• پنجشنبه / ۶ فروردین ۱۴۰۵ / ۱۱:۳۷
  • دسته‌بندی: سیاست خارجی
  • کد مطلب: 1405010602333

دیوید هرست: جنگ ایران نه تکرار تاریخ که مهر تاییدی بر آن است

دیوید هرست: جنگ ایران نه تکرار تاریخ که مهر تاییدی بر آن است

در حالی که جنگ علیه ایران به ماه دوم خود نزدیک می‌شود، جریانی مداوم از صداهای جوامع اطلاعاتی در آمریکا و سرزمین های اشغالی در مخالفت با کل پروژه بلند شده است. ۹ عنصر کلیدی در تصمیم برای حمله به ایران برای دومین بار در یک سال، توسط یک گزارش اطلاعاتی ارائه شد که معلوم شد ۱۰۰ درصد نادرست است. پرونده مشکوکی که منجر به این حمله شد توسط دیوید بارنیا، مدیر موساد، نوشته شده بود.

به گزارش ایسنا، دیوید هرست برای میدل ایست آی  نوشت: این روزها جزئیات بیشتری در مورد تصمیم برای شروع حمله در ماه فوریه منتشر می‌شود. 

در حالی که دونالد ترامپ، رئیس جمهور آمریکا این روزها از تماس با ایران می‌گوید - محمد باقر قالیباف، رئیس مجلس ایران، آن را به عنوان "خبر جعلی" رد می‌کند- داده‌های پرواز نشان می‌دهد که ترامپ همزمان دستور انتقال تعداد زیادی از نیروهای آمریکایی به سرزمینهای اشغالی و اردن را داده است، ظاهراً در آماده‌سازی برای حمله زمینی و مرحله بعدی جنگ.

۹، عنصر کلیدی در تصمیم برای حمله به ایران برای دومین بار در یک سال، توسط یک گزارش اطلاعاتی ارائه شد که معلوم شد ۱۰۰ درصد نادرست است. پرونده مشکوکی که منجر به این حمله شد توسط دیوید بارنیا، مدیر موساد، نوشته شده بود.

او در جلسه توجیهی با بنیامین نتانیاهو، نخست وزیر صهیونیستی، ادعا کرد که موساد در ایران آنقدر قوی است که می‌تواند نیروهای مخالف ایران را برای سرنگونی دولتشان پس از شروع جنگ هوایی تحریک کند.

اطمینان بارنیا، اگر نیازی به تأیید باشد، تأییدی است بر اینکه موساد نقش بزرگی در تبدیل تظاهرات ژانویه دلالان ارز در تهران به یک شورش مسلحانه که در آن هزاران معترض کشته شدند، داشته است.

وعده بارنیا در توجیه نتانیاهو به ترامپ مبنی بر اینکه جمهوری اسلامی آنقدر ضعیف است که تنها به یک فشار نهایی برای فروپاشی نیاز دارد، نقش اساسی داشت. اگرچه پیش‌بینی بارنیا توسط سازمان‌های اطلاعاتی رقیب در سرزمینهای اشغالی و آمریکا به چالش کشیده شد، اما ترامپ زودباور را متقاعد کرد.

واقعیت ظرف یک ساعت پس از حمله هوایی که منجر به شهادت آیت‌الله علی خامنه‌ای، رهبر ایران و کشته شدن بیش از ۴۰ نفر از ژنرال‌های ارشد ایران شد، آشکار شد. زیرا ظرف یک ساعت پس از اولین حمله، ایران شروع به شلیک متقابل کرد - و از آن زمان تاکنون متوقف نشده است.

جنگ نامتقارن

هرست نوشته است: ایران به وعده‌های خود برای حمله به سرزمینهای اشغالی، پایگاه‌های آمریکایی، و بستن تنگه هرمز عمل کرده و یک پنجم تجارت جهانی نفت و گاز طبیعی را فلج کرده است.

در هفته چهارم این جنگ، به نظر می‌رسد که ایران در حفظ جریان مداوم موشک‌ها و پهپادها، به اندازه ساعات اولیه درگیری، توانمند است.

ایران مطمئناً در اثر حملات هوایی آسیب دیده اما به طور کلی همچنان با قدرت به دفاع از خود ادامه می‌دهد. همانطور که وعده داده بود، پاسخ آن نامتقارن بوده است. این کشور تأثیر جغرافیایی این جنگ را با موفقیت گسترش داده است.

آنها اساساً می‌گویند که اتحاد غرب و اروپا، یا به ویژه اروپایی‌ها، ما را فریب داده‌اند - و اکنون باید خودمان از خودمان مراقبت کنیم.

ترامپ و نتانیاهو اکنون یک جنگ منطقه‌ای را شکل دادند که پایان دادن به آن دشوار خواهد بود. محققان دانشگاه براون تخمین می‌زنند که در نتیجه سلسله درگیری‌هایی که با تصمیم جورج دبلیو بوش، رئیس جمهور سابق آمریکا، برای حمله به افغانستان و عراق در اوایل دهه ۲۰۰۰ آغاز شد، تاکنون ۴.۷ میلیون نفر، چه مستقیم و چه غیرمستقیم، جان خود را از دست داده‌اند.

پیامدهای جنگ علیه ایران می‌تواند حتی گسترده‌تر باشد، به خصوص اگر به صورت یک حمله زمینی ادامه یابد. اگر همه اینها به طرز وحشتناکی با آنچه که هنگام حمله بوش و تونی بلر، نخست وزیر سابق بریتانیا، به عراق در سال ۲۰۰۳ رخ داد، آشنا به نظر می‌رسد، به این دلیل است که واقعاً آشناست.

محمد البرداعی به مدت سه دوره متوالی ریاست آژانس بین‌المللی انرژی اتمی (IAEA) را بر عهده داشت. او و هانس بلیکس، بازرس ارشد تسلیحات سازمان ملل در آن زمان، در عراق در نقطه صفر بودند، زیرا سیا و MI۶ پرونده‌ای در مورد اطلاعات نادرست مبنی بر وجود سلاح‌های کشتار جمعی توسط صدام تهیه می‌کردند.

امروز، البرادعی فقط می‌تواند شباهت‌ها را با آنچه اکنون در ایران اتفاق می‌افتد، تقویت کند.

او به هرست گفت: «من و هانس بلیکس دوران بسیار سختی را پشت سر گذاشتیم، زمانی که شاهد یک فریب کامل بودیم. ما در محل بودیم و در آن زمان هیچ برنامه سلاح هسته‌ای، شیمیایی یا بیولوژیکی در عراق ندیدیم. با این حال، دولت بوش همچنان به ارائه این گزارش‌های پر زرق و برق در شورای امنیت ادامه داد.» «آنها به جنگ رفتند، یک کشور را نابود کردند. صدها هزار غیرنظامی بی‌گناه به دلیل کمبود دارو، به دلیل کمبود غذا جان باختند و بعداً گفتند "ای وای، هیچ اتفاقی نیفتاد". من اینجا شباهت زیادی می‌بینم وقتی می‌شنوم ترامپ می‌گوید ایران دو هفته با سلاح هسته‌ای فاصله دارد. راستش را بخواهید، افسرده می‌شوم، چون معنی این حرف را می‌دانم: غیرنظامیان بی‌گناه خواهند مرد.»

نادیده گرفتن قوانین بین‌المللی

البرادعی به هرست گفت «واقع‌بین بودن بسیار دشوار است این روزها همه می‌خواهند [شواهد] را آنطور که می‌خواهند بخوانند.» «گروسی، رئیس آژانس بین‌المللی انرژی اتمی گفته است که هیچ برنامه تسلیحاتی ساختارمند و سیستماتیکی وجود ندارد. اما این آژانس بین‌المللی انرژی اتمی نیست که بی‌طرفی خود را از دست می‌دهد؛ [بلکه] شورای امنیت کاملاً فلج شده است.»

البرادعی، یک حقوقدان بین‌المللی باسابقه، همچنین علی لاریجانی، رئیس سابق شورای عالی امنیت ملی ایران، که این ماه در حمله صهیونیست‌ها به شهادت رسید را می‌شناخت و با او مذاکره می‌کرد.

البرادعی درباره لاریجانی می‌گوید: «او یکی از افراد خوب بود. او عمیقاً مسائل و آنچه را که می‌خواست به دست آورد، درک می‌کرد. و ما او را به معنای داشتن یک مخاطب خاص از دست دادیم.»

اما پس از غزه، و در واقع خیلی قبل از آن، ترور مذاکره‌کنندگان، سیاستمداران، فیلسوفان و روزنامه‌نگاران به بخش قابل قبولی از جنگ تبدیل شده است. نسل‌کشی به ابزار جنگ مدرن تبدیل شده است.

مهم‌ترین نکته البرادعی نه در مورد تکرار تاریخ، بلکه در مورد تقویت تاریخ است.

به گفته هرست، دولت بوش حداقل تلاش کرد تا حملات خود را در قوانین بین‌المللی قرار دهد. ترامپ هیچ تلاشی برای انجام این کار نمی‌کند؛ برای او، قانون بین‌الملل وجود ندارد. سازمان ملل یک محل حرف است که فقط با خاموش کردن پله‌های برقی و تله‌پرامپتر هنگام صحبت او، به دنبال تحقیر اوست.

با زور بی‌رحمانه، ایالات متحده دیگر فقط به دنبال شکستن و از نو ساختن ملت‌ها نیست. جاه‌طلبی‌های آن بزرگ‌تر است: در این جنگ به دنبال شکستن و از نو ساختن کل منطقه است. برای این منظور، تمام هنجارهای حقوق بین‌الملل را که البرادعی بر اساس آنها آموزش دیده بود، کنار گذاشته است.

البرادعی گفت: «من در آمریکا و در غرب تحصیل کرده‌ام، آموزش دیده‌ام. بیش از نیمی از عمرم را در غرب گذرانده‌ام. همیشه معتقد بودم که [دموکراسی غربی] کامل نیست. اما در حالی که رهبران اروپایی و کشورهای غربی مانند آلمان همچنان از اسرائیل دفاع می‌کنند - حتی با وجود اینکه دیوان بین‌المللی دادگستری تشخیص داده است که پرونده قابل قبولی برای نسل‌کشی در غزه وجود دارد و دیوان بین‌المللی کیفری (ICC) حکم بازداشت رهبران ارشد اسرائیل را صادر کرده است - غرب به وضوح "در حال شکست" است. الان از هر کسی در جنوب جهان بپرسید... آنها اساساً می‌گویند که اتحاد ترانس آتلانتیک غربی، یا به ویژه اروپایی‌ها، ما را فریب داده‌اند - و اکنون ما باید از نظر امنیت، از نظر توسعه اقتصادی، از نظر ارزش‌ها، از خودمان مراقبت کنیم. آیا این برای جهان خوب است؟ مطلقاً ."


براندازی سیستم

کریم خان، دادستان کل دادگاه کیفری بین‌المللی که حکم بازداشت نتانیاهو و وزیر جنگ سابق او، یوآو گالانت، را صادر کرده بود، توسط قضاتی که شواهد را بررسی می‌کنند، از تمام اتهامات سوء رفتار جنسی تبرئه شده است.

با این حال، برخی از اعضای دفتر مجمع کشورهای عضو حاکم بر دیوان بین‌المللی کیفری مصمم هستند که به تلاش‌ها برای جلوگیری از از سرگیری وظایف خان ادامه دهند. دو منبع ارشد دیپلماتیک که در جریان جلسه اخیر دفتر سازمان ملل قرار گرفتند، به میدل ایست آی گفتند که آنها به دنبال جلوگیری از گزارش قضات و تغییر یافته‌ها بر اساس ارزیابی خود از گزارش دفتر خدمات نظارت داخلی سازمان ملل هستند.

این واضح‌ترین نمونه از پیام اصلی البرادعی است. غرب که مفهوم مدرن حقوق بین‌الملل را ابداع کرد و دادگاه‌هایی مانند دیوان کیفری بین‌المللی را پس از جنگ جهانی دوم ایجاد کرد، اکنون قصد خرابکاری و براندازی آن را دارد.

حمله غرب به یک نظم بین‌المللی مبتنی بر قانون، خود را به عدالت محدود نمی‌کند. البرادعی اشاره می‌کند که ایالات متحده در حالی که برای جلوگیری از یک بیماری همه‌گیر دیگر تلاش می‌کند، از سازمان بهداشت جهانی خارج شده و توافق‌نامه تغییرات اقلیمی پاریس را رها کرده است: «آنها با علم می‌جنگند... وقتی غزه را می‌بینید، وقتی ایران را می‌بینید، وقتی اوکراین را می‌بینید، شورای امنیت کجاست؟ اصلا نیست.»

او میگوید: «وقتی فقط راه می‌روید و هر قانون و هر انتظاری را زیر پا می‌گذارید، و سپس به مردم می‌گویید، 'شما تروریست شده‌اید' - مردم عصبانی می‌شوند، وقتی مردم احساس بی‌عدالتی می‌کنند، انتظار دارید چه کار کنند؟ بیایند با شما یک لیوان نوشیدنی بنوشند؟»

البرادعی اما از یک چیز مطمئن است: انقلاب در جهان عرب در راه است. البرادعی، که از چهره‌های اصلی انقلاب دموکراسی مصر در میدان تحریر بود، پس از قتل عام میدان رابعه در سال ۲۰۱۳، که آغاز یک ضدانقلاب نظامی بود که دموکراسی و انتخابات آزاد را ظاهراً برای همیشه نابود کرد، کشور را ترک کرد.

البردعی با اطمینان گفت: «بهار عربی به هیچ وجه نمرده است. تاریخ کند پیش می‌رود»

پس از جنگ عراق، البرادعی به یاد آورد که باراک اوباما، رئیس جمهور سابق آمریکا، گفته بود: «ما باید یاد بگیریم که وقتی شلیک می‌کنیم، درست هدف بگیریم. حداقل او صادق بود که این را گفت، اما کمی دیر شده بود، زیرا در آن زمان ما داعش را داشتیم. »

هرست نتیجه میگیرد: ما اکنون رئیس جمهوری در آمریکا داریم که حتی وانمود نمی‌کند قبل از جنگ با جامعه بین‌المللی مشورت می‌کند. قوانین بین‌المللی، در دوران تصدی او، دیگر وجود ندارند. معاهدات بین‌المللی نیز همینطور هستند و مذاکرات در بهترین حالت فقط متوقف می‌شوند تا نیرو و سربازان بیشتری به کار گرفته شوند. ما از روزی که اجازه دادیم این اتفاق بیفتد، پشیمان خواهیم شد. زیرا وقتی امپراتوری آمریکا سرانجام به خاک سیاه بنشیند، ما در اروپا به قوانین و نهادهای بین‌المللی نیاز خواهیم داشت، زیرا قدرت سخت برای محافظت از خود نخواهیم داشت. اروپا در غزه، سپس لبنان و اکنون ایران، خود را بی‌اهمیت کرده است. این موضوع به ضرر آن تمام خواهد شد.

او تاکید می کند: و وقتی دشمنان آینده ما همان قوانین جنگی را که ما برای آنها اعمال می‌کنیم، برای ما اعمال کنند، به چه کسی روی خواهیم آورد؟ 

ترامپ و نتانیاهو «شمع را از هر دو طرف روشن کرده اند» و وقتی حکومت آنها سرانجام به پایان برسد، همه انگشتانشان سوخته خواهد بود.

انتهای پیام