زهرا آقابابایی در سی و پنجمین نشست از سلسله نشستهای تخصصی «در میدان» که به همت جهاد دانشگاهی قم با همکاری مرکز مشاوره و مددکاری اجتماعی فرماندهی انتظامی استان قم و کانون روان شناسان استان قم اول اردیبهشت برگزار شد، گفت: در مواجهه با بحرانها، افراد به سه دسته کلی تقسیم میشوند؛ دسته اول کسانیاند که هنگام وقوع بحران گویی اتفاقی نیفتاده است و به زندگی روزمره خود ادامه میدهند. دسته دوم افرادیاند که با بروز بحران تا شش ماه دچار سوگ شده و زندگیشان مخدوش میشود، اما پس از گذشت این دوره ششماهه میتوانند خود را از نو ساخته و زندگیشان را پیش ببرند.
این روانشناس افزود: در نهایت دسته سوم افرادیاند که پس از وقوع بحران و گذشت شش ماه، درمان نمیشوند و حتی بعد از دو سال همچنان حالتهای سوگ و اختلال استرس پس از سانحه (PTSD) را با خود دارند که اغلب این افراد بعد از دو سال نیز بهبود نمییابند.
آقابابایی بیان کرد: واکنش به بحرانها بیش از هر چیز به درک و ادراک افراد و نوع رویکردشان نسبت به مشکل بستگی دارد، به طوری که اضطراب ناشی از یک فرآیند ذهنی و عدم قطعیت است و زمانی ایجاد میشود که مغز در حال پردازش رویدادهای مبهم آینده است، در حالی که در پدیده ترس، همواره یک محرک خارجی مشخص وجود دارد.
راهکارهای مختلف مدیریت اضطراب
وی با بیان اینکه برای مدیریت اضطراب راهکارهای مختلفی وجود دارد، تصریح کرد: یکی از آنها ایجاد قطعیت در آینده از طریق تصویرسازی است؛ به عنوان مثال فرد تصور کند که پس از اتمام یک جنگ، چگونه انسانی خواهد بود و چطور به فردی بهتر و تابآورتر تبدیل میشود، چرا که این تصویرسازی از آینده میزان اضطراب را کاهش میدهد.
این روانشناس، گفت: راهکار دیگر، ایجاد قطعیت در لحظه از طریق شکرگزاری برای داشتههای فعلی و توجه مثبت به آنهاست که منجر به کاهش اضطراب میشود؛ همچنین دریافت اطلاعات از منابع موثق و «فعالسازی رفتاری» یعنی انجام فعالیتهای عامدانه، تفریحات منظم و کسب مهارتهایی برای شادی فعالانه، از دیگر عوامل مؤثر در این زمینهاند.
نواحی مولد حالات در ساختار مغز
آقا بابایی با اشاره به اینکه در ساختار مغز سه ناحیه کلی وجود دارد، اضافه کرد: که شامل نواحی مولد حال خوب، نواحی مولد حال بد و نواحی کنترلکننده این دو حالت است و زمانی که این نواحی با هم فعالیت میکنند، شبکههای مغزی را تشکیل میدهند.
وی بیان کرد: مغز دارای دو شبکه اصلی «بروننگر» و «دروننگر» است؛ شبکه بروننگر یا اجرایی در زمان انجام فعالیتهای روزمره فعال میشود و انرژی مغز را در خود ذخیره میکند، اما شبکه دروننگر یا «پیشفرض» زمانی فعال میشود که بدن در حالت آرامش و ریلکسیشن قرار دارد.
این روانشناس در ادامه با ارئه راهکارهای تأمین انرژی روانی افزود: اقداماتی نظیر مراقبه و عبادت به تأمین انرژی شبکه پیشفرض کمک میکنند. مراقبه به معنای توجه به ورودیهای مغز است که به سه نوع «تنفسی» (تمرکز بر دم و بازدم)، «افکار» (اجازه دادن به جریان افکار بدون قضاوت) و «مهرورزی» (مهربانی نسبت به خود، درون و اطرافیان) تقسیم میشود.
آقا بابایی تصریح کرد: با فعال شدن شبکه پیشفرض، سه اتفاق مهم رخ میدهد که عبارتند از؛ فعال شدن خاطرات شخصی (مانند یادآوری خاطرهای با بوی عطر یا نارنگی)، فعال شدن احساسات پیکری (نظیر توجه به حرکات بدن در موقع نماز) و فعال شدن آیندهپردازی که منجر به رسیدن به شهود میشود.
وی با اشاره به تخلیه انرژی روانی، اظهار کرد: موضوع دیگر، تخلیه انرژی روانی یا «ایگو دیپلیشن» (Ego Depletion) است که یک مهارت اکتسابی نیست، بلکه به سطح انرژی روانی در قسمت پیشانی مغز بستگی دارد و با کاهش این انرژی، میزان استرس و اضطراب بالا میرود.
این روانشناس عوامل تخلیه انرژی روانی را برشمرد و گفت: عواملی همچون طرد شدن (مانند آنچه در بازیهای گروهی رخ میدهد)، نادیده انگاشته شدن (مثل عدم تشویق و تایید رئیس پس از اتمام یک پروژه)، خشم و احساس تنهایی (که متفاوت از تنها بودن فیزیکی است و به معنای حس تنهایی در میان جمع میباشد)، باعث کاهش سریع این انرژی روانی میشوند.
آقا بابایی با بیان اینکه در مقابل، عواملی مانند خوابیدن، استراحت، تفریح و مهرورزی باعث افزایش این انرژی میشوند، بیان کرد: برخی موارد نیز حکم «شارژ سریع» را دارند و انرژی روانی را به سرعت بالا میبرند که از آن جمله میتوان به تشویق شدن، نگاه کردن به خود در آینه (که طبق تحقیقات باعث پی بردن به تواناییها میشود)، داشتن احساس کنترل بر امور، فعالیتهای سازنده، ارتقای جایگاه اجتماعی، مورد توجه قرار گرفتن، سخاوتمندی و آراسته بودن اشاره کرد.
وی در ادامه با اشاره به عوامل مصرف کننده انرژی روانی افزود: در نهایت، باید توجه داشت که مواردی نظیر کنترل رفتاری (برای جلوگیری از انجام هر کنشی)، تصمیمگیری، بازداری رفتاری و تعدد یا جابهجایی بازنماییهای مغزی، از اصلیترین مصرفکنندگان انرژی روانی محسوب میشوند.
این روانشناس با اشاره به موانع اتلاف انرژی روانی گفت: برای جلوگیری از اتلاف انرژی و ایجاد موانعی در برابر آن، راهکارهایی نظیر در نظر گرفتن استراحتهای کوتاهمدت، تفکیک مکانهای فعالیت، استفاده از تصمیمهای از قبل گرفته شده و بهرهگیری از چارچوبِ عادتهایی که مسیر حرکت را از پیش مشخص میکنند، پیشنهاد میشود؛ همچنین داشتن چکلیست روزانه و حفظ چارچوب و حریم در روابط، نقش مؤثری در جلوگیری از هدررفت انرژی روانی ایفا میکنند.
آقا بابایی افزود: توصیه میشود در شرایطی که انرژی روانی در سطح بالایی قرار دارد، اقدام به هدفگذاری کرده و چارچوبی طراحی کنید که از طریق آن بتوان عادات جدید را ساخت و به آیندهنگری پرداخت.
وی در ادامه به توضیح مفهوم آینده نگری پرداخت و اظهار کرد: مفهوم آیندهنگری در روانشناسی با اصطلاح «پیوستارِ خود» پیوند خورده است که به معنای مشاهده خویشتن در یک مسیر پیوسته از بدو تولد تا لحظه مرگ است و تحقیقات نشان میدهد افرادی که دارای این نوع آیندهنگریاند، در زندگی موفقتر عمل میکنند.
این روانشناس با بیان اینکه از دیگر عوامل کلیدی در این مسیر، عشق ورزیدن بیقید و شرط است. همچنین افراد در مقابله با بحرانها، بر اساس نوع نگرش به توانمندیهایشان، عملکردهای متفاوتی از خود نشان میدهند، تصریح کرد: دستهای دارای «توانمندی ثابت» هستند و با این باور که ظرفیتشان محدود است، تلاشی برای تغییر نمیکنند و در بنبستِ بحران باقی میمانند، اما دستهای دیگر دارای «توانمندی پویا» هستند و با این رویکرد که «اگرچه تاکنون کاری را انجام ندادهام اما از پس آن برخواهم آمد»، مسیری رو به رشد را طی میکنند و این نگرش مثبت به تواناییها باعث میشود از بحرانها سربلند بیرون بیایند.
آقا بابایی در پایان افزود: علاوه بر این موارد، موضوع توکل و همچنین نوع تعبیر یا باورهای بنیادی فرد، نقش تعیینکنندهای در این فرآیند دارند. در نهایت، مفاهیمی چون غفلت (در جایگاه خود) و بهرهمندی از «داربست اجتماعی» یا همان افرادی که در سختیها میتوان به آنها تکیه کرد، از دیگر ارکان مهم در مدیریت بحران و حفظ پایداری روانی محسوب میشوند.
انتهای پیام
