۲ سال گذشته ۲ برابر شده و به ۶۴٪ رسیده است؛ رقمی که بیش از ۲ برابر بریتانیاییهایی است که نگرش مثبت داشتهاند. بنابر نظرسنجی دیگری از سوی موسسه «فورزا» در آلمان ۷۱٪ مردم، آمریکا را یک «دشمن» میبینند و همچنین طبق یک نظرسنجی شورای روابط خارجی اروپا، در سراسر اروپا، تنها ۱۶٪ آمریکا را یک متحد در نظر میگیرند. پیتر ماتوشک، مدیر شرکت افکارسنجی فورزا معتقد است: «اعتبار آمریکا نزد متحدانش واقعا در حال حاضر به کف خود رسیده است.» اما اروپا تنها جایی نیست که دیگر نظر مساعدی در قبال آمریکا ندارد. طبق چند نظرسنجی مختلف دیگر نزدیک به دو سوم کاناداییها و مکزیکیها، نگرش نامطلوبی نسبت به آمریکا دارند و این همسایه خود را تهدیدی بزرگتر از چین میدانند. چنین دیدگاهی در برزیل، بزرگترین کشور قاره آمریکای لاتین نیز منعکس شده است.
حملات و تهدیدهای ترامپ علیه کانادا باعث برانگیختن خشمی در بین رایدهندگان کانادایی شد که این خشم به انتخاب شدن مارک کارنی به عنوان نخستوزیری ضد ترامپ در کانادا کمک کرد. همچنین در طول سال گذشته میلادی هواداران کانادایی در چندین نوبت در زمان برگزاری بازیهای هاکی با اشتیاق سرود ملی آمریکا را هو کردهاند.
اعتبار آمریکای تحت رهبری ترامپ حتی در آسیا نیز متحمل آسیب شده است. بر طبق یک نظرسنجی شرکت محلی «هانکوک ریسرچ»، حدود نیمی از پاسخگویان در کره جنوبی، آمریکا را تهدیدکننده، اقتدارگرا و ناصادق توصیف کردهاند. در ماه سپتامبر یک یورش مهاجرتی به بازداشت کوتاهمدت صدها کارگر کرهای یک کارخانه هیوندای منجر شد که اعتراضاتی را برانگیخت.
«ویلیام هیگ»، رهبر سابق حزب محافظه کار انگلیس اخیرا در مقالهای نوشت: «اگر آمریکا به این مسیر ادامه دهد، یک ضدیت بسیار ناسالم علیه آمریکا در بسیاری از کشورهای دموکراتیک جا خواهد افتاد.»
ترامپ ادعا میکند بسیاری از سیاستهایش با هدف پایان دادن به عصری طراحی شدهاند که در آن شرکای خارجی واشنگتن با ایجاد ترازهای تجاری منفی و اتکا به آمریکا برای امنیت، از آمریکا به نفع خودشان سوءاستفاده میکردند. ترامپ همچنین اصرار دارد میخواهد اروپا را از سیاستهای خودویرانگرانهای مانند یارانههای پرهزینه انرژی سبز و مهاجرت غیرقانونی افراطی (در حالی که اتفاقا بسیاری از اروپاییها موافقند) نجات دهد.
طبق این تحلیل، هر چند مردم جهان میتوانند رهبر یک کشور را از شهروندانش جدا بدانند اما «روبنز ریکوپِرو»، وزیر دارایی سابق برزیل و سفیر سابق این کشور در آمریکا میگوید: تداوم سیاستهای تهاجمی ترامپ به مرور زمان کار را در قبال آمریکا دشوارتر میشود، به ویژه از این جهت که مردم جهان دیدند که در آمریکا ترامپ دوباره در انتخابات پیروز شد و نهادهای آمریکایی در تلاشند تا قدرت رئیسجمهور را محدود کنند. او تاکید میکند: «البته همه آگاهند که آنچه در حال رخ دادن است بازتاب شخصیت ترامپ است، اما در نهایت تاثیرات آن به کل آمریکا منعکس خواهد شد.»
این تغییر دیدگاه جهانیان در قبال آمریکای تحت رهبری ترامپ، نه تنها سفر میلیونها آمریکایی برای تعطیلات یا دوران بازنشستگی به خارج را ناخوشایندتر خواهد کرد، بلکه به جایگاه شرکتهای تجاری آمریکایی رقابتکننده در خارج نیز آسیب میزند. در مجموع روند سیاستهای ترامپ ممکن است به جهانی خطرناکتر برای آمریکاییها منجر شود: کشورها به سرعت در حال از دست دادن اعتماد به آمریکا و تضمینهای امنیتی آن هستند؛تضمینهایی که ترامپ به جای آنکه به عنوان دارایی در نظر بگیرد به عنوان یک بار مسئولیت میبیند. همچنین کشورهای زیادی از اروپا گرفته تا آسیا در وضعیتی که نتوانند به رئیسجمهور آمریکااعتماد کنند چارهای جز مسلح ساختن مجدد خود نخواهند داشت و اکنون تعداد بیشتری از کشورها در حال بحث بر سر دستیابی به سلاحهای هستهای خود به جهت تضمین امنیتشان هستند.
اعتبار آمریکا در دهههای گذشته به دلیل سیاست های تجاوزکارانه و مداخلهجویانهاش در پارهای مواقع سقوط کرده از جمله در دوران جنگ ویتنام، در زمان اجرای سیاستهای تهاجمی رونالد ریگان در مبارزه با کمونیسم در دهه ۸۰، و به ویژه در زمان حمله به عراق و اشغال آن در زمان دولت جورج دبلیو. بوش. همچنین اعتبار «برند آمریکا» در دوران ریاست جمهوری اول ترامپ نیز ضربه خورد.
در هر مورد، این وجهه عمدتا زمانی بهبود یافت که دولتی جدید با چهرهای تازه و لحنی متفاوت روی کار آمد. «میچل رایس»، دیپلمات سابق آمریکایی و کارشناس اندیشکده مطالعات رویال یونایتد سرویسیز انگلیس (راسی) میگوید: «وجهه آمریکا همچنین به این دلیل بهبود یافته چون بنیانها و قدرت نرم آن همچنان قوی بوده؛ چون که مردم هنوز مایل بودهاند به دانشگاههایش بروند، فیلمهایش را تماشا کنند و اقتصادش را تحسین کنند. اما دونالد ترامپ آسیب زیادی به آن وارد کرده است.»
این بار اما وضعیت متفاوت با قبل شده چون ۲ چیز متفاوت وجود دارد: اول اینکه روسای جمهور سابق آمریکا در گذشته به نظم بینالمللی، نهادهای چند جانبه و شبکه ائتلافهای امنیتی و اقتصادی ایجاد شده توسط واشنگتن به چشم مسائلی باارزش که باید از آنها دفاع کنند نگاه میکردند در حالی که در دونالد ترامپ چنین دیدگاهی ندارد.
« جورج دبلیو بوش پس از تلاش ناموفق برای کسب پشتیبانی سازمان ملل، دستور حمله به عراق را داد، اما همچنان ائتلافی متشکل از حدود ۴۹ کشور حاضر به کمک بودند. ترامپ اما از اولویت دادن صرف به پیگیری منافع آمریکا کوتاه نمیآید. او تمایل دارد متحدان واشنگتن را وابستگانی طمعکار ببیند، نه نیروهایی که توان آمریکا را چند برابر میکنند. در دوران او دیگر صحبتی از ترویج ارزشهای غربی مانند دموکراسی و بازارهای آزاد در میان نیست.
رابرت کیگان، مقام دولتهای جمهوریخواه سابق آمریکا و کارشناس اندیشکده بروکینگز میگوید ترامپ نظام اعتماد بین آمریکا و متحدانش را شکسته است؛ نظامی که برای ۷۰ سال گذشته نظم جهانی نسبتا باثباتی ایجاد کرده بود. تا پیش از این قدرت آمریکا به محافظت از متحدانش کمک کرد و در عوض، آنها از پایگاههای آمریکایی میزبانی میکردند، اطلاعات را به اشتراک میگذاشتند و بازارهای نسبتا باز برای شرکتهای آمریکایی داشتند. همچنین آمریکا و متحدانش در کنار هم، با چالشگران این نظم پایدار، مانند روسیه و چین، مقابله میکردند. اما حالا به احتمال زیاد حتی اگر دولت هم تغییر کند متحدان دیگر به اندازه سابق به آمریکا اعتماد نخواهند کرد. فکر میکنم هم اکنون در همین سال اول دولت دوم ترامپ بهبود این اعتماد تقریبا غیرقابل تصور شده است. حالا فرض کنید سه سال دیگر هم این روند ادامه یابد. حالا او کمی در مورد گرینلند کوتاه آمده اما این پایان مشکل نیست این تازه آغاز آن است.»
دومین دلیل اینکه این بار ضدیت با آمریکا در جهان قویتر از هر زمان شده تکبر و اهانتهای دونالد ترامپ است در حالی که روسای جمهور قبلی آمریکا عموماً سعی میکردند دیگر رهبران و ملتها را مسخره نکنند. گابریل گوئِرِرا، سخنگوی سابق ریاست جمهوری مکزیک و کارشناس حوزه روابط عمومی میگوید. «همه ما مورد اهانت قرار گرفتهایم. هیچکس یک قلدر را دوست ندارد.»
با گذشت تنها یک سال از دور دوم ریاست جمهوری ترامپ، سیاست «اول آمریکا» که بسیار توسط او تبلیغ شده، در عمل به «آمریکای تنها» منجر شده است. این انزوا نه تنها جایگاه اخلاقی و نرم آمریکا را تضعیف کرده بلکه امنیت جهانی را متزلزل ساخته و متحدان واشنگتن را به سمت یافتن جایگزینهایی دیگر سوق داده است. آسیب واردشده ممکن است حتی با تغییر رهبران آمریکا نیز به سرعت ترمیم نشود و دوران جدیدی از بیاعتمادی و چندقطبی شدن را در عرصه جهانی رقم بزند.
همچنین این افول اعتماد تا همین الان نیز عواقبی ملموس برای آمریکا در پی داشته است.
علاوه بر اینکه کشورها در اروپا و آسیا در حال بازنگری در وابستگی امنیتی خود به آمریکا بوده و برخی حتی در مورد ضرورت دستیابی به سلاح هستهای خود تأمل میکنند در حوزه اقتصاد، شرکتها و برندهای آمریکایی جایگاه آسیبپذیرتری در بازارهای جهانی پیدا کردهاند، بخش گردشگری آمریکا تنزل یافته و شرکای تجاری آن در حال تنوع بخشیدن به روابط اقتصادی خود هستند. از جنبه نفوذ سیاسی نیز کشورهایی مانند کانادا، انگلیس و کره جنوبی در حال گسترش روابط با چین به عنوان جایگزین احتمالی هستند.
انتهای پیام


نظرات