حسین یار احمدی در گفت و گو با ایسنا اظهار کرد: عدم مدیریت استرس ناشی از جنگ، میتواند منجر به بروز آسیبهای عمیق روانی شود که تا دههها پس از پایان درگیری ادامه یابد، آسیبهای اخلاقی زمانی رخ میدهد که فرد شاهد رفتارهایی بوده یا کارهایی را انجام داده که با باورهای عمیق او در تضاد است.
وی افزود: این موضوع میتواند منجر به احساس گناه فلج کننده، شرم و از دست دادن ایمان به انسانیت شود، کرختی عاطفی مزمن که فرد برای محافظت از خود در برابر درد، یاد میگیرد احساسات خود را خاموش کند. این موضوع باعث میشود شخص دیگر قادر به تجربه لذت، عشق یا همدلی نباشد.
یاراحمدی در ادامه در خصوص تغییر در ساختار مغز ادامه داد: استرس مزمن، میتواند باعث کوچک شدن مرکز حافظه و زمانبندی، هیپوکامپ شود و فعالیت بیش از حد مرکز ترس، آمیگدال شود و این بدان معناست که فرد حتی در زمان صلح، همواره در حالت آماده باش برای جنگ قرار میگیرد.
این روان شناس بالینی درباره اثرات استرس ناشی از بحرانها بر بیماریهای قلبی-عروقی عنوان کرد: ترشح مداوم کورتیزول و آدرنالین باعث فشار خون مزمن و افزایش خطر سکته قلبی در سنین پایین میشود، همچنین با تضعیف سیستم ایمنی، بدن در برابر بیماریهای عفونی و حتی سرطان مقاومت کمتری نشان میدهد. از طرفی دردهای روان تنی مثل دردهای مزمن کمر، سردردهای میگرنی و مشکلات گوارشی که هیچ دلیل پزشکی مستقیمی ندارند و ریشه در استرس مزمن دارند.
وی عنوان کرد: ناتوانی در بازگشت به زندگی عادی که در نتیجه آن فرد ممکن است نتواند شغل ثابتی داشته باشد یا تمرکز لازم برای تحصیل را بازیابد، انزوای اجتماعی که به دلیل ترس از مکانهای شلوغ یا صداهای ناگهانی باعث میشود فرد خود را در خانه زندانی کرده و به تدریج از جامعه طرد شود؛ از دیگر اخلالهای جدی هستند که با عدم مدیریت استرس ناشی از جنگ میتوانند به وجود آیند.
این مدرس دانشگاه مطرح کرد: تاب آوری افراد با مشکلات روانی قبلی در جنگ، یک مبارزه مضاعف است؛ مبارزه با دشمن بیرونی و همزمان، مبارزه با آشفتگی درونی. تاب آوری در این افراد، مجموعهای از مکانیسمهای پیچیده برای بقاست که گاهی بسیار شکننده هستند.
یار احمدی ادامه داد: جنگ برای این افراد، اغلب، به منزله ریختن بنزین بر آتشی است که از قبل در درونشان شعلهور بوده است. در این افراد، بسیاری از رفتارهایی که عدم تاب آوری به نظر میآیند، در واقع، تلاشهای ناخودآگاه برای جلوگیری از فروپاشی کامل هستند.
استاد مدعو دانشگاه علامه طباطبایی در ادامه افزود: برای مثال، تجزیه و گسستگی، یکی از رایج ترین تقلاها برای تاب آوری و در عین حال، از خطرناکترین مکانیسم هاست. فرد به صورت ذهنی، از واقعیت مهیب و دهشتناک جدا میشود، حس می کند در حال تماشای یک فیلم است و این اتفاقات برای او رخ نمیدهد یا ممکن است کالبد خود را از بیرون، به صورت عروسک یا آدم آهنی ببیند. این تجربه، در عین حال که به او اجازه میدهد تا از نظر فیزیکی زنده بماند، اما به قیمت از دست دادن ارتباط با خود و واقعیت تمام میشود.
یاراحمدی گفت: برخی افراد هم ممکن است وابستگی شدید به یک ناجی پیدا کنند. این مکانیسم با وجود اینکه بار مسئولیت طاقت فرسای تصمیم گیری در شرایط مرگ و زندگی را از دوش فرد دچار مشکلات روانی برمیدارد، برای او، حس درماندگی و بی کفایتی که به همراه دارد.
وی اظهار کرد: در کنار این موارد، برخی افراد دارای مشکلات روانی، راهبردهای سالمتری را به کار میگیرند؛ برای مثال، در دل هرج و مرج جنگ، با انجام یک کار کوچک و قابل پیش بینی مانند دم کردن چای در ساعت مشخص یا خواندن چند صفحه کتاب به صورت روزانه، حس کنترل حداقلی را به خود برمیگردانند یا برخی افرادی که از قبل تحت درمان بودهاند، ممکن است تکنیکهای متنوعی، مثل تکنیک زمین گیر شدن و تنفس عمیق را برای مدیریت حملات اضطرابی آموخته باشند و آن را در شرایط بحرانی، به عنوان طناب نجات به کار گیرند.
انتهای پیام
