در اولین پیام رهبر معظم انقلاب آمده است: «باید حضور مؤثر در صحنه حفظ شود؛ چه بهصورتی که در این روزها و شبهای جنگ از خود نشان دادید و چه بهصورت انواع نقشآفرینیهای مؤثر در عرصههای مختلف اجتماعی، سیاسی، تربیتی، فرهنگی و حتی امنیتی. مهم این است که نقش ِصحیح، بدون خدشه به وحدت اجتماعی بهخوبی درک و تا حد ممکن به اجرا گذاشته شود» و این روزها هر کسی به نحوی تلاش میکند بخشی از انسجام درخشان این مملکت، در کوران حوادث باشد.
مملکتی که در آغوش مادرانش حفظ میشود
او مادری است که هفت سال پیش همسر خود را از دست داده و زندگی از همان روز لحظهبهلحظه به او سخت گرفته است، سخت با تمام جزئیاتی که میشود در معنی آن گنجاند و با این حال هرگز از آن دسته آدمهایی نبوده که ناکامیهایش را پای ایران نوشته و فشارهای زندگی را با اوقات تلخی پای نظام فاکتور کرده باشد به عکس خیلیها که ناکامیهای زندگی شخصیشان را هم میخواهد با مملکتشان تسویه کنند.
همه ما دو هفته پیش و آغاز جنگ را به یاد داریم که چطور مردم خودجوش به خیابان آمدند و من هم به یاد میآورم که او دست دختر ۱۰ سالهاش را، از همان شب اول میگیرد و هر شب به خیابان میآید، از آن خرجی خانه که خیلی هم چشمگیر نیست در جیب پسر نوجوانش میگذارد تا او با دوستانش چرخ ایستگاه صلواتیشان را در این شبها بچرخانند.
او در این شرایط خود را فدایی کشورش میداند، با دست خالی، با مشت گره کرده، با بغض، با خطوطی که غم و سختی در این سالها به چهرهاش انداخته تا هر وقت که لازم باشد «خیابان را حفظ میکند».
حفظ میهن، رویای اول و آخر فرزندان وطن
سه پسر نوجوانند با سه تا دنیای فکری که زمین تا آسمان با هم تفاوت دارد، با هم، هممحلی هستند و در یک مؤسسه آزاد زبان انگلیسی میخوانند، تصور میکنم در دنیای نوجوانیشان تنها مفهومی که جنگ داشته به بازیهای کامپیوتری محدود میشده اما امروز دشمن بشریت آنها را در این موقعیت قرار داده است و خب استکبار چنین چیزی است، زندگی را از انسان و رؤیا را حتی از کودک و نوجوان میرباید.
میبینم که شبها و پس از افطار درِ خانه هم میروند، یکیشان پرچم ایران دارد و آن دیگری یک پرچم یا حسین (ع) قرمز که سه سالی است با خودش به راهپیمایی اربعین برده و آن دیگری یک پوستر زیبا از ایام میانسالی رهبر شهید که احتمالاً در روزهای تبعیدشان در ایرانشهر گرفته شده دارد، هر شب، حوالی ساعت ۲۰ میروند سر خیابان (حتی نه در نقطههایی از شهر که همه روزه اعلام میشود) و عشقشان به کشورشان را به رخ میکشند. محمدعلی، سامیار و پارسا «خیابان را حفظ میکند».
پیرمرد تنهایی است که در همسایگی ما زندگی میکند، در یک مجتمع بزرگ که بیش از ۱۰۰ خانواده کنار هم زندگی میکنند، در یک قرار نانوشته هر روز یکی از خانمها وعده غذایی به خانه او میبرد و تلاش میکنیم تا جای ممکن ارتباطمان را با او، که خیلی هم اهل گرم گرفتن نیست حفظ کنیم.
در این شبها که داریم حماسه را زندگی میکنیم میبینم که او نیز، شبها از خانه بیرون میآید، آن شبها که اندک برفی هم میآمد، باز میدیدم که شال پشمی قهوهای رنگی را دور گردن و گوشهایش پیچیده، یک پرچم کوچک را در همان دستی که عصایش را میفشرند نگه داشته و میرود که «خیابان را حفظ کند».
فکر میکنم او که تنها زندگی میکند احتمالاً بهتر از هر کسی میداند ایرانِ تنها چقدر مظلومانه و با صلابت در این دنیایی که دستاندرکاران پرونده اپستین از سر لذت و سرگرمی ناو بیدفاعی را غرق میکنند ایستاده و در برابر ظالمان سر خم نمیکند.
وعده خدا حق است، زمین به مستضعفان به ارث میرسد
شب را با خودروی یکی از دوستانم به کاروان خودرویی پیوستهایم، ما که دلمان به خون نشسته است و فریادمان اللهاکبر است و در بین این آدمها که فکر میکنیم ما یکی از آنها و آنها بخشی از ما هستند در خیابانهای شهر تاب میخوریم، کمی طولانی پشت چراغ قرمز ایستادهایم، لابد میدانید بعضی از چهارراهها دستفروشان و کودکان کار دائمی دارند، این چهارراه هم یکی از همانها است.
مردی که سالها است اینجا میبینمش دارد به ماشینها نزدیک میشود، از ذهنم میگذرد در این هوای سرد و در این روزهایی که پول نقد خیلی کمتر از قبل شده... ناگهان آنچه میبینم به من میفهماند که متر و معیار مناسبی برای اندازهگیری هیچچیز نیستم، چون او دارد کاملاً گزینشی شیشه ماشینهایی که پرچم دارند و عکس رهبر شهید را به شیشه چسباندهاند برای دل خودش تمیز میکند، دقت میکنم میبینم که دقیقاً این گزینش را انجام میدهد و سمت ماشینهایی که پرچم ندارند نمیرود، ماشین ما نه عکس دارد و نه پرچم، از کنار ما هم عبور میکند... او هم دارد به روش خودش «خیابان را حفظ میکند».
به گزارش ایسنا، مردمی که این روزها در خیابان ماندهاند، روز قدس تاریخی و دشمنشکن به پا میکنند، چهارشنبهمشتهای گره کرده خود را به هوا بلند میکنند و جز در برابر خدا سر خم نمیکنند، حتی اگر فرماندهانشان، سیاستمدارانشان و عزیزانشان را ترور کنند، قطعاً و با قویترین قولها حتماً پیروزند چراکه وعده الهی حق است و هرگز خلف وعده وجود ندارد و تنها مردمی که در برابر ظلم میایستند و در برابر ظالم به خاطر خدا ایستادگی میکنند پیروزند.
انتهای پیام

