• سه‌شنبه / ۲۶ اسفند ۱۴۰۴ / ۱۴:۳۱
  • دسته‌بندی: اصفهان
  • کد خبر: 1404122613694

روایت‌سازی رسانه‌ای در مسائل مرتبط با ایران چگونه شکل می‌گیرد؟

روایت‌سازی رسانه‌ای در مسائل مرتبط با ایران چگونه شکل می‌گیرد؟

ایسنا/اصفهان یک محقق و پژوهشگر حوزه سایبری با اشاره به نحوه پوشش رویدادهای مرتبط با ایران در رسانه‌های بین‌المللی گفت: آنچه افکار عمومی جهان در زمان بحران می‌بیند، صرفاً خودِ رویداد نیست بلکه روایتی است که رسانه‌ها از آن می‌سازند.

کاوه منگلی در گفت‌وگو با ایسنا اظهار کرد: در بحران‌های بین‌المللی، آنچه افکار عمومی جهان می‌بیند فقط خود رویداد نیست؛ بلکه روایتی است که رسانه‌ها از آن می‌سازند و رسانه‌ها روایتگر بحران‌های قابل مشاهده از منظر دیدگاه و جریان دلخواه خود خواهند بود. در جریان‌سازی بحران‌های مرتبط با ایران، نحوه ساخت و پرداخت روایت‌های رسانه‌ای نمونه‌ای روشن از این فرایند است و بررسی الگوی پوشش رسانه‌های خارجی نشان می‌دهد که روایت‌سازی درباره ایران در زمان بحران معمولاً از یک الگوی نسبتاً مشخص در سال‌های اخیر پیروی می‌کند.  

وی افزود: نخستین مرحله در این فرایند، شکل‌گیری «چارچوب اولیه» یا همان روایت آغازین بحران است. در این بخش رسانه‌ها تلاش می‌کنند سه عنصر اصلی یعنی «آغاز بحران»، «قربانی» و «جهت تهدید» را مشخص کنند و در ادامه پوشش خبری نیز تکرار و تثبیت این عناصر نقش تعیین‌کننده‌ای خواهد داشت؛ به‌گونه‌ای که تغییر آن برای مخاطب در ادامه قطعاً دشوار خواهد بود. در مرحله بعد، غالباً بحران به شخصیت‌ها و چهره‌های مشخص نسبت داده می‌شود. این رسانه‌ها به‌جای قابل فهم‌تر کردن پیچیدگی‌های ژئوپلیتیک، روایت را حول رهبران سیاسی، فرماندهان نظامی یا گروه‌های درگیر متمرکز می‌کنند. این شیوه که در مطالعات رسانه‌ای «شخصی‌سازی بحران» نامیده می‌شود، باعث می‌شود مخاطب تهدید یا مسئولیت را در قالب افراد مشخص درک کند.  

این پژوهشگر حوزه سایبری ادامه داد: گام سوم در روایت‌سازی رسانه‌ای، ساده‌سازی و شکل‌دهی دوقطبی قابل درک برای مخاطبان است. بسیاری از روایت‌ها به شکل یک دوگانه تنظیم می‌شوند؛ جایی که یک طرف در موضع حق و طرف دیگر در جایگاه تهدید یا عامل بی‌ثباتی معرفی می‌شود تا در چنین چارچوبی فهم سریع‌تر ماجرا برای مخاطب آسان باشد، اما در عین حال پیچیدگی‌های واقعی صحنه سیاست بین‌الملل را غیرضروری می‌کند.  

منگلی تصریح کرد: از سوی دیگر انتخاب واژگان نیز نقش مهمی در ساختن روایت ایفا می‌کند. تفاوت میان واژه‌هایی مانند «حمله»، «پاسخ»، «نیروهای نیابتی» یا «گروه‌های مقاومت» تنها یک تفاوت زبانی نیست؛ بلکه می‌تواند برداشت مخاطب از ماهیت رویداد را تغییر دهد. به همین دلیل، زبان رسانه‌ای در زمان بحران به یکی از ابزارهای اصلی شکل‌دهی به افکار عمومی تبدیل می‌شود. در کنار متن خبر، تصویر نیز بخشی مهم از روایت است. انتشار تصاویر موشک‌ها، مانورهای نظامی، نقشه‌های برد تسلیحاتی یا تصاویر رهبران نظامی می‌تواند حس تهدید و فوریت را در ذهن مخاطب تقویت کند و حتی زمانی که متن خبر خنثی است، تصویر می‌تواند بار احساسی روایت را افزایش دهد.  

وی افزود: از سوی دیگر، بسیاری از رسانه‌ها مسائل مرتبط با ایران را در یک چارچوب منطقه‌ای گسترده‌تر قرار می‌دهند. در این روایت، تحولات در لبنان، سوریه، عراق، یمن یا غزه به‌عنوان حلقه‌هایی از یک شبکه بزرگ‌تر در نظر گرفته می‌شوند. چنین چارچوبی باعث می‌شود بحران نه به‌عنوان یک رویداد محدود، بلکه به‌عنوان بخشی از یک معادله ژئوپلیتیک گسترده دیده شود. در مجموع، آنچه در رسانه‌های بین‌المللی درباره مسائل مرتبط با ایران دیده می‌شود صرفاً بازتاب رویدادها نیست، بلکه حاصل فرایندی از انتخاب چارچوب، واژگان، منابع و تصاویر است که به مخاطبان جریان خاص و مورد نظر رسانه را القا می‌کند.  

این پژوهشگر حوزه سایبری با اشاره به تجربه بحران‌های مختلف و عملکرد رسانه‌های ایران در سال‌های اخیر گفت: رسانه‌های بین‌المللی معمولاً در ساعات اولیه وقوع یک رویداد، چارچوب اولیه روایت را شکل می‌دهند؛ چارچوبی که در ادامه نیز در گزارش‌ها و تحلیل‌ها تکرار و تثبیت می‌شود. در حالی‌که در چنین شرایطی یکی از چالش‌های رسانه‌ای در ایران تأخیر در ارائه روایت اولیه است؛ مسئله‌ای که باعث می‌شود روایت غالب در فضای بین‌المللی پیش از انتشار موضع رسمی ایران شکل بگیرد و سپس رسانه‌های داخلی در موقعیت پاسخ‌دهی قرار گیرند و به‌جای کنشگری مستقل، تنها جایگاه واکنشی و پاسخ‌گویی سهم رسانه‌های ایران باشد.  

منگلی ادامه داد: از سوی دیگر باید گفت که بخش قابل توجهی از پیام‌های رسانه‌ای داخل ایران با هدف مخاطب داخلی و بدون توجه به مخاطبان بین‌المللی تولید می‌شود، همچنین در بسیاری از روایت‌های رسانه‌ای جهانی، اعتبار یک روایت از طریق استناد به منابع متنوعی مانند اندیشکده‌ها، دانشگاه‌ها، کارشناسان مستقل و نهادهای بین‌المللی تقویت می‌شود؛ در حالی که در روایت‌های رسانه‌ای ایران اغلب منابع محدود به مقامات رسمی یا رسانه‌های داخلی است؛ مسئله‌ای که به‌سادگی بر میزان پذیرش بین‌المللی روایت تأثیر می‌گذارد.  

وی افزود: موضوع دیگری که در تحلیل عملکرد رسانه‌ای ایران مورد توجه قرار می‌گیرد، ضعف در روایت‌های انسانی و اجتماعی است. بررسی عملکرد و سابقه رسانه‌ای تأثیرگذار در رسانه‌های جهانی نشان می‌دهد روایت بحران‌ها با تمرکز بر تجربه‌های انسانی، زندگی افراد و پیامدهای اجتماعی درگیری‌ها همراه است؛ رویکردی که می‌تواند همدلی مخاطبان را افزایش دهد. در مقابل، روایت‌های رسانه‌ای ما در بسیاری از موارد بیشتر بر ابعاد سیاسی و امنیتی تمرکز دارد.  

این پژوهشگر حوزه سایبری در پایان گفت: از نگاه جامع، یکی دیگر از چالش‌های مهم، پراکندگی در دیپلماسی رسانه‌ای حتی در رسانه‌های همسو در جامعه کاربران ایرانی است. در بسیاری از جوامع، روایت‌های رسانه‌ای از طریق شبکه‌ای هماهنگ شامل رسانه‌های رسمی، اندیشکده‌ها، کارشناسان دانشگاهی و تحلیلگران بین‌المللی تقویت می‌شود تا قابلیت پذیرش و همذات‌پنداری در آن افزایش یابد؛ این در حالی است که در ایران چنین عملکرد منسجمی کمتر دیده می‌شود و روایت‌ها گاه به‌صورت پراکنده و مقطعی مطرح می‌شوند.

انتهای پیام