به گزارش ایسنا، محافل نخبگان در رژیم صهیونیستی بر این باورند که روند مذاکرات میان آمریکا و ایران در اسلامآباد، حتی در صورت دستیابی به توافق، به نتایجی خواهد انجامید که از منظر راهبردی برای این رژیم مطلوب نخواهد بود.
طبق گزارش روزنامه الاخبار، بر اساس این تحلیلها، چشمانداز راهبردی موجود نشاندهنده تغییر بنیادین به سود رژیم صهیونیستی نیست، بلکه برعکس، هرگونه توافق احتمالی میتواند تهدیدهایی ساختاری برای این رژیم به همراه داشته باشد که حتی از فرصتهای کوتاهمدت آن نیز فراتر میرود. این دیدگاه نه از موضع مخالفت یا حمایت از مذاکرات، بلکه بر پایه ارزیابی تحولات موازنه قدرت و پیامدهای احتمالی توافق برای ایران شکل گرفته است.
در همین چارچوب، نخبگان رژیم صهیونیستی بر این نکته تأکید دارند که این رژیم عملاً از روند تصمیمگیری و تأثیرگذاری مستقیم بر مذاکرات کنار گذاشته شده است؛ موضوعی که نشاندهنده کاهش سطح نفوذ آن بر سیاستهای آمریکا در قبال ایران است. این وضعیت، شکاف میان روایت رسمی که همچنان بر حفظ ابتکار عمل و دستیابی به دستاوردهای راهبردی تأکید دارد و تحلیلهای رایج در محافل امنیتی و رسانهای را عمیقتر کرده است.
این تحولات، سران رژیم صهیونیستی را در برابر واقعیتی جدید قرار داده است؛ واقعیتی که بر اساس آن، امنیت راهبردی این رژیم بیش از پیش به تصمیمات قدرتهای بزرگ وابسته شده است؛ تصمیماتی که بر پایه منافع کلان آنها و تلاش برای کاهش هزینهها اتخاذ میشود، نه صرفاً خواستههای تلآویو.
طبق این گزارش، در حالی که مقامهای رسمی رژیم صهیونیستی همچنان از آمادگی برای بازگشت به درگیری در صورت شکست مذاکرات سخن میگویند، بسیاری از تحلیلگران این رژیم معتقدند که مسیر دیپلماسی بهسمت نوعی توافق پیش خواهد رفت. آنها بر این باورند که هر دو طرف، یعنی آمریکا و ایران، به این جمعبندی رسیدهاند که ازسرگیری رویارویی مستقیم در شرایط کنونی به سود هیچیک نیست.
بهگفته این تحلیلگران، تقابل موجود به یک فرایند پیچیده مذاکره تبدیل شده است که در آن هر طرف تلاش میکند بیشترین امتیاز را از طریق ابزارهای گفتوگو به دست بیاورد. در همین راستا، تحرکات میدانی و تشدید لحن سیاسی نیز بهعنوان بخشی از این بازی چانهزنی تفسیر میشود.
تحلیلگران رژیم صهیونیستی تأکید میکنند که ناتوانی آمریکا در دستیابی به پیروزی قاطع نظامی و تمایل نداشتن آن به ورود به درگیری گستردهتر، از عوامل اصلی گرایش به ادامه مذاکرات به شمار میرود.
در سطحی عمیقتر، این محافل در حال بازنگری انتقادی در تصمیماتی هستند که به آغاز جنگ منجر شد. به اعتقاد تحلیلگران صهیونیست، یکی از پرسشهای کلیدی آن است که آیا جنگ، بهجای تضعیف ساختار حاکم در ایران، به تقویت انسجام داخلی آن انجامیده است یا خیر.
بسیاری از این تحلیلها بر این باورند که ایران، برخلاف پیشبینیها، نهتنها دچار فروپاشی یا انزوای شدید نشده، بلکه توانسته است از فضای مذاکرات برای بهبود موقعیت خود بهرهبرداری کند. این وضعیت به تهران امکان داده است تا ضمن کاهش فشارها، از مزایای سیاسی و اقتصادی مذاکرات نیز استفاده کند.
همچنین برخی بر این نکته تأکید دارند که هرگونه توافق، حتی در سطح محدود، میتواند به ورود منابع مالی به ایران منجر شود و این امر به تقویت ثبات داخلی و بازسازی زیرساختهای صنعتی، از جمله در حوزه نظامی، کمک خواهد کرد.
در مجموع، ارزیابیهای نخبگان رژیم صهیونیستی نشان میدهد که جنگی که قرار بود به حل مسائل مرتبط با برنامه هستهای و نفوذ منطقهای ایران منجر شود، در عمل به تثبیت موقعیت این کشور انجامیده است. علاوه بر این، این جنگ برخی از نقاط قوت ایران، از جمله نقش راهبردی آن در گذرگاههای حیاتی مانند تنگه هرمز، را بیش از پیش آشکار کرده است.
انتهای پیام
