گاهی همسایهها از اعضای خانواده به انسان نزدیکترند، در فرهنگ ایرانی و اسلامی نیز بر اهمیت این جایگاه تأکید شده وخیلی وقتها در خیلی از گرهها این همسایهها هستند که زودتر از هر کسی به داد میرسند و اصلاً همسایه خوب به قدر خانواده خوب روی احوال آدم تأثیر دارد و اگر کمی در پستوهای ذهنمان بگردیم بارهایی را به یاد میآوریم که همسایهها توانستهاند حال خوبمان را رقم بزنند و حالا چند روایت از این احوالات را از دریچه ایسنا بخوانید.
برکت تنور خانه مادر بزرگ
مادربزرگم در خانه روستاییاش تنور داشت، نمیدانم تنور خانگی دیدهاید و یا آن بوی بیمانندش را استشمام کردهاید یا نه ولی تنور که روشن میشد، نانها که دانهدانه پخته میشدند عطرش تا هفت همسایه آنطرفتر را هم مدهوش میکرد، اصلاً تنور خانه مادربزرگ همه را دور خود جمع میکرد و رسمی بود برای جمع شدن زنهای اطراف تا گعده کنند، بچههاشان ساعتی با هم شیطنت کنند و سر ظهر هر همسایهای یک بغل نان خانه ببرد. مادربزرگم همیشه میگفت دیدن آدمها از برکات تنور است، اعتقاد داشت که دیدن همسایهها برکت زندگی است.
یک مهمان و دو خانه!
همه مردم ایران مهماننوازند ولی آنها که در بخش غربی این کشور زندگی میکنند زبانزد و مثالزدنی هستند؛ در تعطیلات نوروز و در شهر درود استان لرستان مهمان خانهای بودیم که خویشاوندان را میهمان کرده بودند و خانه شلوغ بود، یک شلوغ گرم دوستداشتنی، از آنها که بار اول است این آدمها را میبینی ولی انگار بارها خاطره مشترک با آنها داشتهای. آخر شب که شد تعدادی از مهمانها که از همان شهر بودند به خانههاشان برگشتند و ما ماندیم و دو خانواده پرجمعیت دیگر، وقت خواب یک دسته کلید آوردند و گفتن که همسایه امشب را در خانه یکی از اقوامش میماند و کلید خانه خود را داده تا میهمانان ما راحت باشند، برای اولین بار با این مفهوم روبهرو شدم که میهمان شما میهمان خانه ما نیز هست، چه دنیای قشنگ ارزشمندی که اتفاق رقم خورده را نمیشود در قالب کلمه تحسین کرد.
بوی قرآن، رمضان و شهادت در کوچه میپیچد
مردهای همسایه در شبهای ماه مبارک رمضان در خانه یکی از همسایهها که دو تا از فرزندان برومندش نیز در جنگ تحمیلی ۸ ساله به شهادت رسیدهاند جمع میشوند و به جمعخوانی قرآن میپردازند، کاری که خانمها صبحها در همان خانه زیر سایه مادر بزرگوار شهیدان انجام میدهند و شب ۲۷ ماه رمضان هر کسی که یک بار هم در این مراسم شرکت کرده باشد به افطاری با برکت خانه دعوت میشود، به چشم من و همه خانوادههایی که در این کوچه زندگی میکنند حضور این دو عزیز و سفرهشان، روزی بیمثالی است که قسمت اهالی شده، دیدن چهرههای منور به نور خدای این زن و مرد همه احوال بد دنیا را هم میتواند تغییر بدهد.
در خانه همسایهها به روی هم باز است
فکر میکنم نیمی از عمرم را دنبال دسته کلیدم گشتهام، نیم دیگر را هم پشت در نشستهام تا یکی از اعضای خانواده برسد و در را به رویم باز کند، وضع رقتانگیزی که امیدوارم برای هیچکس اتفاق نیفتد چراکه گاهی اوقات این انتظار ممکن است ساعتها به طول بیانجامد؛ در یکی از تجربیات پرتکرارم در پشت در بسته خانه به اصرار یکی از همسایهها وارد خانهشان شدم؛ تا به آن زمان به تعداد انگشت شماری در رفت و آمدها دیده بودمشان و حتی نام خانوادگی ایشان را هم نمیدانستم اما آن روز در حالی که تلفن همراهم نیز خاموش شده بود و واقعاً یک چای گرم میتوانست احوالم را دگرگون کند، همسایهای که حتی نامش را نمیدانستم فرشته نجاتم شد، فکر کردم احتمالاً اعتماد کردن و راه دادن همسایه دو واحد آن طرفتر که همیشه پشت در خانهاش مینشیند هم کار پرریسکی بوده که او با محبت چشم به روی احتمالات عجیب بسته است، باب دوستیای که در نهایت موجب شد پرندهام خانه آنها را انتخاب کند و عروس خانه آنها باشد.
همسایگی در خلال جنگ
پس از جنگ تحمیلی دوازده روزه با خانمی ملاقات کردم که به علت مجاورت با خانهای دیگر که مورد اصابت پرتابههای دشمن قرار گرفته بود، خانهشان آسیب دیده و تقریباً نابود شده بود، تجربه غمانگیزی که امروز تعداد بیشتری از هموطنانمان با آن رو به رو میشوند و خب تجربه ایشان یک مقدار متفاوت بود، موقع اتفاق خانه نبودهاند و وقتی که موضوع را به آنها اطلاع دادهاند و به خانه برگشتهاند.
میگفت خانه قابل سکونت نبود و مجبور شدیم که تا ترمیم خانه جای دیگری را اجاره کنیم ولی چیزی که خیلی قوت قلب بود تماس و پیگیری خانوادهای بود که خانهشان هدف اصلی حمله قرار گرفته بود، عذرخواهی کردند، گرچه واقعاً تقصیری نداشتند اما با اینکه آنها عزیزی را هم از دست داده بودند همدلی نشان دادند درحالیکه این وظیفه ما بود تا در کنارشان باشیم.
به گزارش ایسنا، فرهنگ مجاورت یکی از نقاطی است که میشود ساعتها روی آن بحث کرد و اصلاً میتوان با یک نگاه جامعهشناسانه به آن ورود کرد، همسایه خوب میتواند عیار زندگی را بالا ببرد همانطور که همسایه بد همیشه پس ذهن آدم حال خوب خانه را به هم میریزد، در روزگاری که زندگی اجتماعی آدمها بیش از گذشته به همدلی نیاز دارد انسانهایی که دیوار به دیوارمان زندگی میکنند در اولویتند.
انتهای پیام

