وقتی نور طلایی خورشید روی کاشیهای فیروزهای مسجد شیخ لطفالله میتابد و صدای مؤذن از منارهها به گوش میرسد، اصفهان در هالهای از معنویت و حالوهوای رمضان غرق میشود. پلهای تاریخی، منارهها و میدان نقشجهان با انعکاس آوای اذان، لحظهای جادویی رقم میزنند.
کوچهها و بازارهای قدیمی با بوی نان تازه، شیرینیهای سنتی و حضور مردم جان میگیرند و هر گوشه شهر، جلوهای از آیینها، همبستگی و زیباییهای تاریخی اصفهان را به نمایش میگذارد. ماه رمضان، نهتنها در ظاهر شهر، بلکه در روح و فرهنگ مردم نیز دگرگون میشود و جلوهای از سنتهای کهن و معنویت دیرینه این دیار را به تصویر میکشد.
آیینهای پیش از آغاز رمضان؛ کلوخاندازان، بدرقه ماه شعبان
آیین «کلوخاندازان» که در آخرین روز شعبان برگزار میشود، از قدیمیترین رسوم مردم اصفهان است. خانوادهها به باغها، حاشیه زایندهرود یا طبیعت میرفتند و سفرههایی ساده، اما صمیمی گسترده میشد؛ نان محلی، آش، قیمهریزه نخودچی، آمروی، ماش و قمری و یخمه ترش، خورش ماست، کاچی، حلوا و خوراکیهای سنتی میان جمع تقسیم میشد.
بزرگان بر این باور بودند که همانگونه که «کلوخ» بر زمین زده میشود، باید کدورتها، رنجشها و غبار دل نیز فرو بریزد و جای خود را به صفا و آشتی بدهد. از نگاه آنان، کلوخاندازان تنها یک رسم ساده نبود، بلکه نمادی از نو شدن دلها و آمادگی روح برای ورود به ماهی سرشار از پاکی و معنویت به شمار میرفت. این آیین، افزون بر جنبه معنوی، کارکردی اجتماعی و انسانی نیز داشت؛ فرصتی برای آشتیدادن دلهای دورافتاده، تازه کردن دیدار خویشاوندان، استوار ساختن پیوندهای خانوادگی و زنده کردن حس همدلی در میان مردم.
در سایه این گردهماییهای صمیمی، نسلها کنار یکدیگر مینشستند، خاطرهها زنده میشد و ارزشهایی چون گذشت، مهربانی و همبستگی از بزرگترها به کوچکترها منتقل میگردید. هرچند امروز این رسم با گذر زمان سادهتر و کمتشریفاتتر شده است، اما همچنان در بسیاری از محلهها و خانوادهها زنده مانده و بهعنوان نشانهای از هویت فرهنگی و پیوندهای اجتماعی مردم، پیش از آغاز ماه رمضان گرامی داشته میشود.
رؤیت هلال ماه رمضان؛ سنت و فناوری
با غروب واپسین روزهای شعبان، آیین دیرینه رؤیت هلال ماه رمضان آغاز میشد؛ زمانی که ریشسفیدان و بزرگان محل بر فراز منارهها و بامهای بلند میایستادند و چشم به آسمان میدوختند تا نخستین باریکه نور ماه را ببینند. سکوت غروب با انتظار و شوق درهم میآمیخت و هر نگاه، نشانی از امید و آمادگی برای ورود به ماه مهمانی خدا بود. هرگاه هلال دیده میشد، خبر آن دهانبهدهان در محلهها میپیچید و دلها را سرشار از شادی و معنویت میکرد. این رسم نهتنها برای آغاز رمضان، بلکه برای پایان آن و رؤیت هلال ماه شوال نیز با همان شور و آیین برگزار میشد.
امروزه، هرچند حالوهوای ساده و صمیمی گذشته کمتر دیده میشود، اما سنت رؤیت هلال همچنان پابرجاست. گروههای تخصصی رصد با تلسکوپها و تجهیزات پیشرفته به نقاط مختلف اعزام میشوند تا هلال ماه را با دقت علمی مشاهده کنند. با این حال، بسیاری از مردم هنوز دوست دارند آن لحظه ناب و معنوی را با چشم خود تجربه کنند؛ لحظهای که پیوند آسمان و زمین را یادآور میشود و آغاز یا پایان ماهی سرشار از عبادت و همدلی را نوید میدهد.
سحرهای رمضان؛ بیداری شهر
سحرهای رمضان در اصفهان حالوهوای ویژهای دارد. سحرخوانان با صدای خوش و اشعار مذهبی مردم را بیدار میکردند و سکوت شب با نغمه معنوی پر میشد. امروزه نقش رسانهها پررنگ شده، اما سنت بیداری سحر همچنان زنده است؛ خانوادهها دور سفره سحری جمع میشوند و با دعا و نیت روزه، روز خود را آغاز میکنند.
افطار؛ سفرهای از نوستالژی، مهر و سنت
افطار در اصفهان بیش از یک وعدهغذایی است؛ لحظهای است پر از عطر و خاطره، پیوندی میان گذشته و امروز. از ساعات قبل غروب آفتاب، بوی نان سنگک تازه از زیر بازارچهها و نانواییهای قدیمی در کوچهها میپیچد و مردم را به صفهای طولانی و شلوغ نانواییها میکشاند؛ صفهایی که گویی تمام هیجان و انتظار یک روز روزهداری را در خود جایدادهاند.
حلیمبادمجان معروف اصفهان که از ظهر صفش شکل میگیرد و با بخار داغ و طعم بینظیرش همه را به سمت خود میکشاند، بخشی از خاطرههای شیرین افطار است. کنار سفره، سبزی تازه، پنیر، خرما و آشهای سنتی چشم و دل را مینوازد و لحظهای از آرامش و معنویت را هدیه میدهد.
هر جرعه چای، هر لقمه نان و حلیم، یادآور افطارهای خانوادگی و محلههای گذشته است؛ زمانی که مردم دور هم جمع میشدند، صدای خنده و گفتوگو در کوچهها طنین میانداخت و روح رمضان در دلها جاری میشد. افطار در اصفهان، تجربهای است از همدلی، مهربانی و نوستالژی شیرینی که نسلها را به هم پیوند میدهد و ماه رمضان را در خاطرهها ماندگار میکند.

رمضان؛ فرصتی برای خودسازی معنوی و بازسازی روابط اجتماعی
داریوش موگویی، عضو هیئتعلمی گروه تاریخ دانشگاه آزاد واحد نجفآباد اظهار میکند: روزه یکی از مهمترین مناسک الهی است که در قرآن کریم بارها بر آن تأکید شده است. رمضان تنها یک تکلیف عبادی نیست، بلکه فرصتی کمنظیر برای خودسازی معنوی، پالایش اخلاقی و بازسازی روابط اجتماعی و انسانی فراهم میکند. در اصفهان، مردم با پیوند سنتها و آیینهای محلی، روزه را نه صرفاً یک واجب فردی، بلکه تجربهای اجتماعی و فرهنگی میبینند؛ ماهی که حس همبستگی، مسئولیت اخلاقی و نشاط معنوی را در جامعه تقویت میکند. این ویژگی باعث میشود رمضان همزمان نماد معنویت فردی و بازتاب هویت فرهنگی و اجتماعی شهر باشد.
وی میافزاید: اصفهان همواره در پیشگامی آیینهای مذهبی و فرهنگی شهرت داشته است. از جمله این آیینها میتوان به مراسم رؤیت هلال در مسجد درچهای که در محله قدیمی اصفهان قرار دارد، مسجد رکنالملک در تخت فولاد اصفهان و افطاریهای محلهای اشاره کرد که نسلهای مختلف با حضور خود در آنها دلهایشان را برای ورود به رمضان آماده میکردند و در عین حال، سنتها و فرهنگ تاریخی شهر را پاس میداشتند. تعامل مردم با این آیینها پیوندی زنده میان گذشته و حال ایجاد میکند و اصفهان را شهری پویا، متصل به میراثفرهنگی و زنده در تجربههای دینی و اجتماعی میسازد. این حضور فعال مردمی در مناسک، حفظ و استمرار هویت فرهنگی و مذهبی شهر را تضمین میکند و شهر را در تمام طول ماه رمضان با روح و حالوهوای خاصی زنده نگه میدارد.
این استاد دانشگاه با اشاره به هماهنگ بودن زندگی روزمره مردم اصفهان درگذشته با ریتم و حالوهوای رمضان بیان میکند: بازارها در ساعات صبح رونق میگرفتند و بسیاری از فعالیتها پس از افطار ادامه مییافت. خانوادهها برای حضور در نماز جماعت افطار به مساجد میرفتند و حضور در مراسم محلهای و افطاریهای عمومی، حس همبستگی و نظم اجتماعی را تقویت میکرد. این هماهنگی میان زندگی روزمره و مناسک دینی، تجربهای اجتماعی از ماه رمضان فراهم میآورد که نهتنها عبادت فردی، بلکه پیوندهای خانوادگی، محلهای و شهری را نیز تحتتأثیر قرار میداد و شهر را در تمام طول روز و شب با حالوهوای رمضان زنده نگه میداشت.
موگویی توضیح میدهد: آیینها و سنتهای رمضانی، نقش تعیینکنندهای در آموزش و تربیت نسلهای جدید دارند. کودکان با مشاهده بزرگترها در حال عبادت، حضور در مساجد، مشارکت در افطارهای خانوادگی و محلهای و توزیع نذورات، بهتدریج معنا و اهمیت روزه و مناسک رمضان را درک میکنند. این تجربه عملی و ملموس، صبر، مسئولیت اجتماعی و همبستگی جمعی را در آنها پرورش میدهد و باعث میشود هویت دینی و فرهنگی شهر از طریق نسلی که با این سنتها بزرگ میشود، حفظ شود. این روش تربیتی، عبادت را فراتر از تکلیف فردی میبرد و آن را به تجربهای اجتماعی و اخلاقی تبدیل میکند که به پیوند میان اعضای جامعه و استمرار ارزشهای فرهنگی کمک مینماید.
وی خاطرنشان میکند: ماه رمضان در اصفهان ترکیبی منحصربهفرد از معنویت فردی، زندگی شهری فعال و مشارکت اجتماعی است. حضور مردم در مساجد، افطارهای محلهای، نذورات و دیگر آیینهای رمضانی، نشاندهنده تعامل عمیق شهروندان با تاریخ، فرهنگ و سنتهای اصفهان است. رمضان فرصتی برای بازسازی اخلاق، نزدیکی به خدا و تقویت پیوندهای انسانی و خانوادگی فراهم میآورد. هر آیین، هر سفره افطار و هر مراسم دینی یا محلهای جلوهای از پیوند نسلها و استمرار هویت فرهنگی و اجتماعی اصفهان است و تجربهای ملموس از معنویت و زندگی شهری فراهم میکند که نسل به نسل منتقل میشود.
این عضو هیئت علمی دانشگاه آزاد اسلامی واحد نجفآباد توضیح میدهد: مساجد و خانهها در این ماه رنگوبویی دیگر میگیرند. صدای اذان، نور گنبدهای فیروزهای و حضور مردم در کنار هم فضایی معنوی و اجتماعی خلق میکند که در هیچ ماه دیگری قابلمقایسه نیست. حتی پلها و مسیرهای عبورومرور شهر با انعکاس صدا و حرکت مردم، بخشی از این تجربه فرهنگی و معنوی میشوند و جلوهای منحصربهفرد از رمضان در اصفهان ایجاد میکنند.

رمضان، تجربه مردمی و زندگی شهری در اصفهان
رضوان پورعصار، استاد زبانشناسی دانشگاه اصفهان و معاون پژوهشی سابق مرکز اصفهانشناسی و خانه ملل اصفهان اظهار میکند: در دهههای گذشته و پیش از گسترش رسانههای جمعی به شکل امروزی، مردم زمانها و مناسبتها را بیشتر از طریق تقویمهای سنتی، نشانههای محلی و اطلاعرسانی شفاهی دنبال میکردند. آگاهی از اوقات سحر و افطار، رؤیت هلال ماه و برگزاری آیینهای محلی، بخشی از همین ارتباط زنده و مردمی بود. در آن دوران، زندگی شهری بیش از هر چیز بر پایه حضور در جمع، تعامل رو در رو و مشارکت اجتماعی استوار بود و ماه رمضان بهانهای میشد برای نزدیکی دلها، گردهمایی خانوادهها و جانگرفتن پیوندهای محلهای؛ تجربهای مشترک که معنویت را با زندگی روزمره مردم درهم میآمیخت.
وی میافزاید: خانهتکانی و غبارروبی مساجد از روزهای پایانی شعبان آغاز میشد و همه برای ورود به ماه مهمانی خدا آماده میشدند. مردم در این روزها به نحوی طبیعی وارد فضای معنوی و اجتماعی رمضان میشدند و این آمادگی باعث میشد آیینها و سنتها با شور بیشتری اجرا شوند. بچهها نیز با بازی و همراهی بزرگترها با مناسک رمضان آشنا میشدند و تجربهای زنده و ملموس داشتند.
این اصفهانپژوه بیان میکند: شیوه «روزه کلهگنجشکی» به کودکان کمک میکرد بهتدریج با روزهگرفتن آشنا شوند. آنها ابتدا سحر و افطار کوتاه میگرفتند و سپس تجربه کامل روزه را یاد میگرفتند. این روش، کودکان را نهتنها با عبادت بلکه با صبر، مسئولیت اجتماعی و تجربه جمعی آشنا و حس تعلق به جامعه و خانواده را در آنها تقویت میکرد.
پورعصار تصریح میکند: سحرخوانان نقش ویژهای داشتند. آنها با صدای خوش مردم را برای سحری و افطار آگاه میکردند و این صدا در سکوت شب، حالوهوای معنوی شهر را دوچندان میکرد. با اینکه امروز که رسانهها این نقش را بر عهده دارند، هیچچیز جای حضور زنده سحرخوان و انعکاس صدا در کوچهها و بامها را نمیگیرد.
وی توضیح میدهد: در گذشته، پس از افطار، خانوادهها راهی دیدوبازدیدهای صمیمانه میشدند و محلهها شبهای پرجنبوجوش و شاد داشتند. آیینهای شبانه محلهای بسیار رایج بود و خانهها با حضور خویشان و همسایگان جان میگرفت. امروزه این سنت بیشتر به شبهای قدر محدود شده، اما هنوز در برخی محلهها زنده است و ادامه دارد. این دیدوبازدیدها نهتنها پیوندهای خانوادگی و محلهای را مستحکم میکرد، بلکه حس همبستگی، شادی و مشارکت اجتماعی را در میان مردم ایجاد میکرد. گاهی خانوادهها سفره افطار خود را به خانه بزرگترها یا اقوام میبردند و دور یک سفره مشترک با صمیمیت و مهربانی، افطار میکردند.
این استاد دانشگاه و اصفهان پژوه ادامه میدهد: در محلهها، مردان جوان بازی «گلکوچک» به راه میانداختند، بازیای ساده، اما سرشار از شور زندگی. تا پیش از سحر، صدای خنده و هیجان در کوچهها میپیچید و سپس هرکس به خانه بازمیگشت تا در آرامش، سفره سحری را برپا کند و به مناسک سحر بپردازد. این رسم، بهانهای بود برای شبزندهداری و احیای شبهای پرفیض ماه رمضان؛ جایی که تحرک و ورزش، به پاکسازی جسم میانجامید و همزمان، دلوجان نیز در روشنایی معنویت صیقل مییافت.
پورعصار خاطرنشان میکند: رمضان فرصتی است برای احیای سنتهای قدیمی و ایجاد همبستگی اجتماعی؛ ماهی که نهتنها عبادت، بلکه آیینهای فرهنگی، غذایی و اجتماعی را نیز شامل میشود. سفرههای افطار، نذر و اطعام نیازمندان، حضور در مساجد و آیینهای محلهای نشاندهنده غنای فرهنگی و اجتماعی این ماه در اصفهان هستند و تجربهای ملموس برای همه نسلها فراهم میکند.

به گزارش ایسنا، ماه رمضان در اصفهان، جلوهای روشن از معنویت، همدلی و تداوم سنتهای ریشهدار است؛ ماهی که با آمدنش، حالوهوای شهر دگرگون میشود و عطر نیایش و مهربانی در کوچه پسکوچههای آن میپیچد. از آیین کهن «کلوخاندازان» که نویدبخش ورود به ضیافت الهی است تا سفرههای ساده، اما سرشار از صفای افطارهای خانوادگی، همهوهمه نشان از پیوند عمیق مردم این دیار با باورها و میراثفرهنگیشان دارد.
در این ماه، خانهها روشنتر، دلها نزدیکتر و دستها بخشندهتر میشود. خوراکیهای ویژه رمضان، از آشها و نانهای محلی تا شیرینیها و نوشیدنیهای سنتی، نهتنها طعمی از گذشته را زنده میکنند، بلکه بهانهای برای گردهمایی و تقویت پیوندهای خانوادگی و اجتماعی هستند. مساجد، حسینیهها و محافل قرآنی جان تازه میگیرند و نوای دعا و تلاوت، روح شهر را لبریز از آرامش میسازد.
رمضان در اصفهان تنها یک مناسبت مذهبی نیست، بلکه روایتی زنده از همبستگی، مهربانی و بازگشت به خویشتن است؛ زمانی برای پالایش دلوجان، برای دستگیری از یکدیگر و برای زنده نگهداشتن آیینهایی که نسل به نسل منتقل شدهاند. این ماه، مردم را در مسیر تعالی و همدلی گرد هم میآورد و چهرهای معنوی و انسانی به زندگی شهری میبخشد.
انتهای پیام


نظرات