• شنبه / ۲۲ فروردین ۱۴۰۵ / ۱۵:۰۰
  • دسته‌بندی: رسانه دیگر
  • کد مطلب: 1405012211583

کارگر پتروشیمی که هنگام موشکباران برای دشمن و وطن‌فروش‌ها رجز خواند

کارگر پتروشیمی که هنگام موشکباران برای دشمن و وطن‌فروش‌ها رجز خواند

یک کارگر پتروشیمی ماهشهر که ویدیویی از او در فضای مجازی منتشر شده بود، درباره ورز حمله به این پتروشیمی صحبت کرد.

به گزارش ایسنا، روزنامه همشهری نوشت:

صبح روز شنبه(پانزدهم فروردین)وقتی آتش‌نشانان مشغول خاموش‌کردن آتشی بودند که بر اثر حمله دشمن صهیونی-آمریکایی به جان منطقه ویژه اقتصادی پتروشیمی ماهشهر افتاده بود، ویدئویی در فضای مجازی دست به‌دست ‌شد که یکی از کارکنان جوان مجتمع پتروشیمی ماهشهر با لب خندان و لهجه شیرین جنوبی‌اش زیر موشکباران برای دشمن رجز می‌خواند و می‌گفت: «به ما حمله هوایی شد.. پتروشیمی... ولی اگه دونه‌دونه ما رو تیکه‌تیکه کنید، بازم این سرزمین به بچه‌هامون می‌رسه.  من اگه شهید شدم، می‌خوام بگم به خانمم دوستت دارم و یادتون نره روی قبرم، حتما سلام فرمانده بذارین. لعنت به همه اسرائیلی‌ها و اون وطن فروشا.. بیاین به ما حمله کنین. مادرتون رو ان‌شاءالله به عزاتون می‌شونیم... ما اگر از شهادت می‌ترسیدیم که نمی‌اومدیم سر کار. لعنت به همه‌تون.. » او به همین رجزخوانی قناعت نمی‌کند و با شوخ طبعی و شجاعت از همکارانش هم دعوت می‌کند مقابل دوربین تلفن همراه او نترسی و خونسردی‌شان را به رخ دشمن بکشند!  

این جوان جنوبی که تصاویر رجزخوانی متفاوتش هنوز هم در فضای مجازی می‌چرخد، «سیدعبدالله عبدالله پور» تکنیسین ابزار دقیق واحد نساجی پتروشیمی شهید تندگویان بندر ماهشهر است.

وصیت پدرانه

هنوز شنوایی گوش سیدعبدالله که در روز حمله دشمن بر اثر موج انفجارآسیب دیده، بهبود پیدا نکرده، اما می‌گوید: «عیبی ندارد، رزمنده‌های ما هر روز پای لانچر جانشان را به خطر انداختند، این گوش درد من که در برابر فداکاری رزمنده‌ها چیزی نیست!» لحنی گرم و شیرین دارد و روایتش از روز حمله هم با ته مایه‌ای از شوخ طبعی و جسارت ذاتی‌اش همراه است: «آن روز با آنکه اعلام کرده بودند احتمال حمله به منطقه ویژه وجود دارد و کارکنان کارخانه‌ها به محل کارشان نیایند ما رفتیم تا کار روی زمین نماند. حدود ساعت ۱۰ تهاجم دشمن شروع شد و نخستین انفجار را داشتیم. در نزدیکی سالن محل کار ما میعانات گازی نگهداری می‌شود و اگراین مواد منفجر می‌شدند همه ما در آتش می‌سوختیم، ولی بعد از حمله و در آن شرایط هم بچه‌ها هوای یکدیگر را داشتند و موقع خارج‌شدن از سالن مراقب بودند کسی جا نماند.» ۴‌سال از شاغل‌شدن سیدعبدالله در صنعت پتروشیمی ماهشهر می‌گذرد و چشم به راه فرزندی است که هنوز به دنیا نیامده: «نمی‌دانم فرزندم پسر است یا دختر، ولی من این ویدئو را در فاصله ۲‌حمله به‌عنوان وصیت برای فرزندم ضبط کردم.»

حقه صهیونیست‌ها

پیش‌بینی سیدعبدالله در مورد دومرحله‌ای بودن تهاجم دشمن درست از آب درآمده بود: «من در کتاب عملیات ضاحیه خوانده بودم که معمولا صهیونیست‌ها حملات‌شان را در ۲مرحله طراحی و اجرا می‌کنند تا بعد از حمله اول در محل تهاجم ازدحام جمعیت به‌وجود بیاید و با حمله دوم تلفات انسانی به حداکثر برسد. به همین دلیل بود که بعد از نخستین حمله از محل انفجار دور می‌شدم. درحالی‌که فاصله مکانی من و همکارانم با محل اصابت ضربات پی‌در پی حمله اول کم بود، این ویدئو را گرفتم تا اگر در مرحله دوم حمله شهید شدم، حرف‌هایم را به فرزندم گفته باشم.»  همکاران سیدعبدالله هم در رجزخوانی همراهی‌اش کرده‌اند: «حمید... بیا بگو... مرگ بر آمریکا... مرگ بر اسرائیل...»

عرق ناموس و وطن

او در آن روز شاهد صحنه‌های زیبایی بوده که بعد از حمله ناجوانمردانه دشمن به صنعت پتروشیمی کشور رخ داده است:«موقع انفجارها، همکاران مرد مانند سپر، دور ۲بانویی که از همکاران‌مان هستند، حلقه زدند تا آنها آسیب نبینند. آن روز وقتی از کارخانه بیرون آمدیم، هرکس سعی می‌کرد دیگران را از خطر دور کند. آن روز ماشین و خودرویی نمی‌دیدید که با یک سرنشین از آنجا دور شود و همه حتی ۸-۷ نفر را در خودروهایشان جا می‌دادند تا بتوانند زودتر آنها را به محل امن برسانند. راننده سرویس کارخانه هم با آنکه جان خودش به خطر می‌افتاد، زمانی طولانی در رفت‌وآمد بود تا همه کارکنان را از آنجا دور کند. » عرق و احساس سیدعبدالله در مورد خانواده‌های همکارانش، خاطرات غیرت جوانان جنوب کشور در دوران ۸ سال دفاع‌مقدس را به یاد می‌آورد:«آن روز دیدن وحشت و نگرانی خانواده کارکنان که برای اطلاع از سلامتی عزیزانشان به آنجا آمده بودند خیلی تلخ بود. قبل از شروع محدوده عملیاتی منطقه ویژه، محوطه‌ای وجود دارد که سایر افراد هم می‌توانند در آنجا رفت‌وآمد داشته باشند و خدا می‌داند وقتی مادران و همسران کارگران را با آن حال پریشان در این محوطه دیدم چه حالی پیدا کردم.»

من بچه خرمشهرم

در لحظه ضبط ویدئو صدا و دود انفجارهای مداوم قطع نمی‌شود و سیدعبدالله با خونسردی به ضبط رجز خوانی‌اش ادامه می‌دهد. اگرچه او خونسردی‌اش را ثمره ورزشکار بودن و ورزیدگی ذهنی‌اش روی تاتامی کاراته می‌داند، تأثیر دست‌وپنجه نرم‌کردن مداوم مردم جنوب کشور با دشمنان این مرز و بوم را در آبدیده شدن این جوان خرمشهری نمی‌توان نادیده گرفت: «روز حمله به منطقه پتروشیمی نخستین بار نبود که من بمباران دشمن را از نزدیک می‌دیدم. من بچه خرمشهرم و خانه ما در نزدیکی شرکت کشتی‌سازی قرار گرفته که در این جنگ، دشمن هر روز چندین بار به آن حمله می‌کرد. در شهر ما در روزهای جنگ صدای پدافند هوایی یک لحظه هم قطع نمی‌شد، اما جوانان جنوبی مانند همه مردم کشورمان به فضل خدا ایمان دارند و در موقع روبه‌روشدن با خطر، همین ‌ایمان واعتماد به آنها آرامش و قوت قلب می‌دهد.»

در حمله به منطقه ویژه پتروشیمی ماهشهر، مراکز فجر۱ و فجر ۲ که وظیفه تأمین برق، بخار، آب صنعتی و تصفیه فاضلاب برای سایر شرکت‌های این منطقه را برعهده داشتند، مورد تهاجم قرار گرفتند و آسیب دیدند.

انتهای پیام