• یکشنبه / ۹ فروردین ۱۴۰۵ / ۰۶:۰۰
  • دسته‌بندی: سیاست خارجی
  • کد مطلب: 1405010803636

اختصاصی ایسنا

شکست محاسباتی متجاوزان در برابر تاب‌آوری ایران

شکست محاسباتی متجاوزان در برابر تاب‌آوری ایران

یک ماه پس از آغاز حمله مشترک آمریکا و رژیم صهیونیستی به ایران، نه‌تنها اهداف اعلامی محقق نشده، بلکه نشانه‌های روشنی از یک خطای محاسباتی و ورود متجاوزان به جنگی فرسایشی آشکار شده است و تاب‌آوری ملی و واقعیت‌های میدانی، معادلات اولیه را بر هم زده‌اند.

به گزارش ایسنا، «علی‌مجتبی روزبهانی» سفیر کشورمان در ترکمنستان در یادداشتی اختصاصی به تشریح آنچه در یک ماه جنگ تحمیلی آمریکا و رژیم صهیونیستی علیه ایران انجام دادند، پرداخت.

این دیپلمات کشورمان با اشاره به ابعاد حملات مشترک آمریکا و رژیم صهیونیستی به ایران اظهار کرد: پس از گذشت یک ماه از آغاز حمله مشترک جنایتکارانه آمریکایی ـ صهیونیستی به جمهوری اسلامی ایران و به شهادت رساندن رهبری، فرماندهان نظامی شهروندان بی‌گناه از جمله کودکان، زنان، پرستاران و امدادگران، ارزیابی‌ها نشان‌دهنده یک «شکست محاسباتی» برای جبهه مقابل است.

وی گفت: دشمن با تصور یک پیروزی سریع و فلج‌کننده وارد میدان شد، اما ایستادگی زیرساختی و توان دفاعی ایران و مهمتر از همه پایداری ملت بزرگ ایران در صحنه و خالی نکردن خیابان‌ها، جنگ را به مرحله‌ای فرسایشی برای متجاوز تبدیل کرده است.

سفیر ایران در عشق‌آباد در این چارچوب ارزیابی دقیق‌تری از روند یک ماه گذشته ارائه داده است.

«پس از گذشت یک ماه از آغاز حمله مشترک جنایتکارانه آمریکایی ـ صهیونیستی به جمهوری اسلامی ایران و به شهادت رساندن شهروندان بی‌گناه از جمله کودکان، زنان، پرستاران و امدادگران، ارزیابی‌ها نشان‌دهنده یک «شکست محاسباتی» برای جبهه مقابل است. دشمن با تصور یک پیروزی سریع و فلج‌کننده وارد میدان شد، اما ایستادگی زیرساختی و توان دفاعی و مهم‌تر از همه پایداری ملت بزرگ ایران در صحنه و خالی نکردن خیابان‌ها، جنگ را به مرحله‌ای «فرسایشی» برای متجاوز تبدیل کرده است.

در سطح بین‌المللی، شاهد شکاف عمیقی میان سران استکبار و عدم حمایت اتحادیه اروپا از این تجاوز و در مقابل وحدت ملت‌های آزاده جهان در مقابله همیشگی با ظلم و یک‌جانبه گرایی بوده است. با وجود اعمال سانسورشدید رسانه‌ای و تلاش برای ممانعت از انتقال پیام مقاومت و آزادگی ملت ایران در برابر تجاوز، افکار عمومی در غرب، فراتر از روایت‌های رسمی دولت‌هایشان، اقدامات ریاکارانه و دروغ‌گویی رهبران خود را دریافتند و به عمق فاجعه انسانی، جنایات جنگی و از سوی دیگر سرخوردگی در دستیابی به اهداف سیاسی خود در ایران، پی برده‌اند.

واقعیت این است که دولت یاغی ایالات متحده آمریکا، با همدستی رژیم جنایتکار صهیونیستی، تجاوزی بی‌دلیل و قانون شکنانه‌ای را آغاز کرد که امنیت کشتیرانی در آب‌های آزاد، امنیت انرژی جهانی، امنیت مردم کشورهای منطقه و اقتصاد جهان را به خطر انداخته است و مهم‌تر از همه، جایگاه و اعتبار قوانین بین‌المللی را زیر سؤال برد. 

گذشته از اینکه اصل آغاز حمله به جمهوری اسلامی ایران آن هم در میانه یک فرایند دیپلماتیک، نقض آشکار حقوق بین‌الملل و اصول منشور ملل متحد است، این جنگ از منظر نقض حقوق بشر و عبور از خطوط قرمز قانونی، با تلخ‌ترین برهه‌های تاریخ (مانند جنگ‌های جهانی یا حملات اشغالگران در قرن بیستم) قابل مقایسه است. هدف قرار دادن مستقیم مدرسه «شجره طیبه» و کشتار دانش‌آموزان، هدف قرار دادن سالن‌های ورزشی، مدارس، بیمارستان‌ها، آمبولانس‌ها و خانه‌های مسکونی، نوعی نسل‌کشی محسوب می‌شود. علاوه بر این هدف قرار دادن نظام‌مند زیرساخت‌های غیرنظامی و منابع انرژی از دیگر ویژگی‌های اقدامات اخیر آمریکا و رژیم صهیونیستی در حمله به حاکمیت و تمامیت ارضی جمهوری اسلامی ایران است. تفاوت اصلی در اینجاست که در قرن بیست و یکم، این جنایات تحت حمایت مستقیم قدرت‌هایی صورت می‌گیرد که خود را مدعی نظم بین‌الملل می‌دانند؛ امری که به یک «آنارشی حقوقی» در سطح جهانی منجر شده است.

اقدامات حقوقی ایران در مجامع بین‌المللی، نظیر شکایت به دیوان بین‌المللی دادگستری یا شورای امنیت به عنوان «ثبت در تاریخ» و «فشار دیپلماتیک» ضروری بوده‌اند، اما به تنهایی کافی نیستند. در فضای فعلی که نهادهای بین‌المللی با بن‌بست اجرایی روبرو شده‌اند، باید اقدامات اثربخش‌تری به ویژه در ایجاد ائتلاف‌های اقتصادی و امنیتی خارج از سلطه دلار و نفوذ غرب انجام داد. همکاری با سازمان‌هایی همچون سازمان همکاری شانگهای، یا استفاده از ظرفیت بریکس می‌تواند در درازمدت زمینه‌ساز تعامل موثر در مقابله با یک‌جانبه‌گری و تجاوزات باشد. در وضعیتی که جمهوری اسلامی ایران آماج حمله متجاوزان قرار دارد، دفاع از کیان کشور و هدف قرار دادن منشاء حملات در هرکجا که باشد همچنان ضروری و موثر است.

کشورهای همسایه به ویژه در آسیای مرکزی و قفقاز، همواره در سیاست خارجی جمهوری اسلامی ایران جایگاه ویژه‌ای داشته‌اند. ارسال محوله‌های بشر دوستانه به نشانه هبستگی با مردم مقاوم جمهوری اسلامی ایران از سوی ترکمنستان، قرقیزستان، ازبکستان، تاجیکستان، آذربایجان و روسیه نشان داد که رویکرد تعاملی و اولویت دادن به همکاری با همسایگان در سیاست خارجی جمهوری اسلامی ایران، تا چه اندازه ضروری و موثر بوده است.

در این میان، کشور ترکمنستان با داشتن مرز مشترک 1200 کیلومتری با کشورمان، جایگاه ممتازی دارد. ترکمنستان که بر اساس اصل «بی‌طرفی مثبت و دائمی» همواره از تنش‌های نظامی دوری جسته، در هر دو دوره تجاوز رژیم صهیونیستی و آمریکا به ایران، در تردد اتباع کشورمان و ملحق شدن‌شان به خانواده‌ها کمک شایان توجهی داشته است.

دولت ترکمنستان در همان ابتدا با تاکید بر «حل‌وفصل مسالمت‌آمیز اختلافات از طریق گفت‌وگو» نسبت به وضعیت پیش آمده در خاورمیانه ابراز نگرانی کرد. جامعه ترکمنستان نیز به دلیل پیوندهای تاریخی، تمدنی و فرهنگی با ایران، تحولات را با حساسیت و نگرانی دنبال می‌کند و این موضوع در ابراز احساسات مردم و مقامات این کشور نسبت به کشورمان کاملا مشهود است.»

انتهای پیام