لیزا کابلی در سی امین نشست از سلسله نشستهای تخصصی « در میدان» که به همت جهاد دانشگاهی قم به صورت مجازی برگزار شد، اظهار کرد: وقتی بحران اتفاق میافتد، سیستم عصبی وارد یک حالت هشدار میشود و علائمی مانند افزایش ضربان قلب، از دست دادن تمرکز و شکلگیری سناریوهای منفی در ذهن پدیدار میشوند که این موارد همگی واکنشهای طبیعی هستند که بدن طی آنها برای بقای خود تلاش میکند، اما اگر این شرایط طولانی باشد، این وضعیت به فرسودگی روانی تبدیل میشود.
این روانشناس با اشاره به ارکان تنظیم احساسات بیان کرد: در زمان بحران سه رکن تنظیم احساسات، ارتباط انسانی و مراقبت از بدن اهمیت بیشتری پیدا میکنند؛ به طوری که در رکن اول یعنی تنظیم احساسات، وقتی احساسات نامنظم باشند، تصمیمها تکانشی میشوند.
وی ادامه داد: در رکن دوم یعنی ارتباط انسانی، باید توجه داشت که انسان برای کنار آمدن تنهایی با بحران ساخته نشده، بلکه برای کنار آمدن در کنار دیگران ساخته شده است.
کابلی با اشاره به رکن سوم گفت: در مورد سوم که مراقبت از بدن است. مواردی چون خواب، غذا و تحرک کافی اهمیت مییابند چرا که بدن خسته باعث خستگی ذهن میشود.
وی تصریح کرد: اهمیت سلامت روان فقط این نیست که حالمان بهتر شود، بلکه هدف این است که بتوانیم در سختترین لحظات، بهترین نسخه ممکن از خودمان یعنی فردی متعادل، هوشیار و توانمند باشیم.
این روانشناس با بیان اینکه مشاوره و رواندرمانی یک کار ضروری در زندگی است، اظهار کرد: در زمان بحران که افراد به فکر سلامت جسمانی هستند، ذهن هم نیاز به مراقبت دارد و کمک گرفتن از خود و دیگران باید جز ضروری کولهپشتی روان باشد، چرا که ما مجبور نیستیم شرایط بحران را به تنهایی مدیریت کنیم و میتوانیم در کنار هم باشیم.
کابلی با اشاره به تفاوت اضطراب با نگرانی طبیعی، تصریح کرد: وقتی نگرانی از حد معمول عبور کند به اضطراب تبدیل میشود، پس اضطراب صرفاً یک احساس نیست بلکه یک تجربه کامل جسمی و ذهنی است.
وی افزود: تفاوت اضطراب با نگرانی شامل مواردی نظیر شدت است که در نگرانی کم و در اضطراب بیشتر است، و مدت زمان که در نگرانی گذرا بوده ولی در اضطراب در وجود فرد رخنه میکند؛ همچنین از نظر کنترلپذیری در نگرانی میتوان به چیز دیگری تمرکز کرد ولی در اضطراب اینگونه نیست و بدن در وضعیت اضطراب علائم فیزیکی بیشتری دارد، در حالی که از نظر کارکرد، نگرانی کمک میکند تا مانند نمودار یو (U) عملکرد بهتری داشته باشیم.
تأثیر بحران بر سلامت روان در سطح فردی و اجتماعی
این روانشناس با بیان اینکه تأثیر بحران بر سلامت روان افراد مخصوصاً در جامعه در چند سطحِ شناختی، جسمی، احساسی و رفتاری دیده میشود، گفت: در این شرایط بحرانی سه موضوع اهمیت کلیدی دارد که اولین آنها داشتن اطلاعات درست و واضح است. به این معنا که اطلاعات باید درست و واضح باشند زیرا ذهن در فضای مبهم مضطرب میشود.
وی بیان کرد: موضوع دوم اهمیت شبکههای حمایتی است که در آن مواردی چون صحبت کردن، شنیده شدن و داشتن افراد امن، تأثیر مستقیمی بر آرامسازی سیستم عصبی دارد و موضوع سوم نیز به خودمراقبتی پایدار اختصاص مییابد که شامل خواب، تغذیه، فعالیت بدنی و روتینهای کوچک روزانه است و این فعالیتها به ذهن کمک میکنند تا دوباره احساس کنترل کرده و از حالت بقا به حالت زندگی برگردد.
این روانشناس با اشاره به عملکرد در سطح جامعه نیز گفت: همچنین در سطح جامعه نیز دو مسیر متفاوت دیده میشود؛ به این صورت که در یک مسیر مردم به هم نزدیکتر میشوند و حس همبستگی بالا میرود، اما در مسیر دیگر، استرس جمعی باعث ایجاد حساسیت، خستگی روانی و یا کاهش تحمل در میان افراد جامعه میشود.
نقش مشاوران و روانشناسان در مدیریت اضطراب اجتماعی
وی در خصوص نقش مشاوران و روانشناسان در مدیریت اضطراب اجتماعی، تصریح کرد: باید توجه داشت که وقتی یک جامعه وارد وضعیت بحرانی میشود، اضطراب دیگر صرفاً یک احساس فردی نیست، بلکه به یک تجربه مشترک تبدیل میشود؛ به این معنا که ذهنها به صورت همزمان در حالت هشدار قرار میگیرند و در چنین شرایطی نقش مشاوران ضرورتی دوچندان مییابد.
کابلی با بیان اینکه اولین نقش روانشناس، آرامسازی سیستم عصبی جمعی است، بیان کرد: با استفاده از مواردی نظیر تکنیک تنفس عمیق، کمک میکند تا ذهن از حالت واکنشمحور به سمت وضعیت کنترلپذیر حرکت کند و این مهارتها باید در سطحی گسترده آموزش داده شوند تا سطوح استرس جامعه را به صورت محسوس پایین آورند.
این روانشناس ادامه داد: دومین نقش این متخصصان، استخراج اطلاعات درست از دل شایعهها است، چرا که در زمان بحران، ذهن همواره به دنبال توضیحهای فوری میگردد و کارشناسان با آموزشهای خود در زمینه پرهیز از برداشتهای هیجانی، به کاهش فضاهای بیپایه در جامعه کمک میکنند.
وی گفت: سومین نقش کلیدی، حمایت از افراد آسیبپذیرتر مثل کودکان، سالمندان، بیماران مزمن و افراد داغدیده است تا از این طریق فشار روانی وارد بر آنها کمتر شود.
کابلی با بیان اینکه چهارمین نقش به تقویت حس همبستگی و اجتماعی اختصاص دارد، افزود: که از طریق پیامهای حمایتی، گروهدرمانی، جلسات آنلاین و کمپینهای روانشناسی محقق شده و کمک میکنند تا افراد حس تنهایی نکنند.
این روانشناس بیان کرد: در نهایت، وظیفه بعدی بازگرداندن حس کنترل است که در آن روانشناس میتواند با آموزش مهارتهای مقابلهای و ارائه کارهای عملی و برنامههای روتین به افراد جامعه کمک کند.
وی گفت: در بررسی مبانی نظری مدیریت اضطراب، دیدگاههای مختلفی از جمله رویکردهای شناختی، رفتاری، مبتنی بر پذیرش و تعهد، و همچنین رویکرد انسانگرا مورد توجه قرار میگیرند.
این روانشناس اظهار کرد: در همین راستا، راهکارهای اصلی در مدیریت اضطراب شامل مواردی نظیر شناسایی افکار منفی، مواجهه و آموزش مهارتهای آرامسازی است که به عنوان ارکان اساسی در این مسیر شناخته میشوند
انتهای پیام
