فاطمه فرخآبادی، روانشناس بالینی در گفتوگو با ایسنا اظهار کرد: مدل روانشناختی «خودشکوفایی در بحران» به بررسی عواملی میپردازد که به افراد کمک میکند تا در دل چالشها، نور امید و پیشرفت را روشن کنند. این عوامل، تجربههای استثنایی افراد نیستند، بلکه سازوکارهایی هستند که شرایط سخت، آنان را وادار به فعالسازی تواناییهای بالقوهشان کرده است.
وی عامل شماره یک در این مدل را هدایت انرژیِ رنج به خلاقیت و معنا نامید و گفت: شرایط بحران، حجم عظیمی از اضطراب، ترس، درد و بیخانمانی با خود به همراه دارد. افراد موفقی که در این دورانها حضور داشتند، توانستند انرژی روانیِ حاصل از این رنج را به شکلی سازنده هدایت کنند. آنان محدودیتهای ناشی از جنگ را نه مانع، بلکه فرصتی برای خلاقیت یافتند و به راهحلهای غیرمتعارف و نوآورانه اندیشیدند و درد و سختی، منبع الهامبخشی برای خلق آثار عمیق و ماندگار آنان شد.
این مشاور بالینی، سازوکار عامل شماره یک را تبدیل اضطراب و آشفتگی به کار علمی یا هنری، بدل کردن رنج به منبعی برای یافتن معنا در زندگی و یافتن پاسخی خلاقانه به جای فروپاشی در برابر مشکلات میداند و افزود: جی. آر. آر. تالکین، تجربیات سنگین جنگ جهانی اول و آشفتگیهای پس از آن را بهطور مستقیم در قالب جهان فانتزی «ارباب حلقهها» به هنر تبدیل کرد. این رمان، بازتابی از مبارزه با تاریکی و امید به پیروزی نور در دل شرایط سخت بود. همچنین پابلو پیکاسو نیز اثر مشهور «گرنیکا» (Guernica) را در واکنش به بمباران وحشیانه شهر گرنیکا در جنگ داخلی اسپانیا خلق کرد. این نقاشی، نمایانگر رنج و وحشت جنگ بوده و به نمادی جهانی در برابر خشونت تبدیل شده است. زهرا حسینی نیز رمان «دا» را میآفریند که به شرح تجربیات و دلاوریهای زنان در دوران جنگ عراق و ایران میپردازد و اشاره به نقش مادران در مقاومت و پایداری در طول جنگ، به یکی از آثار برجسته در ادبیات پایداری تبدیل شده است.
عضو سازمان نظام روانشناسی اظهار کرد: عامل شماره دوم در این مدل، تمرکز بر هدفی بزرگتر از خود است. در محیطهای ناامن و پرآشوب، داشتن هدفی متعالی و فراتر از منافع شخصی، انگیزه قدرتمندی برای ادامه مسیر فراهم میآورد. این هدف، جهتدهنده اصلی فعالیتها و تصمیمگیریها میشود و سختیهای کوتاهمدت را قابل تحمل میسازد. سازوکار در این عامل شامل ایجاد اولویتهای روشن و حیاتی در شرایط بحران، یافتن انگیزه قوی برای تاب آوردن سختیها با نگاه به تاثیر بلندمدت و تمرکز بر «نجات انسان»، «کمک فوری»، «حقیقتگویی» یا «بازسازی» است.

وی در مورد نمونههای این عامل به اقبال لاهوری اشاره و اظهار کرد: اقبال در دورانی میزیست که شبه قاره هند تحت سلطه استعمار انگلیس و جهان اسلام با چالشهای هویتی، فرهنگی و سیاسی عظیمی روبرو بود. وی این بحرانها را عمیقا درک کرد و در اشعار و نوشتههای خود به آنها پرداخت. وی نظریه فلسفی «خود» یا «خودی» را مطرح کرد که بر اهمیت خودشناسی، خودباوری و توسعه فردی تاکید داشت. اقبال لاهوری معتقد بود که یک ملت قدرتمند، ابتدا باید افرادی با «خودی» قوی و خودآگاه پرورش دهد تا بتوانند در برابر چالشها و بحرانها ایستادگی کنند.
فرخ آبادی ادامه داد: شهید حسن تهرانی مقدم، بهعنوان یکی از تاثیرگذارترین چهرهها در تاریخ توسعه توانمندیهای موشکی و دفاعی ایران شناخته میشود. دستاوردهای وی نه فقط در زمینه نظامی، بلکه در پیشبرد دانش فنی و خودکفایی صنعتی ایران نیز حائز اهمیت است. تهرانی مقدم در دوران جنگ ایران و عراق، به ویژه در فعالیتهای مرتبط با توسعه موشکهای کوتاه و میانبرد، نقش اساسی داشت. ماری کوری نیز نمونه دیگری است، وی در جنگ جهانی اول، با وجود کمبود شدید منابع و خطرات جانی، تلاش بیوقفهای برای ساخت و راهاندازی آمبولانسهای رادیولوژی(Petites Curies) انجام داد تا به سربازان مجروح در جبهه کمک کند. هدف کوری، نجات جان انسانها بود، هدفی که بر هر ترسی ارجحیت داشت.
این رواندرمانگر گفت: عامل سوم، انضباط شخصیتی در شرایط پر خطر افرادی است که توانستهاند بر قابلیتهای خود تکیه کنند و معمولا از طریق انضباط شخصی و استمرار در کار، مسیر رشد خود را طی کردهاند. این پایداری به انباشت مهارت و دانش منجر شده است و سازوکار این عامل شامل تعهد به فعالیت روزانه و منظم حتی در شرایط نامساعد، تمرین، مطالعه یا نوشتن مداوم، بدون توجه به محدودیتهای محیطی و ایجاد «توان مهارتی» شگفتانگیز از طریق تکرار و پشتکار است.

وی افزود : ملاله یوسفزی (Malala Yousafzai) در دوران فعالیت طالبان در پاکستان با شجاعت مدنی، نظم در تحصیل و فعالیت و پایداری در برابر خشونت، با وجود تهدید طالبان و ممنوعیت تحصیل دختران، با انضباط شخصی در پیگیری حق تحصیل خود و دیگر دختران، به فعالیت ادامه داد. وی با نوشتن وبلاگ و سخنرانی، صدای خود را به گوش جهانیان رساند و حتی پس از اینکه مورد سوءقصد قرار گرفت، انضباط در پیگیری اهدافش برای آموزش و صلح، قویتر شد و وی را به نمادی جهانی تبدیل کرد. آنه فرانک در حالی که در پناهگاهی مخفی و تحت تعقیب نازیها زندگی میکرد، نوشتن روزانه خاطرات و افکار خود را متوقف نکرد. این استمرار به خلق یکی از تاثیرگذارترین آثار ادبی جهان منجر شد.
این زوج درمانگر اظهار کرد: تبدیل محدودیت به مزیت (نوآوری ناشی از ضرورت) عامل چهارم است. جنگ و بحران، اغلب با کمبود شدید منابع، ابزار، ارتباطات و حتی امنیت همراه است اما همین محدودیتها میتوانند موتور محرک نوآوری باشند و افراد را وادار به یافتن راهحلهای خلاقانه و غیرمنتظره کنند. سازوکار عامل چهارم، استفاده حداکثری از منابع اندک موجود، یافتن کاربردهای جدید برای ابزارها و دانش موجود و خلق نوآوریهای ضروری در پاسخ به نیازهای مبرم است.
فرخآبادی از مصطفی چمران یاد و بیان کرد: تاثیرگذاری وی فراتر از فرمانده نظامی، تئوریسین جنگهای نامنظم، پزشک، مهندس و یک عارف بود. چمران تنها یک نظامی نبود، وی نویسندهای توانا و متفکری عمیق هم بود. خاطرات، نامهها و نوشتههای وی، گنجینهای از تجربیات، افکار و احساسات اوست که تاثیر زیادی بر درک نسلهای بعدی از دوران جنگ و مفاهیم ایثار و معنویت گذاشته است. علی صیاد شیرازی نیز بهعنوان فرمانده نیروی زمینی ارتش در جنگ ایران و عراق در طراحی و اجرای بسیاری از عملیاتهای مهم نظامی نقش کلیدی داشت. وی نمادی از وحدت ارتش و سپاه در دوران جنگ بود و تلاشهای زیادی برای سازماندهی نیروها و ارتقا توان رزمی ارتش انجام داد. شجاعت، تدبیر و تعهد وی در میدان نبرد زبانزد بود. نمونه دیگر، فلورانس نایتینگل است که به همراه گروهی از پرستاران بهصورت داوطلبانه در جنگ کریمه حضور یافت، به بیمارستانهای صحرایی برای کمک به مجروحان و زخمیهای جنگ رفت و با توجه به شرایط بسیار نامناسب آنجا توانست مدیریت و سازماندهی جدیدی (پرستاری نوین) را در پرستاری بنیانگذاری کند.
وی، عامل پنجم را روابط انسانی و شبکههای حمایتی معرفی و اظهار کرد: هیچ فردی در خلأ رشد نمیکند. حتی در سختترین شرایط، روابط انسانی، همکاری و شبکههای حمایتی نقش حیاتی در بقا و پیشرفت ایفا میکنند. این حمایتها میتوانند از سوی خانواده، همکاران، دوستان و یا حتی غریبهها باشند. سازوکار در این عامل، بهرهمندی از حمایت عاطفی و روانی، همکاری و اشتراک دانش و منابع با دیگران، یافتن انگیزه و امید از طریق ارتباط با همنوعان و شکلگیری جوامع حمایتی برای مقابله با سختیهاست.
این روانشناس بالینی در مورد نمونه عامل پنج گفت: تجربیات جورج اورول در جنگ داخلی اسپانیا و مشاهده سرکوب آزادی بیان، وی را به سمت نوشتن آثاری مانند «قلعه حیوانات» و «۱۹۸۴» سوق داد. این تجربیات در کنار همراهی با مبارزان دیگر، دیدگاه وی را شکل داد. آلن تورینگ، نابغه ریاضیات در حملات شدید آلمان به بریتانیا زیر بمبارانهای سنگین قرار داشت، گروه وی با کمبود نیروی انسانی، تجهیزات و امنیت مواجه بود اما در ساخت ماشین «بمب» برای رمزگشایی انیگما موفق شد، بهطوریکه کار وی و تیمش پایه رایانههای امروزی شد.
فرخآبادی، عامل ششم را تجربه نزدیک به مرگ و شفافیتِ انگیزه میداند و میگوید: مواجهه نزدیک با مرگ، خطر یا نابودی، میتواند به شفافیت عمیقی در درک انسان از زندگی و اولویتهایش منجر شود. این تجربه، ترس از شکست را کاهش داده و انگیزهای شدید برای زیستن و خلق کردن ایجاد میکند.

وی سازوکار این عامل را کاهش ترس از شکست و ریسکپذیری بالاتر، ارزشگذاری بیشتر بر زمان و فرصتهای موجود، شهامت در تصمیمگیری و اقدام سریع و فعالسازی تواناییهای پنهان در مواجهه با تهدید بیان کرد و گفت: ویکتور فرانکل، روانپزشک اتریشی که از اردوگاههای کار اجباری نازی جان سالم به در برد. تجربه در این اردوگاهها، دیدگاهش را نسبت به معنای زندگی و رنج تغییر داد و به خلق نظریه «معنا درمانی» (Logotherapy) منجر شد. وی دریافت که حتی در بدترین شرایط، انسان میتواند معنایی برای زندگی خود بیابد.
این رواندرمانگر، حس مسوولیت نسبت به نسلهای آینده را عامل هفتم دانست و اظهار کرد: برخی افراد، وظیفه خود میدانند که برای بهبود وضعیت نسلهای بعدی، حتی در دوران سختی، تلاش کنند. این حس مسوولیتپذیری، انگیزهای قدرتمند برای کار و تلاش در حوزههایی مانند علم، هنر، آموزش، و حقوق بشر فراهم میآورد. سازوکار عامل هفتم شامل درک عمیق از تاثیر اقدامات حال بر آینده، تعهد به ساختن جهانی بهتر برای فرزندان و نوادگان، همچنین فعالیت در راستای پیشگیری از تکرار اشتباهات گذشته است. نمونه این عامل، مارتین لوتر کینگ جونیور، رهبر جنبش حقوق مدنی در آمریکا است که مبارزات خود را نه فقط برای نسل خود، بلکه برای تضمین آیندهای عادلانهتر و برابر برای نسلهای بعدی رهبری کرد. محمد یونس نیز با شرایطی که پس از جنگ استقلال بنگلداش در فقر و آوارگی شدید بود، بانک گرامین و وام خرد را پایهگذاری کرد و به میلیون ها خانواده فقیر کمک کرد و برنده جایزه صلح نوبل شد.
وی گفت: دیدن واقعیتِ جهان بدون فریب (اصیل بودن روانشناختی)، عامل هفتم است. بحرانها، توهمات و فریبهای رایج در شرایط عادی را از بین میبرند. تجربه رنج، ظلم و آسیبهای عمیق، موجب میشود انسان با نگاهی واقعبینانهتر و اصیلتر به جهان بنگرد و آثار یا اقداماتش بازتابی صادقانه از این درک باشد. سازوکار آن نیز حرکت از عمقِ تجربه و درک، صداقت و اصالت در بیان مشاهدات و احساسات و ارائه آثاری است که بازتابدهنده حقیقت تلخ یا امیدبخش وضعیت هستند. فلسفه سیاسی هانا آرنت که پس از تجربه وحشتهای جنگ جهانی دوم و فاشیسم شکل گرفت، نگاهی عمیق و انتقادی به مفاهیمی چون «شرارت» و «تفکر» ارائه میدهد. آثار وی بازتابی از واقعیتهای تلخ اما ضروری درک نشده دوران است. رمانها و نمایشنامههای آلبر کامو که اغلب در فضای پس از جنگ شکل گرفتند، به مفاهیمی چون پوچی، شورش و معنای زندگی در دنیایی بیرحم میپردازند؛ آثار وی اصالت درک وضعیت انسان مدرن را نشان میدهند.
فرخآبادی در پایان گفت: خودشکوفایی در بحران، نتیجه تعامل پیچیدهای است که در سه سطح اصلی درونی، رفتاری و محیطی رخ میدهد. سطح درونی شامل فعالسازی معنا، هوشیاری، هدفمندی، و شهامت از طریق مواجهه با رنج و یافتن معناست، سطح رفتاری، ایجاد انضباط شخصی، استمرار در کار و تبدیل محدودیتها به فرصتهای خلاقانه محسوب میشود و سطح محیطی، بهرهمندی از روابط انسانی، شبکههای حمایتی و پاسخگویی به نیازهای فوری جامعه و نسلهای آینده است. این سه سطح، با هم، شرایطی را فراهم میآورند که در دل تاریکترین دورانها، تواناییهای پنهان انسان شکوفا شده و نور امید و پیشرفت تابش خود را آغاز میکند.
انتهای پیام
