• شنبه / ۲ اسفند ۱۴۰۴ / ۱۳:۱۴
  • دسته‌بندی: غرب آسیا و آفریقا
  • کد خبر: 1404120200715
  • خبرنگار : 71496

وبگاه عرب ۴۸ نوشت:

ماهیت حضور آمریکا در سوریه از حمایت به نظارت تغییر کرده است

ماهیت حضور آمریکا در سوریه از حمایت به نظارت تغییر کرده است

خروج همزمان نیروهای آمریکایی از پایگاه‌های التنف و الشدادی قطعا معنا و مفهومی دارد چراکه اینها ۲ پایگاه جداگانه نبوده بلکه ۲ سطح مکمل از کنترل هستند، التنف با کنترل عبور و مرورها در مرزها، منطقه اطراف سوریه را ساماندهی کرده و الشدادی نیز با مدیریت توازن قوا در شرق فرات، منطقه داخلی را نظم می‌بخشد.

به گزارش ایسنا، عقب‌نشینی نیروهای آمریکایی از پایگاه‌های التنف و الشدادی بیشتر از آنکه نشان‌دهنده تغییر در میزان نقش‌آفرینی واشنگتن در سوریه باشد، نشان‌دهنده سطح نقشی است که این کشور در سوریه ایفا می‌کند، این حضور از کنترل میدانی مستقیم به نظارت راهبردی از فاصله‌ها و زمان‌های مختلف و واکنش سریع به مجموعه‌ای از موضوعات مهم در منطقه و در راس آنها مسائل مربوط به امنیت، مسیرها، تسلیحات و نفت تغییر یافته است. در طول سال‌های جنگ، حضور نظامی آمریکا کارکرد اصطکاکی روزانه‌ای داشت که در استقرار نیروهای این کشور در صحرای سوریه و ایست‌های بازرسی، مداخلاتی که مرزهای تحرکات طرف‌های مختلف را مشخص می‌کرد، هدایت حملات علیه داعش (چه به صورت فردی و چه همراه با ائتلاف) و ممانعت از آنچه «حضور ایران» خوانده می‌شود، تجسم می‌یافت.

استقرار نیروهای آمریکایی در سوریه نشان‌دهنده قصد آنها برای حضور جغرافیایی گسترده در مکان‌ها مختلف با کارکردهای متعدد است، تعداد نیروهای آمریکایی پیش از عملیات‌های تخلیه اخیر، حدود ۱۵۰۰ تن بودند که در مجموعه‌ای از پایگاه‌های نظامی در مناطق مختلف مستقر بودند، تعداد این پایگاه‌ها ۲۲ مورد بود که در شمال شرق سوریه، صحرای سوریه و منطقه فرات آن وجود داشتند.

به گزارش وبگاه «عرب۴۸»، این پایگاه‌ها شامل رمیلان، روباریا، المبروکه، تل‌بیدر، قصرک، عین العرب و تل‌ابیض در شمال سوریه، الشدادی در حسکه، التنف در جنوب شرقی این کشور و الطبقه در غرب فرات بودند که از یک مدل استقرار مبتنی بر نظارت بر محدوده‌های وسیع، ارتباط مسیرهای اصلی، مدیریت نقاط پراکنده‌ای که همزمان مرزها، منابع و گذرگاه‌های زمینی را پوشش می‌دهند، حکایت دارد.

اما امروز پایان مدل پایگاه‌های متروکه، به منزله تغییر رویکرد در رویکرد پرهزینه و بلند مدت عملکرد نظامی به ساختاری مبتنی بر نظارت هوایی مستقیم، حملات دقیق و فعال‌سازی نقش هم‌پیمانان منطقه‌ای در مدیریت محیط است، به این شکل که کنترل از استقرار پادگان‌ها در خاک سوریه به نظارت پویا از طریق توانایی رصد، مداخله و هماهنگی از خارج از پایگاه تغییر کرده است.

با تغییر شرایط، کارکرد این نیروها به سطح عملیاتی بالاتری تغییر کرده و از مدیریت مسیر به نظارت بر استفاده از آن و از کنترل اتفاقات به ساماندهی به عملکرد طرف‌های موثر دولتی یا غیردولتی تغییر می‌کند، به این ترتیب خروج از چارچوب رایزنی و نظارت آمریکا به اتفاقی تبدیل می‌شود که با توان مداخله و نه حضور دائمی به آن رسیدگی می‌شود و معادله‌های بازدارندگی آمریکا به شرایطی می‌شود که طرف‌های موثر تابع آن هستند.

پایگاه التنف و مسیرها

پایگاه التنف در طول سال‌های جنگ در سوریه یک گره ژئوپلتیک بوده که بیشتر با کارکرد ساماندهی‌ خود و نه ابعاد نظامی‌اش شناخته می‌شود، این پایگاه حاوی مجموعه‌ای از خودروها، فرودگاه‌های هواپیما، خودروهای زرهی و حدود ۲۰۰ تا ۶۰۰ سرباز در بازه‌های زمانی مختلف است، التنف در سال ۲۰۱۶ دوباره به عنوان یک مرکز کنترل تحرکات در محدوده صحرای بازی که به مثلث سوریه-عراق-اردن در آن به هم می‌رسند، مورد استفاده قرار گرفت، حضور تعداد محدودی نیرو در این پایگاه کافی بود چراکه ماموریت تعریف شده برای آن بررسی عبور و مرور نه اشغال مناطق، ساماندهی به مسیرهای توافق و نه ورود به درگیری‌های گسترده بود.

التنف با نظارت دائمی بر مسیرها، مدیریت محیط اطراف، تعیین محدودیت برای رفت‌وآمد گروه‌ها و نهادهای عبوری، به ابزاری تبدیل شد که تعیین می‌کرد دیگران در این منطقه چگونه رفت‌وآمد داشته باشند، به این شکل تاثیر آن از محدوده جغرافیایی‌اش بیشتر بود و به جای یک میدان نبرد سنتی به یک سیستم کنترل بر عملکرد جغرافیایی تبدیل شد و با واگذاری کنترل آن به ارتش سوریه، ماهیت معادله تغییر کرد و وظیفه نیروهای آن از متوقف کردن عبور و مرورها به بررسی نتایج آن تغییر کرد و در چارچوب مسؤولیت حاکمیتی، مسیر باز شد و هر حادثه امنیتی از یک برخورد میدانی به آزمونی برای تعهد سیاسی تبدیل شد. ثبات منوط به عملکرد طرفی شد که منطقه را مدیریت می‌کند نه طرفی که در آنجا حضور دارد. با این تغییر و تحولات، التنف از پایگاهی که محدودیت‌هایی را بر رفت‌وآمدها اعمال می‌کند به پایگاهی که نظم را می‌سنجد، تبدیل شد به این معنا که از ساختاری که به صورت مستقیم محدوده جغرافیایی را کنترل می‌کرد، به ساختاری تبدیل شد که بر آن نظارت دارد، به این شکل منطقه معیاری برای عملکرد طرف‌ها در این محدوده بوده نه مانعی میان آنها.

پایگاه الشدادی و چگونگی ادغام

ماهیت الشدادی با التنف متفاوت است، این پایگاه به عنوان یک مرکز عملیاتی در شرق فرات عمل می‌کرد و نقش لجستیکی را در هماهنگ‌سازی روابط میان نیروهای بومی، منابع و زیرساخت‌های امنیتی ایفا می‌کرد، الشدادی مسؤول حفاظت از زیرساخت‌های نفتی، ساماندهی به استقرار نظامیان بومی و برقراری ثبات در منطقه‌ای بود که از نظر سیاسی و اداری از دولت مرکزی جدا بود.

الشدادی با ایفای این نقش مدلی از حاکمیت نیابتی را ارائه کرد، به شکلی که واشنگتن به عنوان سامان‌دهنده توازن اجتماعی و امنیتی در یک منطقه پیچیده، فعالیت داشت و روابط و منابع با نظارت مستقیمی مدیریت می‌شوند که روند کلی زندگی روزمره را بهبود بخشیده و امنیت را به یک فرآینده مدیریتی مستمر تبدیل می‌کند.

با واگذاری مدیریت این پایگاه به ارتش سوریه، کارکرد آن از یک نقطه تعادل جداگانه به یک مرکز اتصال در حوزه ملی میان نیروهای قسد و نیروهای ارتش سوریه (شامل نیروهای کُرد و عرب) تغییر کرد و الشدادی از چارچوبی که جدایی واحدها را تنظیم می‌کرد، به چارچوبی که نزدیکی آنها را هماهنگ می‌کند و به کانالی برای ادغام اداری و امنیتی تبدیل می‌شود که جناح‌های مختلف را در یک شبکه واحد به هم متصل می‌کند.

این تعییر الشدادی را از کثرت‌گرایی نظامی به ایجاد یک واحد عملیاتی در داخل سوق می‌دهد به طوری که ثبات نتیجه سازماندهی نهادهای داخلی در یک ساختار مرکزی بوده و این پایگاه به عنوان ابزاری برای ساماندهی دوباره به حوزه عمومی از طریق مدیریت به جای جداسازی فعالیت می‌کند.

سناریوهای بعد از خروج نیروهای آمریکایی

عقب‌نشینی همزمان نیروهای آمریکایی از ۲ پایگاه التنف و الشدادی از اهمیت بالایی برخوردار است چراکه این ۲ پایگاه مکان‌های جداگانه‌ای نبوده بلکه ۲ سطح کنترل مکمل یکدیگر بودند. التنف با کنترل تحرکات مرزی، منطقه اطراف سوریه را ساماندهی می‌کرد و الشدادی با مدیریت تعادل در شرق فرات، منطقه داخلی را مدیریت می‌کرد. آنها با هم، یک مدل کنترل عملکردی را ایجاد کرده بودند که امکان مدیریت مرزها و داخل کشور را به طور همزمان و بدون اعلام حاکمیت مستقیم فراهم می‌کرد.

با خروج نیروهای آمریکایی در همان لحظه سیستم امنیتی از مرحله کنترل حرکت به مرحله واگذاری مسؤولیت منتقل می‌شود، به طوری که ثبات به جای اینکه نتیجه استقرار دائمی نظامی باشد نتیجه تعهد طرف‌ها (به ویژه دولت سوریه) به قوانین خاصی می‌شود و این نیرو از یک ابزار عملیاتی روزانه به مرجعی بالاتر تبدیل می‌شود که عملکرد را بررسی کرده و در صورت نیاز آن را اصلاح می‌کند.

در این چارچوب، این ۲ پایگاه پس از واگذاری به ارتش سوریه، اهمیت خود را حفظ می‌کنند اما در چارچوب یک دکترین متفاوت، التنف به عنوان یک نقطه کنترل مرزی عمل کرده، گذرگاه‌ها و کریدورها را ساماندهی کرده و با قاچاق مواد مخدر و اسلحه در چارچوب حاکمیت محلی مبارزه می‌کند، الشدادی نیز به یک مرکز ادغام اداری و امنیتی تبدیل می‌شود که شرق کشور را با بقیه نهادهای دولتی ادغام می‌کند و فضای توازن‌های جداگانه را به یک شبکه عملیاتی واحد تبدیل می‌کند.

این تحول مسیرهای متعددی را ایجاد می‌کند، ما مسیری از ثبات تدریجی پیش رو داریم که مبتنی بر نظم عملکرد محلی تحت نظارتی خارجی است، مسیری از آزمایش‌های مکرر که توانمندی نهادها در مدیریت مرزها و منابع را می‌سنجد و مسیری از تعادل منطقه‌ای که در آن به جای اصطکاک مستقیم، تحرکات از طریق بازدارندگی از راه دور کنترل می‌شود.

به این شکل، این پایگاه‌ها ثابت مانده اما عملکرد آنها تغییر می‌کند و ثبات محصول عملکردی داخلی در یک چارچوب نظارتی بین‌المللی خواهد بود. خروج نیروهای آمریکایی بیانگر گذار از مدیریت جنگ به مدیریت پیامدهای بعد از آن است، به این شکل که آمریکا از محافظ مناطق به تعیین‌کننده شرایط و از حضور فیزیکی به ناظری بر عملکردها تبدیل می‌شود، نیروهای فیزیکی حذف می‌شوند اما اصول و قواعد حاکم بر میدان باقی می‌مانند.

انتهای پیام

  • در زمینه انتشار نظرات مخاطبان رعایت چند مورد ضروری است:
  • -لطفا نظرات خود را با حروف فارسی تایپ کنید.
  • -«ایسنا» مجاز به ویرایش ادبی نظرات مخاطبان است.
  • - ایسنا از انتشار نظراتی که حاوی مطالب کذب، توهین یا بی‌احترامی به اشخاص، قومیت‌ها، عقاید دیگران، موارد مغایر با قوانین کشور و آموزه‌های دین مبین اسلام باشد معذور است.
  • - نظرات پس از تأیید مدیر بخش مربوطه منتشر می‌شود.

نظرات

شما در حال پاسخ به نظر «» هستید.
لطفا عدد مقابل را در جعبه متن وارد کنید
captcha