این آژانس بینالمللی با پوشش گسترده خود در سراسر جهان، مجموعهای از بارزترین تصاویر دهههای گذشته را ثبت و گردآوری کرده و از استانداردها و اهداف مشخصی پیروی میکند. در تاریخچه ریاست این آژانس، حضور یک عکاس ایرانی هم بهچشم میخورد که نشان از استعداد و موفقیت هنرمندان ایرانی در سطح جهانی دارد. به تازگی کتاب «مگنوم، پنجاه سال در خط مقدم تاریخ»، اثر راسل میلر با ترجمه شرمین نصیری که خود عکاس و مدرس دانشگاه نیز هست، منتشر شده است. این کتاب در ۱۳ فصل به سرگذشت مشهورترین آژانس عکاسی جهان پرداخته همچنین در یک بخش مجزا به ۲۸۳ پرتره از اشخاصی که نامشان در متن کتاب آمده، اشاره دارد که به منظور درک بهتر خواننده و توسط مترجم، گردآوری شده است. در ادامه گفتوگوی ایسنا با مترجم این کتاب را مرور خواهیم کرد.
شرمین نصیری، مترجم کتاب «مگنوم، پنجاه سال در خط مقدم تاریخ»، در گفتوگو با ایسنا اظهار کرد: در سال ۱۹۴۷، چهار عکاس با نامهای «رابرت کاپا»، «جورج راجر»، «هانری کارتیه برسون» و «دیوید سیمور» آژانس عکاسی «مگنوم» را بنیان نهادند. این افراد با هدف درآمدزایی از حرفه عکاسی و ثبت رویدادهای بحرانی، اجتماعی و سیاسی در جوامع گوناگون، فعالیت خود را آغاز کردند. با وجود مشکلات و موانع فراوان، این تعاونی عکاسی با سرعت زیادی رشد و گسترش یافت به طوریکه در حال حاضر سه دفتر از این آژانس در نیویورک، پاریس و لندن وجود دارد و با گذشت زمان، عکاسان بیشتری با ملیتهای مختلف به این آژانس پیوسته و به ثبت و ضبط مشکلات و هنجارهای جامعه پرداختند.
وی با اشاره به اینکه در حدود ۴۰ سال فعالیت آژانس«مگنوم»، «هنرمند» خطاب کردن عکاسان آن، توهین بزرگی محسوب میشد و این مورد در کتاب نیز به زبان طنز و کنایه بیان شده است، یادآور شد: با ورود شخصی به نام «مارتین پار» عکاس مشهور بریتانیایی، تا حدودی این نگاه سنتی و رویکرد کلاسیک عکاسان آژانس، تغییر یافت و جلوههای هنری، نمود بیشتری پیدا کرد. علت مخالفت با هنرمند خطابشدن عکاسان این آژانس از آن جهت بود که معتقد بودند، کاری که انجام میدهند از جنبه هنری برخوردار نیست و صرفا از دوربین به عنوان ابزاری برای آنچه در جوامع رخ داده است، استفاده میکنند.
جای خالی آژانسهای عکس حرفهای و مردم نهاد در ایران
این مدرس عکاسی با تاکید به اینکه در ایران چنین آژانس مشابهای وجود ندارد، خاطرنشان کرد: جای خالی چنین نهادی در جامعه عکاسی کشور به وفور احساس میشود. قطعا در هر جایی از دنیا اگر چنین نهادی قصد فعالیت داشته باشد، با موانع زیادی روبهرو خواهد شد همانطور که «رابرت پار» در دوران ریاست خود با موانع زیادی مواجه شد، اما این موضوع در آنجا هم به تعطیلی دفتر آژانس منجر نشد. چنین آژانسی با چنین رویکردی باید از هرگونه نظارت، جناحبندی سیاسی، رویکرد دولتی و مواردی از این قبیل فارغ باشد. بنابراین در ایران نیز چنین آژانسی باید با تبلیغات و عضوگیری گسترده به صورت NGO یا سازمان مردم نهاد، آغاز به کار کند.
نصیری درباره چگونگی انتقال تجربه و فلسفه عکاسان آژانس«مگنوم» به عکاسان امروزی، تصریح کرد: عکاسان این آژانس به نوعی یک دایرهالمعارف عکاسی، خبری و بحران را پایهگذاری کردند که بررسی و مطالعه آن توسط عکاسان جوان باعث میشود در کنار عملکرد بهتر، دید وسیعتری در این زمینه پیدا کنند. بدیهی است که امروز باید از هر راهی که میتوان، چنین تجربیاتی را با سایر عکاسان و هنرمندان به اشتراک گذاشت؛ هرچند که هدف و نحوه تولید محتوا در فضای عکاسی حرفهای کاملا با فضاهای مجازی رایج، تفاوت دارد و در این انتقال تجربه باید به نکات مهمی توجه داشت.

چالشهای ترجمه کتاب؛ از موافقت ناشر خارجی تا تصمیم درباره اصطلاحات خاص
او در رابطه با چالشهای ترجمه کتاب «مگنوم، پنجاه سال در خط مقدم تاریخ»، توضیح داد: ارتباط با ناشر کتاب و نماینده نویسنده آن، «راسل میلر» در انگلستان برای تایید مجوز، بهسختی و با نامهنگاریهای فراوان میسر شد. همچنین بزرگترین چالش ترجمه این اثر که ۶ سال هم به طول انجامید، قدیمی و سنگین بودن متن اصلی کتاب بود که در برخی اصطلاحات و معانی خاص بهکاررفته در آن، برادرم نیز مرا همراهی کرد. از بهکار بردن برخی کلمات بیگانه هم از آنجا که ممکن بود حذف آنها سبب آسیب به ساختار و بدنه متن شود، ناگزیر بودم؛ به عنوان مثال در متن از کلمه «دیاسپورا» استفاده شده که به جز معدودی از افراد، شاید بسیاری از معنی آن آگاه نباشند پس به همین علت تصمیم گرفتم برای چنین کلمات و اصطلاحاتی، در قسمت پاورقی، توضیحی ارائه دهم. علاوه بر اینها با توجه به اینکه در کتاب از وقایع مختلفی در سراسر دنیا صحبت شده است، این امکان فراهم شد تا حدود زیادی، فضای فرهنگی و سیاسی موجود در روایتها را منتقل کنم.
حضور عکاسان ایرانی در آژانس عکس «مگنوم»
این هنرمند عکاس، ادامه داد: نقطه قوت آژانس عکاسی «مگنوم»، همکاری عکاسانی با ملیتهای مختلف در کنار یکدیگر است، این در حالی است که بنا به تحقیقات من، بر روی هویت ملیتی افراد تمرکزی خاصی وجود نداشته بلکه «مگنوم» به شخصیت عکاسان، پیشرو بودن آنها و مسئولیت و دغدغهمندیشان نسبت به وقایع جامعه، توجه دارد. اولین عکاس ایرانی این مجموعه نیز، زندهیاد «عباس عطار» بوده که فارغ از نگاهی که او به عکاسی و رویدادهای دیگر کشورها، دوران ریاست ۴ ساله او در این آژانس هم تاثیرات مثبت زیادی را به ارمغان آورده است. در حال حاضر نیز یک عضو ایرانی دیگر به نام «نیوشا توکلیان» در این آژانس فعالیت دارد.
نصیری در رابطه با نحوه دسترسی به آثار عکاسان مگنوم،گفت: در ایران آرشیو آثار عکاسان «مگنوم» به صورت چاپشده موجود نیست که بخشی از آن به هزینه انتشار باز میگردد، اما در تعداد محدودی از کتابها میتوان به آثار این آژانس دست پیدا کرد. خبرنامه «مگنوم» در مقاطعی خاص، تعدادی از نمونه کار عکاسان را به شکلی محدود و با کیفیتی بالا، چاپ میکند و با امضای صاحبان اثر به دست علاقهمندان میرساند. همچنین در سایت رسمی این آژانس، میتوان به آرشیو کامل عکسها دسترسی پیدا کرد. آژانسها و جشنوارههایی که بر محوریت مستندنگاری و عکاسی از جنگ و بحران تمرکز دارند، از نگاه سختگیرانهای در مراحل مختلف از عضوگیری تا اهدای جوایز برخوردار هستند. در آژانس «مگنوم» نیز با انتشار فراخوان در یک بازه زمانی خاص، متقاضیان میتوانند با ارسال آثار خود و گذراندن مراحل پذیرش، به عضویت برسند.
رسمی شدن قوانین مالکیت عکس برای نخستین بار، توسط آژانس «مگنوم»
او با تاکید بر نوآوری این نهاد از لحاظ گردآوری آثار، مدعی شد: تا قبل از تاسیس آژانس «مگنوم» عکاسان مستندنگار صرفا اصلاحطلبان اجتماعی بودند. اگر به اواخر قرن ۱۹ میلادی یعنی سالهای ۱۸۹۰ تا ۱۸۹۹ باز گردیم، عکاسان در آن دوران به دنبال مالکیت اثر و حفظ قانون کپی رایت نبودند و بیشتر بر مسائلی مانند کودکان کار تمرکز داشتند. شاید بتوان گفت برای نخستین بار موضوع گردآوری و قوانین مالکیت انتشار عکسها، توسط آژانس «مگنوم» رسمی شد. البته این موضوع به این معنا نیست که در صورت نشر یک عکس در یک نشریه، نمونه مذکور را در مجلهای دیگر نتوان پیدا کرد، چراکه ممکن بود همزمان در چند جای مختلف در اختیار هیئت تحریریه و مخاطبان قرار بگیرد. بنابراین در کنار درآمدزایی، یک آرشیو عکس بسیار قوی بهوجود آمد.
انتهای پیام


نظرات