به گزارش ایسنا، روزنامه همشهری نوشت:
یکم. پس از توییت عراقچی، موجی از نگرانی شکل گرفت که البته یکیدو ساعت بعد، با مصاحبه یک منبع آگاه، بخش مهمی از ابهامات برطرف شد.
دقت کنیم از ابتدا قرار همین بود. پس از آتشبس، بنا بر باز شدن مشروط تنگه هرمز بود. با نقض شروط آتشبس و آتشافروزی در لبنان، ایران اعلام کرد که تنگه همچنان بسته میماند اما دیروز، با برقراری آتشبس در لبنان، دوباره همان قواعد آتشبس حاکم شد.
در عین حال، تنگه به وضعیت پیش از جنگ بازنگشته است؛ کشتیهای تجاری تحت نظارت و کنترل نیروی نظامی ایران و با پرداخت عوارض، امکان عبور دارند.
این تدبیر باعث شد توپ در زمین دونالد ترامپ بیفتد و او ناچار شود اعلام کند محاصرهای که از ابتدا هم عملا شکست خورده بود، برای کشتیهای تجاری برداشته میشود.
دقت کنیم همین حالا نیز کشتیهای تجاری باید هم عوارض بدهند و هم با هدایت سپاهی عبور کنند که پیشتر آمریکاییها آن را تحریم و تروریست اعلام کرده بودند. آیا این برای ترامپ خفت نیست؟
دوم. جنگ برای ترامپ در حوزه افکار عمومی است؛ تلفن را برمیدارد، مستقیما با فاکسنیوز تماس میگیرد و روایت خود را میسازد. جنگ تحمیلی سوم برای او، جنگ در توییتر است. این میزان حساسیت به روایت، هنوز برای برخی مسئولان ما قفل است. عجیب است؛ هم توییت عراقچی میتوانست دقیقتر باشد و هم بهجای منبع آگاه، افراد مشخص و مسئول میتوانستند با نام و امضا توضیح دهند. اما اینها دلیل بر نگرانیهای افراطی، بیصبری، قضاوتهای عجولانه و خداینکرده اتهامزنی نیست.
سوم. ماجرای آتشبس لبنان همین دیروز به نتیجه رسید؛ فراموش نکنیم. برخی با بیاطلاعی نوشتند ایران ناجوانمردانه حزبالله لبنان را تنها گذاشته است اما بعدتر روشن شد که ایران بهصورت برنامهریزیشده، در مرحله اول آتشبس را در بیروت تثبیت کرد و در مرحله دوم، با تهدید بموقع، حمایت نظامی در اتاق جنگ مشترک و ایجاد اجماع بینالمللی، ایالات متحده آمریکا را تحت فشار و حتی در برابر اسرائیل، قرار داد تا اسرائیل ناچار به عقبنشینی شود.
چهارم. بیایید این جملات امام شهیدمان را پیش چشم داشته باشیم:
«یکی از توصیههای من این است؛ بعضی از ایرادها و انتقادهای دانشجویان به مسئولان، بر اثر بیاطلاعی است.... آن کسانی که متصدی این کارها هستند، دلبستگیشان، وابستگیشان، عشقشان و آمادگیشان به انقلاب کمتر از من و شما نیست؛ آنها را نمیشود متهم کرد؛ محاسبه دارند، حساب دارند و با محاسبه کار میکنند. آنچه انجام میدهند، اگر شما هم جای آنها بودید، همین کار را انجام میدادید. این احتمال را همیشه در ذهنتان داشته باشید و متهم نکنید افراد را؛ یعنی در حوادثی که مشاهده میکنید و احیانا برایتان ابهام دارد، احتمال یک محاسبه درست را بدهید؛ ممکن است پشت این تصمیمگیری، یک محاسبه واقعی و دقیق وجود داشته باشد.»
انتهای پیام
