• دوشنبه / ۲۰ بهمن ۱۴۰۴ / ۰۹:۳۶
  • دسته‌بندی: اصفهان
  • کد خبر: 1404112011525
  • خبرنگار : 51054

فجر در اصفهان ادامه دارد،

تجربه فیلم‌های تازه از کوچ تا کافه سلطان

تجربه فیلم‌های تازه از کوچ تا کافه سلطان

ایسنا/اصفهان پنجمین روز از شانزدهمین جشنواره فیلم فجر در اصفهان با نمایش تازه‌ترین آثار سینمای ایران در دو پردیس ساحل و چهارباغ ادامه یافت. علاقه‌مندان فرصت دیدن فیلم‌هایی مانند «کوچ»، «غبار میمون»، «کارواش» و «کافه سلطان» را پیدا کردند که طیف متنوعی از موضوعات اجتماعی، سیاسی و خانوادگی را روایت می‌کنند.

کوچ، روایت زندگی خانواده‌ای روستایی به سرپرستی مش حسن است که برای حفظ معیشت خود ناچار به گرفتن وام می‌شود، اما وقوع سیل و حوادثی پیش‌بینی‌نشده او را به ورطه بدهکاری و زندان می‌کشاند. در این میان قاسم، پسر سیزده‌ساله خانواده، برای نجات پدر و جبران بدهی همراه دوستانش راهی شهر می‌شود. فیلم برشی از سال‌های کودکی و نوجوانی قاسم سلیمانی را به تصویر می‌کشد و مسیر شکل‌گیری شخصیت او را در دل سختی‌ها دنبال می‌کند.

 «کوچ» تلاش می‌کند تصویری انسانی و زمینی از کودکی و نوجوانی سردار شهید حاج‌قاسم سلیمانی ارائه دهد؛ نه از قهرمان اسطوره‌ای، بلکه از نوجوانی که در بستر فقر، مسئولیت و رنج رشد می‌کند. نقطه قوت فیلم در نیمه نخست، فضاسازی گرم و ملموس از زندگی روستایی و پرهیز از شعارزدگی است؛ جایی که روایت بیشتر بر تجربه زیسته و کشف تدریجی شخصیت کوچک سردار سلیمانی تکیه دارد و مخاطب را با مراحل شکل‌گیری هویت و مسیر آینده او همراه می‌کند، اما هرچه داستان جلوتر می‌رود، ریتم افت می‌کند و فیلم از روایت سینمایی فاصله گرفته و به بیان مستقیم پیام نزدیک می‌شود. طول زمان نسبتاً زیاد، نبود انسجام روایی و پراکندگی خرده‌ داستان‌ها باعث می‌شود اثر یکدستی خود را از دست بدهد. با این حال، «کوچ» به‌عنوان روایتی از آغاز شکل‌گیری یک شخصیت تاریخی، تجربه‌ای متفاوت و قابل توجه محسوب می‌شود؛ فیلمی که میان سادگی صمیمانه و بیان ایدئولوژیک در نوسان است.

کارگردانی فیلم را محمد اسفندیاری برعهده دارد، بازیگران؛ نادر فلاح، علی‌محمد رادمنش، محمدرضا مسعودی، ندا حسینی، علی نفیسی، یدالله شادمانی، مسعود رحیم‌پور، حسین شریفی، زهرا مرادی، حدیث اسماعیلی، ابوالفضل نگینی، امیررضا سلیمانی 

تعقیب در مهِ تردید؛ «غبار میمون» و جدال میان مأموریت و روایت

در دل یک بازی اطلاعاتی پیچیده، صدرا افسر کارکشته امنیتی درمی‌یابد یکی از مهم‌ترین منابعش، دانشمندی به نام ایمانوئل، در تیررس شبکه‌های جاسوسی قرار گرفته است. این کشف او را به سفری پرخطر در سرزمینی بیگانه می‌کشاند؛ جایی که ردّ یک مأموریت علمیِ ظاهراً بی‌اهمیت، به زنجیره‌ای از تعقیب، خیانت و رویارویی‌های پنهان گره می‌خورد. مسیر صدرا، بیش از آنکه یک عملیات ساده باشد، ورود به میدان بازی قدرت و بقاست.

 «غبار میمون» را می‌توان تلاشی برای ورود به جهان تیره و چندلایه بازی‌های اطلاعاتی دانست؛ جهانی که در آن حقیقت همیشه پشت مهی از روایت‌ها و قضاوت‌ها پنهان است. فیلم در ظاهر درباره یک مأموریت امنیتی است، اما در لایه زیرین، به مسئله روایتِ قدرت می‌پردازد؛ اینکه چه کسی داستان را تعریف می‌کند و چگونه تصویر قهرمان و دشمن ساخته می‌شود. از همین زاویه، اثر بیش از آنکه بر تعلیق کلاسیک تکیه کند، بر قطعی‌سازی استوار است؛ شخصیت‌ها کمتر کشف می‌شوند و بیشتر معرفی می‌شوند، گویی فیلم پیشاپیش حکم خود را صادر کرده است.

در سطح فرمی، فیلم با انبوه رویداد، حرکت مداوم و موسیقی پرحجم، می‌کوشد جهان بی‌قرار و پرتنش مأموران امنیتی را بازآفرینی کند؛ فضایی که در آن ایستایی معنا ندارد و هر لحظه می‌تواند به چرخشی تازه ختم شود، اما همین تراکم، گاه به‌جای تعمیق، به سطحی شدن می‌انجامد و مخاطب را در سیلی از اطلاعات و موقعیت‌ها رها می‌کند بی‌آنکه فرصت نزدیکی عاطفی به شخصیت‌ها فراهم شود. مسئله اصلی فیلم نه کمبود حادثه، بلکه کمبود فاصله تأمل است؛ جایی که درام باید اجازه دهد تردید، ترس و پیچیدگی انسانی شکل بگیرد.

با این حال، «غبار میمون» در بطن خود ایده‌ای قابل تأمل دارد؛ جهان امنیتی جایی است که مرز میان ایمان، وظیفه و حقیقت مدام جابه‌جا می‌شود و سرنوشت می‌تواند در لحظه‌ای پیش‌بینی‌ناپذیر ورق بخورد. فیلم شاید در پرداخت دراماتیک به انسجام کامل نرسد، اما در ترسیم فضایی که در آن قطعیت ظاهری و ابهام درونی هم‌زمان حضور دارند، تجربه‌ای قابل‌بحث و تفسیر بر جای می‌گذارد؛ اثری که بیش از پاسخ‌دادن، درباره شیوه نگاه ما به قهرمان، قدرت و روایت پرسش طرح می‌کند.

کارگردان این اثر آرش معیریان، و بازیگران علی دهکردی، پژمان بازغی، سید مهرداد ضیایی، کامران تفتی، پیام احمدی‌نیا، بیاینا محمودی، ارسلان قاسمی، لیلا زارع، بهار نوحیان هستند.

لایه‌های پنهان فساد؛ «کارواش» و بررسی جهان خاکستری اقتصادی

«کارواش» یک تریلر سیاسی‌اجتماعی است که در محوریت آن پرونده‌ای پیچیده از فساد اقتصادی و پولشویی سازمان‌یافته قرار دارد. کاوه، مأمور مالیاتی سرسخت و زخم‌خورده، پس از ازدست‌دادن همکار نزدیکش، با کمک همکار خود، پری، وارد شبکه‌ای از فساد می‌شود که به چهره‌ای بانفوذ مرتبط است. فیلم، بیش از تعقیب و گریز، تمرکز بر روی روابط انسانی و فشارهای روانی مأموران مالیاتی دارد و تلاش می‌کند پیچیدگی‌های سیستم اقتصادی و فساد پشت پرده را به تصویر بکشد.

 «کارواش» تلاش می‌کند تصویری واقعی از جهان اقتصادی پرریسک و آلوده به فساد ارائه دهد؛ جهانی که در آن اخلاق، قدرت و منافع شخصی در تقابل دائمی هستند. فیلم با تمرکز بر شخصیت کاوه، نشان می‌دهد که مبارزه با فساد تنها یک چالش حرفه‌ای نیست، بلکه آزمونی عاطفی و اخلاقی برای انسان‌هاست که درگیر آن می‌شوند. نقطه قوت اثر در باورپذیری فضای اقتصادی و تصمیم‌گیری‌های دشوار شخصیت‌هاست، اما در عین حال، ریتم و پیچیدگی داستان می‌توانست فرصتی برای عمق بیشتر روان‌شناسی کاراکترها ایجاد کند. به‌طور کلی، «کارواش» نه صرفاً یک پرونده اقتصادی، بلکه مطالعه‌ای درباره انگیزه‌ها، فشارها و هزینه‌های انسانی مبارزه با فساد است. کارگردان این اثر احمد مرادپور و بازیگران آن امیر آقایی، پانته‌آ پناهی‌ها، حسین مهری، حسین محجوب، خاطره اسدی، امیرحسین صدیق هستند.

میان سکوت کافه و سایه جنگ؛ «کافه سلطان» و مرز میان خاطره و روایت

 «کافه سلطان» داستان خانواده‌ای را در دل کویر روایت می‌کند که زندگی‌شان با مالکیت یک کافه بین‌راهی گره‌خورده است. مهری، مادری ۶۵ساله، کافه را نماد پناه و تاریخ خانوادگی می‌داند، در حالی که پسرش یونس برای آینده و ازدواج خود اصرار به فروش آن دارد. ناگهان جنگ ۱۲ روزه آغاز می‌شود و سرنوشت خانواده و مسافرانی که در کافه حضور دارند دستخوش تغییرات غیرمنتظره می‌شود. فیلم به جای تمرکز صرف بر جنگ، به تأثیرات آن بر روابط خانوادگی، تضاد نسلی و مواجهه انسان با بحران می‌پردازد.

 «کافه سلطان» نمونه‌ای از فیلمی است که بیش از روایت کلاسیک، به تجربه حسی و موقعیت‌محور تکیه دارد؛ جایی که شخصیت‌ها بیشتر در انزوا با خاطرات و ذهنیات خود سخن می‌گویند تا در تعامل واقعی با یکدیگر. این سبک، فیلم را به فضای مستند نزدیک کرده و حس تنهایی و بی‌پناهی میان جنگ و زندگی روزمره را تقویت می‌کند، اما از طرف دیگر باعث می‌شود روابط انسانی و کشمکش دراماتیک کم‌رنگ شوند. 

بازیگران کهنه‌کار مانند آزیتا حاجیان و محمدرضا شریفی‌نیا با حضور هوشمندانه خود، وزن صحنه‌ها را نگه می‌دارند، در حالی که بازیگران جوان گاهی از درون موقعیت جدا می‌مانند. فیلم به شیوه‌ای شاعرانه و تصویری، تضاد نسلی و تأثیر مستقیم جنگ بر زندگی کوچک یک خانواده را نشان می‌دهد، اما نتیجه نهایی همچنان باز و مخاطب را به تأمل درباره انتخاب‌ها و سرنوشت می‌گذارد. به بیان دیگر، «کافه سلطان» کمتر یک داستان خطی و بیشتر یک تجربه حسی از سایه جنگ بر زندگی انسان‌هاست. کارگردان این اثر مصطفی رزاق کریمی و بازیگران آن آزیتا حاجیان، محمدرضا شریفی‌نیا، سیاوش طهمورث، سجاد بابایی، مریم مؤمن، شیوا مکینیان، محمدرضا صولتی، تورج فرامرزیان، بدرالسادات برنجانی، امین ایمانی، سهیل قاصدی هستند.

بخش جنبی شانزدهمین جشنواره فیلم فجر اصفهان با اکران آثار متنوع، روز خود را به شکلی رنگارنگ و خیال‌انگیز به پایان رساند. انیمیشن «مرغ‌سانان» و فیلم‌های «رویای خاموش»، «دنیای لیلا»، «ملاقات با سپنتا»، «روزگار شمر» و «از مس تا طلا» برای علاقه‌مندان سینما به نمایش درآمدند و با داستان‌های متنوع و جهان‌های متفاوت خود، تجربه‌ای شاد، جذاب و خلاقانه از دنیای سینما برای مخاطبان جشنواره رقم زدند.

انتهای پیام

  • در زمینه انتشار نظرات مخاطبان رعایت چند مورد ضروری است:
  • -لطفا نظرات خود را با حروف فارسی تایپ کنید.
  • -«ایسنا» مجاز به ویرایش ادبی نظرات مخاطبان است.
  • - ایسنا از انتشار نظراتی که حاوی مطالب کذب، توهین یا بی‌احترامی به اشخاص، قومیت‌ها، عقاید دیگران، موارد مغایر با قوانین کشور و آموزه‌های دین مبین اسلام باشد معذور است.
  • - نظرات پس از تأیید مدیر بخش مربوطه منتشر می‌شود.

نظرات

شما در حال پاسخ به نظر «» هستید.
لطفا عدد مقابل را در جعبه متن وارد کنید
captcha