محمد میرزایی در گفتوگو با ایسنا اظهار کرد: حمله به دانشگاه علم و صنعت در ظاهر یک اقدام تاکتیکی برای تخریب چند ساختمان بود، اما در واقع باید آن را در چارچوبی عمیقتر و در قالب جنگی چندلایه تحلیل کرد.
وی با بیان اینکه تفاوت میان بمباران یک پادگان و یک دانشگاه بسیار بنیادین است، افزود: بمباران پادگان مانند شکستن استخوان است، اما حمله به دانشگاه بهمثابه هدفگیری مغز یک جامعه است؛ چرا که دانشگاه محل تولید قدرت نرم، هوشمندی و آینده یک ملت به شمار میرود.
این استاد دانشگاه ادامه داد: اگر این تفاوت درک نشود، در مواجهه با موجهای بعدی چنین حملاتی، کشور در موقعیت آسیبپذیری قرار خواهد گرفت.
شکستن تابوی امنیت علمی در منازعات منطقهای
این استاد دانشگاه با اشاره به نخستین لایه تحلیلی این حمله خاطرنشان کرد: تا پیش از این، دانشگاهها در منازعات منطقهای بهعنوان فضاهایی با نوعی مصونیت نسبی شناخته میشدند و کمتر هدف حمله مستقیم قرار میگرفتند، اما این اقدام عملاً تابوی امنیت علمی را شکست.
میرزایی تأکید کرد: پیام این حمله روشن است؛ اینکه دیگر هیچ فضای امنی برای زیست علمی وجود ندارد و این مسئله میتواند تبعات گستردهای برای جامعه علمی به همراه داشته باشد.
حمله به زنجیره ارزش علم و صنعت کشور
این استاد دانشگاه در ادامه با اشاره به لایه دوم این رویداد بیان کرد: دانشگاه علم و صنعت صرفاً یک مرکز آموزشی نیست، بلکه حلقه اتصال صنایع مادر کشور محسوب میشود و بسیاری از آزمایشگاههای آن در حوزه تست و اعتبارسنجی قطعات حساس صنعتی فعال هستند.
وی افزود: با حمله به چنین مرکزی، تنها چند کلاس درس تخریب نمیشود، بلکه پروژههای تحقیقاتی، پایاننامههای تخصصی و روند بومیسازی فناوریهای راهبردی نیز متوقف یا نابود میشود.
میرزایی تصریح کرد: این وضعیت به معنای نابودی بخشی از آینده صنعتی کشور است، چرا که بسیاری از این پروژهها قابل بازسازی در کوتاهمدت نیستند.
این استاد دانشگاه با تأکید بر اهمیت دادههای علمی گفت: ارزش یک مجموعه داده آزمایشگاهی که طی سالها و در شرایط خاص بهدست آمده، گاه از زیرساختهای فیزیکی مهم نیز بیشتر است.
وی ادامه داد: بازسازی یک سکو یا تأسیسات ممکن است در چند ماه انجام شود، اما احیای یک تیم تحقیقاتی منسجم و بازتولید دادههای تجربی منحصربهفرد، گاهی به یک دهه زمان نیاز دارد.
میرزایی خاطرنشان کرد: حمله به دانشگاه در واقع حمله به حافظه بلندمدت علمی کشور است و این اقدام از منظر حقوق بینالملل بشردوستانه نیز قابل پیگیری است.
ابعاد حقوقی حمله به مراکز علمی
وی با اشاره به قوانین بینالمللی اظهار کرد: بر اساس اصول حقوق بشردوستانه، از جمله مفاد پروتکلهای مرتبط با کنوانسیون ژنو، حملات باید صرفاً متوجه اهداف نظامی باشد و در صورت تردید، اصل بر غیرنظامی بودن هدف است.
میرزایی افزود: در این حادثه، یک مرکز آموزشی بهطور آشکار هدف قرار گرفته که این مسئله میتواند مصداق نقض قواعد بینالمللی تلقی شود.
جنگ ترکیبی و هدفگیری امنیت روانی نخبگان
این استاد دانشگاه در ادامه با اشاره به ابعاد روانی این حمله گفت: این اقدام را باید در چارچوب جنگ ترکیبی تحلیل کرد؛ جنگی که تنها به حوزه نظامی یا سایبری محدود نمیشود، بلکه فضاهای زیست نخبگانی را نیز هدف قرار میدهد.
میرزایی تأکید کرد: یکی از اهداف چنین حملاتی، ایجاد ناامنی روانی در میان دانشجویان و پژوهشگران و در نهایت تشدید روند مهاجرت نخبگان است.
وی در ادامه تصریح کرد: اگر به این ابعاد توجه نشود، کشور نهتنها از نظر زیرساختی، بلکه از حیث سرمایه انسانی نیز با آسیبهای جدی مواجه خواهد شد.
لزوم بازطراحی پدافند علمی کشور
استاد دانشگاه جامع امام حسین (ع) با اشاره به پیامدهای روانی حمله به دانشگاه علم و صنعت، این اقدام را تلاشی هدفمند برای ناامنسازی محیط علمی و تسریع مهاجرت نخبگان دانست و تأکید کرد: صرف بازسازی فیزیکی مراکز علمی، پاسخگوی این تهدید نیست.
میرزایی در ادامه اظهار کرد: جامعه علمی ایران امروز با نسلی از دانشجویان و اساتید مواجه است که از یکسو تحت فشار تحریمهای علمی قرار دارند و از سوی دیگر، امنیت فیزیکی محل تحصیل و کارشان نیز دچار خدشه شده است.
وی افزود: پیام ضمنی این حملات برای یک دانشجوی دکتری که میان ماندن در کشور یا مهاجرت مردد است، این است که حتی در بهترین دانشگاهها نیز پناهگاه امنی وجود ندارد.
میرزایی با تأکید بر این نکته که این روند نوعی «مهاجرت اجباری نخبگان از طریق ناامنسازی محیطی» است، تصریح کرد: در چنین شرایطی، بهجای ترور مستقیم دانشمندان که هزینه سیاسی بالایی دارد، کل فضای آکادمیک ناامن میشود تا نخبگان خود به خروج از کشور ترغیب شوند.
وی خاطرنشان کرد: این الگو را میتوان «ترور سرد» نامید؛ روشی هوشمندانهتر با هزینه سیاسی کمتر که بهصورت غیرمستقیم سرمایه انسانی کشور را هدف قرار میدهد.
بازسازی صرف کافی نیست؛ ضرورت یک هشدار راهبردی
این استاد دانشگاه در پاسخ به ضرورتهای پیشروی نظام علمی کشور بیان کرد: این حمله باید بهعنوان یک هشدار راهبردی تلقی شود و صرف بازسازی آجر به آجر دانشگاه، بدون بازنگری در الگوی پدافند غیرعامل، تنها یک اقدام موقتی خواهد بود.
وی تأکید کرد: حفاظت از زیرساختهای علمی نیازمند یک تحول پارادایمی در سیاستگذاری و اجراست.
غیرمتمرکزسازی زیرساختهای علمی؛ کاهش آسیبپذیری
میرزایی نخستین اقدام ضروری را غیرمتمرکزسازی زیرساختهای علمی دانست و گفت: تمرکز آزمایشگاههای حساس و پروژههای کلیدی در یک نقطه، ریسکپذیر است و باید به سمت طراحی شهرکهای علمی امن و پارکهای فناوری توزیعشده حرکت کنیم.
وی ادامه داد: پروژههای ملی باید بهگونهای تعریف شوند که تیمهای تحقیقاتی در نقاط مختلف جغرافیایی بهصورت موازی فعالیت کنند تا یک حمله، کل زنجیره علمی را مختل نکند.
دیپلماسی علمی تهاجمی؛ پیگیری حقوقی در مجامع بینالمللی
وی دومین محور را ضرورت فعالسازی دیپلماسی علمی عنوان کرد و افزود: پس از این حمله، باید موضوع نقض حقوق بینالملل علیه مراکز علمی در مجامع جهانی و اتحادیههای علمی مطرح شود.
میرزایی تصریح کرد: جامعه علمی جهان باید نسبت به این روند حساس شود، چرا که سکوت در برابر چنین اقداماتی، میتواند در آینده دامنگیر سایر کشورها نیز شود.
پدافند فعال علمی؛ از حفاظت فیزیکی تا صیانت دادهها
این استاد دانشگاه سومین اقدام را تعریف «پدافند فعال علمی» دانست و گفت: دیگر نمیتوان دانشگاه را فضایی کاملاً بیدفاع فرض کرد، بلکه باید با رویکردی هوشمندانه از سرمایههای علمی صیانت شود.
وی افزود: استفاده از سامانههای پیشبینی تهدید، احداث سازههای مقاوم برای آزمایشگاههای حساس و ایجاد بانکهای اطلاعاتی پشتیبان از پروژههای حیاتی، از جمله اقدامات ضروری در این حوزه است.
دانشگاه در خط مقدم نبرد علمی
میرزایی با اشاره به دغدغههای دانشجویان و پژوهشگران اظهار کرد: علم در شرایط سخت، مقاومتر از بتن مسلح است و تجربه نشان داده دانشگاههای ایران در بحرانها نیز مسیر رشد خود را ادامه دادهاند.
وی تأکید کرد: اگر این حمله موجب انفعال شود، به یک پیروزی راهبردی برای دشمن تبدیل خواهد شد، اما در صورت تبدیل آن به فرصتی برای بازطراحی امنیت علمی و تقویت پیوند دانشگاه با صنعت، میتوان آن را به نقطه عطفی برای خوداتکایی بدل کرد.
انتهای پیام
