• شنبه / ۱۱ بهمن ۱۴۰۴ / ۱۴:۰۳
  • دسته‌بندی: رسانه دیگر
  • کد خبر: 1404111105954
  • منبع : مطبوعات

شروطی برای نپذیرفتن!

شروطی برای نپذیرفتن!

اگر فکر کنیم که این شروط از جانب آمریکا و بالاخص ترامپ فقط شروطی از روی زیاده خواهی معمول کاخ سفید است بسیار ساده لوحانه است. در اصل، این شروط نه برای توافق که دقیقا برای عدم توافق و نپذیرفتن از جانب ایران طرح شده‌اند.

به گزارش ایسنا، زاهدالدین سلگی در روزنامه اطلاعات نوشت: ترامپ به تازگی چهار شرط را برای هرگونه توافق احتمالی با ایران مطرح کرده که همه کسانی که آشنایی کمی با عالم سیاست دارند، به خوبی معنی آنها را می‌فهمند. آنگونه که برخی منابع خبری نوشته‌اند شروط ترامپ عبارتند از: تعطیلی کامل برنامه هسته‌ای ایران، و تحویل همه مواد غنی شده، اعمال محدودیت پر برد و تعداد موشک‌های بالستیک، تعهد رسمی تهران به قطع حمایت از گروه‌های مقاومت منطقه خاورمیانه، خلع سلاح حزب‌الله و شرط آخر که بسیار پرمعنی است به رسمیت شناختن «اسرائیل»!  

اگر فکر کنیم که این شروط از جانب آمریکا و بالاخص ترامپ فقط شروطی از روی زیاده خواهی معمول کاخ سفید است بسیار ساده لوحانه است. در اصل، این شروط نه برای توافق که دقیقا برای عدم توافق و نپذیرفتن از جانب ایران طرح شده‌اند. اتاق فکر کاخ سفید این شروط را دقیقا به شکلی مطرح کرده که برای ایران توافقِ هردوسر باخت باشد. اگر شروط را بپذیریم یعنی ذلت. و اگر نپذیریم یعنی محاصره دریایی و در بدترین حالت یعنی جنگ همه جانبه.

مساله اصلی این است که چگونه آمریکای بوش جنگ افروز فکر حمله به ایران را از سرش بیرون کرد و آمریکای ترامپ اینگونه جسورانه بر طبل جنگ می‌کوبد و شروطی برای ما می‌گذارد که خود به نپذیرفتن آن از جانب ایران کاملاً واقف است. ما در زمان بوش نه موشک ذوالفقار داشتیم و نه فتاح هایپرسونیک که بوش از آن بترسد و محاسبۀ فایده و زیان او را از این کار منصرف کرده باشد، ولی امروز هردوی این‌ها را داریم. پس چرا بوش چنین جسارتی نداشت و حال ترامپ تاجر که به شدت محاسبۀ فایده وزیان برایش مهم است بی‌محابا چنین جسارتی پیدا کرده است؟ 

و در نهایت می‌توانیم از خود بپرسیم که ما با خود چه کرده‌ایم؟! که امروز بسیاری از جوانان ما توان تشکیل زندگی مشترک را از دست داده‌اند و از این درد فریاد می‌زنند؟

چه کرده‌ایم که امروز دشمن اینگونه رجز می‌خواند و ما میز مذاکره را نشان می‌دهیم؟ چه کرده‌ایم که زمانی برای آمریکای دموکراتِ اوباما با آن همه قدرت و شوکت تره هم خرد نمی‌کردیم ولی امروز با ترامپِ خود شیفته جهانخوار که ترور سردار سلیمانی را از افتخارات خود می‌داند احتمالاً ناچار شویم بر سر میز مذاکره بنشینیم؟!  

امروز برای جواب دادن به این سوالات دیر شده است، چرا که اگر به آنها جواب می‌دادیم، مطالبات ملت را می‌شنیدیم و پاسخ‌های منطقی به آنها می‌دادیم، اکنون مجبور نبودیم صدای طبل جنگ ترامپ را تحمل کنیم و به سردمداران کاخ سفید که حتی به متحدان سنتی خود نیز رحم نمی‌کنند جواب پس بدهیم. 

 اگر ما تاکنون خواب بودیم در این شرایط با وضعیت کنونی حتماً بیدار شده‌ایم. ولی مباد آن روز که خود را به خواب زده باشیم و نخواهیم بیدار شویم. مباد آن روز که خدای ناکرده همۀ اعتراضات را فقط اغتشاش بنامیم و درصدد پاک کردن صورت مساله باشیم. مباد آن روز که این همه فریاد و اعتراض را فقط یک اعتراض به وضعیت اقتصادی جامعه بنامیم و به جای درمان فقط مسکن تجویز کنیم. 

عقلای مملکت جواب این سوالات را به خوبی می‌دانند و راه حل را نیز. مشکل این است که درمان این درد را جراحی عمیقی لازم است فقط یادمان باشد با انکار حقیقت، نمی‌توان آن را تغییر داد، فقط با خود را به خواب زدن و نشنیدن صدای حقیقت، قدرتِ، مشکل روز به روز بیشتر می‌شود. اگر امروز به اصلاح تن ندهیم، فردا باید به انفجار تن دهیم و از آن گریزی نیست. امید آنکه این بار عقل جمعی بر مصلحت جناحی تفوق یابد و از این گردنه صعب‌العبور، کشور را به سلامت عبور دهیم. 
انتهای پیام

  • در زمینه انتشار نظرات مخاطبان رعایت چند مورد ضروری است:
  • -لطفا نظرات خود را با حروف فارسی تایپ کنید.
  • -«ایسنا» مجاز به ویرایش ادبی نظرات مخاطبان است.
  • - ایسنا از انتشار نظراتی که حاوی مطالب کذب، توهین یا بی‌احترامی به اشخاص، قومیت‌ها، عقاید دیگران، موارد مغایر با قوانین کشور و آموزه‌های دین مبین اسلام باشد معذور است.
  • - نظرات پس از تأیید مدیر بخش مربوطه منتشر می‌شود.

نظرات

شما در حال پاسخ به نظر «» هستید.
لطفا عدد مقابل را در جعبه متن وارد کنید
captcha