حجتالاسلام محمد حائری شیرازی، پژوهشگر قرآن و حدیث در یادداشتی که به مناسبت روز امور تربیتی و تربیت اسلامی در اختیار ایسنا قرار داده است، نوشت:روز هشتم اسفند، سالروز تأسیس «ستاد امر تربیتی» در مدارس کشور به همّت شهیدان رجائی و باهنر، فرصتی مغتنم برای بازاندیشی در یکی از حیاتیترین و پیچیدهترین ارکان جامعه ایرانی است. پایهگذاران این نهاد در دهه شصت، با درک اقتضائات زمانه خود، ساختاری را بنا نهادند که هدفش حفظ هویت دینی و انقلابی دانشآموزان بود؛ اما امروز، ما در نقطهای از تاریخ ایستادهایم که مختصات «انسان»، «جامعه» و «رسانه» دگرگونیهای بنیادینی را تجربه کرده است.
به عنوان پژوهشگر قرآن و حدیث، معتقدم تکرار الگوهای سنتی و تقلیل امور تربیتی به اجرای بخشنامهها، نصب پلاکاردها و مراسمهای صبحگاهی، دیگر پاسخگوی نیازهای روحی و فکری انسان معاصر نیست. ما نیازمند یک چرخش پارادایمی از «تربیت تجویزی» به «تربیت فطری» هستیم.
برای درک بحران کنونی در نظام پرورشی، ابتدا باید نگاهی جامعهشناسانه به مخاطب امروز یعنی «نسل Z» و «نسل آلفا» بیندازیم. این نسل در فضایی رشد کرده که جامعهشناسان آن را «جامعه مدرن سیال» مینامند. در دنیای سیال، هیچ ساختار صلبی پایدار نمیماند؛ مرزها فروریخته، هویتها چندپاره شده و منابع کسب آگاهی از انحصار خانواده و مدرسه خارج شده است.
نسل جدید در یک «زیستجهان» دیجیتال تنفس میکند که منطق آن بر پایه شبکههای اجتماعی، تعاملات افقی و الگوریتمهای هوش مصنوعی استوار است. در این فضا، اقتدار سنتی معلم و مربی دیگر به صورت پیشفرض پذیرفته نمیشود. دانشآموز امروز، اقتدار را بر اساس «اقناع» و «شفافیت» میپذیرد، نه بر اساس «سلسلهمراتب» و «سن».
چالش اصلی نظام تربیتی ما دقیقاً در همین نقطه شکل میگیرد: مدرسه با ساختاری مکانیکی، عمودی و دستوری تلاش میکند ارزشهای دینی را به نسلی منتقل کند که ساختار ذهنیاش شبکهای، افقی و سیال است. نتیجه این تقابل، بروز مقاومت پنهان، دینگریزی و شکاف عمیق هویتی است. دیوارهای مدرسه دیگر نمیتوانند در برابر طوفان اطلاعاتی عصر ارتباطات مقاومت کنند و مربی پرورشی که بخواهد نقش «فیلتر» یا «دیوار» را بازی کند، پیشاپیش بازنده این میدان است.
مواجهه با این بحران جامعهشناختی، نیازمند بازگشت به اصیلترین مفاهیم تربیت اسلامی است. بررسی دقیق آیات قرآن و سیره معصومین نشان میدهد که اسلام برای دورههای گذار و زمانههای پرالتهاب، راهبردی بسیار هوشمندانهای دارد که بر مدار «فطرت» و «اختیار آگاهانه» میچرخد.
نخستین اصل در این استراتژی، به رسمیت شناختن تفاوتهای نسلی است. امیرالمؤمنین علی (ع) در کلامی بسیار مهم و پیشرو میفرمایند: «لَا تَقْسِرُوا أَوْلَادَکُمْ عَلَی آدَابِکُمْ فَإِنَّهُمْ مَخْلُوقُونَ لِزَمَانٍ غَیْرِ زَمَانِکُم» آداب و رسوم خود را به فرزندانتان تحمیل نکنید، زیرا آنها برای زمانی غیر از زمان شما آفریده شدهاند. (شرح نهج البلاغه ابن ابی الحدید ج ۲۰، ص ۲۶۷، ح ۱۰۲)
این روایت، شاهبیت جامعهشناسی تربیتی اسلام است. تحمیل قالبهای رفتاری گذشته بر نسل جدید، نه تنها تربیت نیست، بلکه نقض غرض است. مربی اسلامی باید «محتوای حق» را از «قالبهای زمانمند» تفکیک کند و اجازه دهد گزاره های تربیتی در کالبد ادبیات و نیازهای روز بازتولید شود.
دومین اصل، پرهیز مطلق از اجبار در پذیرش ارزشهاست. قرآن کریم با صراحت میفرماید: «لا إِکْراهَ فِی الدِّینِ قَدْ تَبَیَّنَ الرُّشْدُ مِنَ الْغَیِّ» (بقره: ۲۵۶). در تربیت اسلامی، وظیفه مربی «اکراه» (وادار کردن) نیست، بلکه «تبیین» (روشن کردن مسیر رشد از انحراف) است. وقتی با نسلی مواجهیم که در معرض بمباران شبهات است، رویکرد دستوری و تحکمی، صرفاً به ایجاد لایهای از ریاکاری و نفاق در مدرسه منجر میشود.
خداوند در قرآن، پیامبر (ص) را که بزرگترین مربی تاریخ است، به نرمخویی و انعطاف سفارش میکند:
«فَبِما رَحْمَةٍ مِنَ اللَّهِ لِنْتَ لَهُمْ وَلَوْ کُنْتَ فَظًّا غَلِیظَ الْقَلْبِ لَانْفَضُّوا مِنْ حَوْلِکَ» (آلعمران: ۱۵۹). به برکت رحمت الهی با آنان نرمخو شدی و اگر خشن و سنگدل بودی، از اطراف تو پراکنده میشدند.
آیا مربیان امور تربیتی ما امروز نماد این «لِین» (نرمخویی) هستند؟ اگر دانشآموزی با ظاهر یا افکاری متفاوت وارد دفتر پرورشی شود، با آغوش باز و گفتگوی انتقادی مواجه میشود یا با برچسبزنی و تنبیه؟ سیره پیامبر (ص) نشان میدهد که جذب حداکثری، تنها از طریق سعه صدر و پذیرش تنوع انسانی ممکن است.
در مدل تربیت اسلامی، نقش مربی «تذکر» (یادآوری) است، نه تزریق. قرآن میفرماید: «فَذَکِّرْ إِنَّما أَنْتَ مُذَکِّرٌ * لَسْتَ عَلَیْهِمْ بِمُصَیْطِرٍ» (غاشیه: ۲۱-۲۲). مربی باید گرد و غبار را از روی «فطرت» دانشآموز پاک کند تا خودِ او چشمه جوشانِ حقیقت شود، نه اینکه بخواهد با سلطهگری او را به راه راست هدایت کند.
با توجه به این پشتوانه نظری و دینی، نهاد امور تربیتی برای بقا و اثربخشی در عصر حاضر، نیازمند تغییرات راهبردی در سه سطح است:
۱. تغییر از مونولوگ به دیالوگ: مربی پرورشی باید از جایگاه متکلم وحده در مراسم صبحگاه، به یک تسهیلگر در حلقههای گفتگوی آزاد تبدیل شود. دانشآموز نسل جدید نیازمند شنیده شدن است. ایجاد فضای امن برای طرح رادیکالترین پرسشهای اعتقادی بدون ترس از تنبیه نمره، اولین قدم برای تربیت دینی است.
۲. تجهیز به سواد رسانهای و شناختی: مربی امروز نمیتواند با ابزارهای دهه شصت به جنگ شناختی دهه هزار و چهارصد برود. شناخت الگوریتمها، درک مکانیسم بازیهای ویدیویی، آشنایی با خردهفرهنگهای فضای مجازی (مثل کیپاپ، انیمه و...) پیشنیاز ارتباط با نسل جدید است. مربی باید بتواند مفاهیم عالی اسلامی مانند عدالت، حریت و ظلمستیزی را در قالب رسانههای نوین ترجمه کند.
۳. تمرکز بر برنامه درسی پنهان: امور تربیتی نباید یک زنگِ مجزا در هفته باشد. تربیت اسلامی باید در تمام شریانهای مدرسه جاری شود. نحوه برخورد مدیر با یک دانشآموز خطاکار، میزان عدالت در توزیع امکانات مدرسه و صداقت معلمان در رفتار، هزاران بار بیشتر از کتابهای درسی روی ناخودآگاه دانشآموز تأثیر میگذارد. تربیت، یادگیری مشاهدهای است.
هشتم اسفند، روز گرامیداشت یک تاریخ مومیایی شده نیست؛ بلکه روز بیداری و ارزیابی است. نسل جدید با تمام پیچیدگیها، اضطرابها و پرسشگریهایش، تشنه حقیقتی ناب و عاری از پیرایههای تحمیلی است. اگر بتوانیم نهاد امور تربیتی را از حصار کلیشهها، بخشنامههای خشک و نگاههای کمیگرا (گزارشمحور) خارج کنیم و آن را بر «مدار فطرت» و «عقلانیت اسلامی» استوار سازیم، مدرسه به پناهگاهی امن برای شکوفایی انسان تراز تمدن نوین اسلامی تبدیل خواهد شد. در طوفان رسانهای جهان سیال، ما نیازمند ساختن دیوارهای بلندتر نیستیم؛ ما باید قطبنمای درونی دانشآموزان را تنظیم کنیم تا خودشان کاپیتان کشتیِ l وجودشان باشند.
انتهای پیام


نظرات