• دوشنبه / ۷ اردیبهشت ۱۴۰۵ / ۰۷:۴۲
  • دسته‌بندی: خراسان رضوی
  • کد مطلب: 1405020703463

یک کارشناس اقتصادی مطرح کرد

ضربه به زیرساخت‌های استراتژیک؛ فرصتی برای تاب‌آوری و تقویت بنیان‌های اقتصادی کشور

ضربه به زیرساخت‌های استراتژیک؛ فرصتی برای تاب‌آوری و تقویت بنیان‌های اقتصادی کشور

ایسنا/خراسان رضوی یک کارشناس اقتصادی با اشاره به حمله به زیرساخت‌های استراتژیک کشور در جنگ اخیر گفت: این اتفاق در صورت مدیریت صحیح می‌تواند به اصلاحات نهادی، بازسازی ظرفیت تولید و تقویت تاب‌آوری اقتصاد ایران منجر شود.

حملات رژیم صهیونیستی و آمریکای  جنایتکار به زیرساخت‌های استراتژیک کشور از جمله صنعت فولاد، در عین چالش‌برانگیز بودن می‌تواند فرصتی برای بازسازی ظرفیت تولید و تقویت تاب‌آوری اقتصاد ایران باشد. صنعت فولاد نه‌تنها سهمی حدود ۲۰ درصد در تولید ناخالص داخلی (GDP) دارد، بلکه با صادرات سالانه ۶ تا ۷ میلیارد دلاری، یکی از مهم‌ترین منابع ارزآوری کشور و از ستون‌های اصلی تولید داخلی به شمار می‌رود.

از آنجا که فولاد در اقتصاد ایران صرفاً یک کالا نیست، بلکه یک زیرساخت اثرگذار در تار و پود بسیاری از فعالیت‌های تولیدی و صنعتی محسوب می‌شود، هرگونه اختلال در آن می‌تواند زنجیره‌ای از پیامدها را در بازار ارز، صنایع پایین‌دستی، ساخت‌وساز، خودروسازی و حتی انتظارات فعالان اقتصادی ایجاد کند. در شرایط فعلی، هر اختلالی در این بخش، اگر به‌درستی مدیریت شود، می‌تواند فرصتی برای بازاندیشی و اصلاح و بهبود سایر بخش‌ها باشد. 

آنچه در این میان اهمیت دارد، تنها خسارت به یک یا چند مجموعه صنعتی نیست، بلکه اثر مستقیم این حملات بر اقتصاد ملی، اشتغال مستقیم و غیرمستقیم و معیشت صدها هزار کارگر و کارمند است. در این راستا ایسنا، درباره ابعاد مختلف این موضوع و راهکارهای مقابله با پیامدهای آن بر اقتصاد کشور، با سه تن از کارشناسان اقتصادی و اساتید دانشگاه به گفت و گو نشست.

صنعت فولاد یکی از منابع مهم تأمین ارز کشور است

شهرام عیدی‌زاده در گفت‌وگو با ایسنا با بیان اینکه در نگاه اول، حمله به زیرساخت‌های صنعت فولاد ممکن است یک اتفاق محدود صنعتی به نظر برسد؛ حادثه‌ای که نهایتاً چند کارخانه را برای مدتی از مدار تولید خارج می‌کند، اظهار کرد: اگر کمی عمیق‌تر به ساختار اقتصاد ایران نگاه کنیم، مشخص می‌شود که این اتفاق، در عین چالش‌برانگیز بودن، می‌تواند فرصتی برای بازاندیشی و تقویت بنیان‌های اقتصادی کشور نیز باشد.

این استاد دانشگاه ادامه داد: فولاد در اقتصاد ایران صرفاً یک کالا نیست؛ یک زیرساخت نامرئی است که در تار و پود بسیاری از فعالیت‌های اقتصادی تنیده شده است. از تأمین ارز کشور گرفته تا تغذیه صنایع بزرگی مانند خودروسازی و ساختمان، و حتی شکل‌دهی به انتظارات فعالان اقتصادی. به همین دلیل، هر اختلالی در این بخش، اگر به‌درستی مدیریت شود، می‌تواند به اصلاح و بهبود سایر بخش‌ها نیز منجر شود.

وی با تأکید بر اینکه آنچه امروز با آن مواجه هستیم، در واقع یک شوک چندلایه است که عرضه و بازار ارز را در معرض فشار و تحت تاثیر قرار می‌دهد و انتظارات تورمی را تحریک می‌کند، اظهار کرد: با این حال، اگر این زنجیره به‌درستی مدیریت شود، می‌تواند به فرصتی برای افزایش هماهنگی سیاستی و تقویت ثبات اقتصادی تبدیل شود، به‌جای آنکه صرفاً به بی‌ثباتی منجر شود.

عیدی‌زاده افزود: صنعت فولاد یکی از منابع مهم تأمین ارز کشور است و سالانه حدود ۶ تا ۷ میلیارد دلار صادرات دارد. در شرایطی که اقتصاد ایران با محدودیت‌های جدی در دسترسی به منابع ارزی مواجه است، کاهش این رقم می‌تواند چالش‌برانگیز باشد، اما در عین حال می‌تواند انگیزه‌ای برای تنوع‌بخشی به منابع ارزی نیز ایجاد کند. وقتی عرضه ارز کاهش پیدا می‌کند و در مقابل، تقاضا برای واردات، حفظ ارزش دارایی‌ها و فعالیت‌های تجاری همچنان پابرجاست، نتیجه طبیعی آن افزایش نرخ ارز خواهد بود. این افزایش، تنها یک عدد روی تابلو نیست؛ بلکه می‌تواند به بازتنظیم ساختار هزینه‌ها و حتی بهبود رقابت‌پذیری برخی بخش‌ها نیز منجر شود.

ضربه به زیرساخت‌های استراتژیک؛ فرصتی برای تاب‌آوری و تقویت بنیان‌های اقتصادی کشور

وی با اشاره به اینکه فولاد خود نیز یکی از نهاده‌های اصلی تولید است، یادآور شد: کاهش تولید آن، باعث افزایش قیمت داخلی فولاد شده و این افزایش قیمت، به‌طور مستقیم به صنایع پایین‌دستی منتقل می‌شود. در نتیجه، حتی بدون در نظر گرفتن نرخ ارز، یک موج تورمی از داخل اقتصاد شکل می‌گیرد که می‌تواند به بازنگری در الگوهای مصرف و تولید نیز منجر شود.

این استاد دانشگاه ادامه داد: اما مهم‌تر از این دو، نقش انتظارات است. تجربه اقتصاد ایران نشان می‌دهد که شوک‌های امنیتی و صنعتی، به‌سرعت به افزایش نااطمینانی تبدیل می‌شوند. در چنین شرایطی، اگر سیاست‌گذاری شفاف و مؤثر باشد، می‌توان این انتظارات را به سمت ثبات، هدایت کرد.

وی با بیان اینکه فولاد در اقتصاد ایران یک نهاده عادی نیست، یک نهاده سیستمی است، تصریح کرد: به این معنا که اختلال در آن، فقط یک صنعت را درگیر نمی‌کند، بلکه زنجیره‌ای از صنایع را تحت تأثیر قرار می‌دهد و در عین حال، می‌تواند محرکی برای نوآوری و بهینه‌سازی در این صنایع نیز باشد. در صنعت خودروسازی، فولاد سهم قابل‌توجهی از هزینه تولید را تشکیل می‌دهد. افزایش قیمت یا کاهش دسترسی به فولاد، هزینه تولید را بالا می‌برد. در شرایطی که این صنعت پیش از این نیز با چالش‌هایی مانند قیمت‌گذاری دستوری، بهره‌وری پایین و زیان انباشته مواجه بوده، این وضعیت می‌تواند بهانه‌ای برای اصلاحات ساختاری و افزایش بهره‌وری باشد.

این کارشناس اقتصادی تأکید کرد: در بخش ساخت‌وساز نیز شرایط مشابهی حاکم است. فولاد یکی از اجزای اصلی هزینه ساخت است و افزایش قیمت آن، مستقیماً قیمت تمام‌شده مسکن را بالا می‌برد. این موضوع، در کنار چالش‌ها، می‌تواند به سمت استفاده از فناوری‌های نوین ساختمانی و بهینه‌سازی مصرف مصالح سوق پیدا کند. در سطحی کلان‌تر، ادامه این روند می‌تواند زنگ هشداری برای بازنگری در ساختار صنعتی کشور باشد. کاهش تولید، افزایش هزینه‌ها و وابستگی بیشتر به واردات، نشانه‌هایی هستند که می‌توانند مسیر سیاست‌گذاری را به سمت تقویت تولید داخلی، تنوع‌بخشی و افزایش تاب‌آوری هدایت کنند.

عیدی‌زاده با تأکید بر اینکه بازسازی صنعت فولاد، به‌ویژه در شرایط تحریم، فرآیندی پیچیده و زمان‌بر است، افزود: پیش‌بینی می‌شود؛ تعمیرات حداقلی و بازگشت به بخشی از ظرفیت تولید، مدت زمان بسیار کوتاهی نیاز دارد. بازگشت کامل به ظرفیت قبلی، معمولاً بین ۶ ماه تا دو سال طول می‌کشد و اگر هدف ارتقاء تکنولوژیک باشد، این زمان می‌تواند به پنج سال یا بیشتر برسد. محدودیت‌های دسترسی به فناوری، دشواری تأمین مالی و ضعف در حکمرانی صنعتی، از جمله عواملی هستند که این فرآیند را کندتر می‌کنند؛ اما همین چالش‌ها می‌توانند به محرکی برای اصلاحات نهادی و جذب راهکارهای نوآورانه تبدیل شوند.

وی تأکید کرد: در مورد جایگزین‌ها نیز باید واقع‌بین بود. واردات فولاد می‌تواند به‌عنوان یک راه‌حل کوتاه‌مدت مطرح شود، اما این گزینه به‌شدت به منابع ارزی وابسته است. در عین حال، استفاده از ظرفیت کشورهای همسایه یا تغییر ترکیب تولید در برخی صنایع می‌تواند بخشی از فشار را کاهش دهد و زمان لازم برای بازسازی را فراهم کند. با این حال، تجربه کشورهایی مانند ترکیه، کره جنوبی و برزیل نشان می‌دهد که شوک‌های صنعتی می‌توانند به فرصتی برای بازسازی و نوسازی تبدیل شوند. به شرط آنکه اصلاحات نهادی و سیاستی به‌درستی طراحی و اجرا شوند.

این استاد دانشگاه با اشاره به اینکه تفاوت اصلی ایران با این کشورها، نه در شدت شوک، بلکه در فرصت‌هایی است که برای بهبود حکمرانی اقتصادی می‌توان از آن بهره گرفت، اظهار کرد: در همین‌جا، بازنگری در سیاست‌های گذشته نیز اهمیت پیدا می‌کند. تمرکز بیش از حد بر صنایع انرژی‌بر بدون توجه به تاب‌آوری، عدم تنوع‌بخشی به صادرات، نبود نظام مدیریت بحران صنعتی و فقدان ذخایر استراتژیک، از جمله نقاطی هستند که اکنون می‌توان با نگاه اصلاحی به آن‌ها پرداخت. اگر این روند با رویکرد اصلاحی همراه شود، می‌توان از پیامدهای منفی کاست و حتی مسیر رشد را بازتعریف کرد. در مقابل، بی‌توجهی به این فرصت‌ها ممکن است به افزایش تورم، کاهش رشد و تداوم بی‌ثباتی منجر شود.

وی ادامه داد: راهکارهایی که در این مسیر می‌توان دنبال کرد، لزوماً از جنس سیاست‌های متعارف نیستند. ایجاد سازوکارهای تهاتری منطقه‌ای برای کاهش فشار ارزی، طراحی ابزارهای مالی برای تأمین منابع بازسازی، سپردن پروژه‌های احیا به کنسرسیوم‌های واقعی بخش خصوصی، کاهش وابستگی برخی صنایع به فولاد از طریق نوآوری و طراحی ابزارهای پوشش ریسک صنعتی، از جمله گزینه‌هایی هستند که می‌توانند در شرایط فعلی کارآمدتر از نسخه‌های تکراری گذشته باشند.

ضربه به زیرساخت‌های استراتژیک؛ فرصتی برای تاب‌آوری و تقویت بنیان‌های اقتصادی کشور

صنعت فولاد با توان داخلی قابل بازسازی است

در ادامه مرتضی عزتی یکی دیگر از کارشناسان اقتصادی است که در گفت‌وگو با ایسنا با اشاره به حمله اخیر رژیم صهیونیستی به صنعت فولاد، اظهار کرد: آنچه تاکنون از وضعیت گزارش شده، نشان می‌دهد که این حمله اثر چندانی بر روند تولید نداشته است. تنها برخی بخش‌ها به‌صورت محدود آسیب دیده‌ که لازم است هرچه سریع‌تر بازسازی و بازیابی شوند. همچنین کارخانه‌های بزرگی مانند فولاد، از چندین کوره یا مجموعه‌ای از واحدها تشکیل شده‌اند و یک واحدِ منفرد نیستند؛ بنابراین اگر یکی از آن‌ها آسیب ببیند، سایر بخش‌ها همچنان فعال می‌مانند و به این معنا نیست که همه بخش‌ها هم‌زمان از کار بیفتند. در نتیجه، ممکن است تنها یک بخش کوچک یا یک سالن آسیب دیده باشد، اما سایر بخش‌های کارخانه به فعالیت خود ادامه می‌دهند.

وی ادامه داد: در مورد مجتمع‌های بزرگی مانند فولاد مبارکه نیز اگر بخشی از آن به‌صورت موقت یا حتی دائم آسیب دیده باشد، بخش‌های دیگر همچنان به فعالیت خود ادامه خواهند داد. از این‌رو، نباید چندان نگران بود که اتفاق رخ‌داده تأثیر عمده‌ای بر تولید، صادرات و امور مشابه گذاشته باشد. به‌ویژه در این ایام که در شرایط جنگی به‌سر می‌بریم، مصرف داخلی در ایران نیز کاهش یافته و این میزان تولید می‌تواند به سمت صادرات هدایت شود. از نظر ارزآوری و صادرات نیز، به نظر من مشکل خاصی ایجاد نمی‌شود، مگر اینکه آسیب‌ها گسترده‌تر و اساسی‌تر شوند.

عزتی با بیان اینکه اگر قرار باشد آسیب‌ها بیشتر شود، طبیعی است که هر صنعتی در چنین شرایط جنگی، در صورت قرار گرفتن تحت تأثیر، با کاهش تولید مواجه خواهد شد و به همان نسبت، تولید ملی، صادرات و فعالیت‌های اقتصادی نیز کاهش پیدا می‌کند،تأکید کرد: همان‌طور که اکنون اسرائیل و دیگر کشورهایی که در منطقه و خلیج فارس قرار دارند، تحت تأثیر این جنگ، بخشی از فعالیت‌های اقتصادی‌شان کاهش یافته و آسیب دیده است. جنگ در همه کشورها چنین پیامدهایی دارد و همواره نیز خواهد داشت. حتی در شرایطی که اکنون جنگ رخ داده، بازارهای آمریکا و کشورهای اروپایی نیز تحت تأثیر قرار گرفته‌اند و این موضوع می‌تواند اثر اساسی بر تولید و رشد اقتصادی همه کشورهایی داشته باشد که به‌نوعی درگیر جنگ هستند.

این کارشناس اقتصادی تأکید کرد: در این میان، صنعت فولاد نیز مانند سایر فعالیت‌ها تحت تأثیر قرار می‌گیرد و نباید اثر آن را بیش از حد برجسته کرد. البته برخی فعالیت‌ها مانند نفت برای ما ارزآوری ویژه‌ای دارد و لازم است توجه بیشتری به آن‌ها داشته باشیم. فولاد نیز نسبت به بسیاری از تولیدات کشور، از بستر ارزآوری بیشتری برخوردار است و از این جهت باید به آن توجه شود؛ اما نه به این معنا که تنها نگرانی ما فولاد باشد. بلکه باید نسبت به کل صنعت و همه فعالیت‌های اقتصادی حساس بود، چراکه همگی تحت تأثیر شرایط جنگی قرار گرفته‌اند و فعالیت آن‌ها کاهش یافته است.

وی با اشاره به گزارش‌های موجود، خاطرنشان کرد: آسیب وارد شده به صنایع فولاد چندان جدی نیست؛ با این حال، ما در کشور، با توجه به ارتباطاتی که با سایر کشورها داریم، می‌توانیم صنعتی مانند فولاد را با تکیه بر توان داخلی بازسازی کنیم و چندان نیازی به کمک‌گرفتن از خارج نداریم. البته ممکن است به برخی تجهیزات محدود نیاز داشته باشیم، اما این موضوع در همه فعالیت‌های اقتصادی وجود دارد و هر صنعتی در مواردی به قطعات و مواد اولیه خارجی نیاز پیدا می‌کند.

فولاد فقط یک کارخانه نیست؛ ستون مهم اقتصاد کشور است

جواد امام از دیگر کارشناسان اقتصادی در حوزه انرژی اظهار کرد: آمریکا و رژیم غاصب صهیونیستی در دور جدید تجاوزهای خود این بار به سراغ زیرساخت‌های صنعتی و اقتصادی کشور رفتند و با هدف قرار گرفتن بزرگترین مجموعه صنعتی، یعنی فولاد خوزستان و فولاد مبارکه اصفهان که یکی از بزرگ‌ترین و پیشرفته ترین صنایع فولادی خاورمیانه هستند علاوه بر آنکه جنگ و تجاوز را به مرحله جدیدی کشاندند به معیشت صدها هزار کارگر و کارمند ضربه زدند.

وی ادامه داد: این اعداد هم تاثیراتی است بر اقتصاد ملی و هم بر اشتغال مستقیم و غیرمستقیم صنعت فولاد و صنایع وابسته. هدف قرار دادن انتهای زنجیره تولید فولاد علاوه بر آسیب به تولید محصول نهایی به ابتدای زنجیره استخراج و فرآوری آسیب جدی می‌زند و به دلیل عدم امکان صادرات کنسانتره و گندله باعث تعطیلی و زیان این چرخه خواهد شد. در تولید خودرو و صنایع خانگی و سایرصنایع هم با مشکل مواجه خواهیم شد. جنایت جدید دشمنان ایران، حمله‌ مستقیم به اقتصاد و زیرساخت‌های اقتصادی کشور محسوب می‌شود.

این کارشناس اقتصادی با اشاره به اینکه در شرایطی که آمریکا و اسرائیل به دروغ مدعی حمله به مراکز نظامی هستند، اظهار کرد: حمله آن‌ها به مجموعه‌های صنعتی کاملا غیرنظامی و زیرساخت‌های کشور و سایر مراکز و مردم غیرنظامی، علاوه بر اینکه یک رسوایی تمام عیار برای این دو متجاوز جنایتکار و عناصر فریب خورده که بعضا خیانت و وطن فروشی کرده‌اند، است، ناقض اصول متعدد قوانین بین‌المللی و جنایت جنگی و جنایت علیه بشریت نیز به شمار می‌رود.

وی تأکید کرد: اقدام آمریکا و رژیم منحوس و خون آشام اسرائیل در حمله به زیرساخت‌های ایران بر خلاف تمام قواعد و حقوق بین‌الملل و کنوانسیون ژنو و جنایت علیه بشریت و اقتصاد، معیشت و ضربه مستقیم به مردم است. علاوه بر این براساس متون حقوق بین‌الملل و قواعد تجارت بین‌المللی و قوانین سازمان تجارت جهانی این اقدام نقض قوانین بین‌المللی و تعرض به تاسیسات غیرنظامی است و باید واکنش و محکومیت جهانی نسبت به چنین حملاتی انجام شود.

وی تأکید کرد: فولاد مبارکه فقط کارخانه فولاد سازی نیست؛ صنعتی است که خود پشتوانه عظیمی برای صنایع دیگر بوده و اقشار مختلف مردمی دارد. آمریکای جنایتکار و رژیم غاصب صهیونیستی با بمباران مجتمع فولاد مبارکه در واقع به دنبال نابودی ایران و مختل کردن اقتصاد و معیشت مردم و از بین بردن خودباوری متخصصین ما هستند. جایی که مفهوم تولید، اشتغال و زندگی در اینجا نمایان می‌شود. هدف قرار دادن این نقطه، به‌معنای هدف گرفتن چیزی است که مردم هر روز با آن زندگی می‌کنند. این بحث یک واحد صنعتی نیست، بحث معیشت مردم است. حمله به دو مجموعه بزرگ صنعت فولاد کشور یک پیام روشن دارد؛ آن‌هم این است که این دیگر یک تقابل سیاسی یا نظامی نیست، تقابل با معیشت مردم و نابودی یک کشور و تبدیل کردن آن به یک سرزمین سوخته است.

ضربه به زیرساخت‌های استراتژیک؛ فرصتی برای تاب‌آوری و تقویت بنیان‌های اقتصادی کشور

این کارشناس اقتصادی با اشاره به اینکه هدف قراردادن تمامی حوزه‌های زندگی مردم در جریان حملات به ایران، ثابت می‌کند که هدف اصلی آنها ملت ایران است، خاطرنشان کرد: دنبال نابود کردن ایران و از بین بردن تمام منابع و زیر ساخت‌های کشور و به خاک وخون کشیدن تمام سرمایه‌های ارزشمند انسانی این کشور هستند و اساسا مشکل آنها با تمدن و هویت ایران و ایرانی است که با بمباران پایان نمی پذیرد. براساس منشور سازمان ملل متحد، که دیگر هویت خود را از دست داده است زیرساخت‌های غیرنظامی در زمان جنگ باید از هرگونه تجاوز و حمله مصون بمانند اما آمریکا و اسرائیل با جنایت‌های  جدید خود علاوه بر نقض آشکار تمامی ادعاهای خود بی‌اعتبار بودن همه این قوانین را نشان دادند.

امام تأکید کرد: حاکمیت به درستی تا به امروز تلاش کرده‌ است با تأکید بر آرامش، مانع ایجاد نگرانی‌های غیرضروری شود؛ اما در شرایطی که بحران ابعاد گسترده‌تری پیدا کرده و احتمال تداوم آن نیز وجود دارد، لازم است رویکرد رسانه‌ای بازنگری شود. اکنون جامعه نه‌تنها آماده شنیدن واقعیت‌هاست، بلکه تمایل دارد نقش فعال‌تری در مدیریت شرایط پیش‌رو دوشادوش دولت داشته باشد. بر همین اساس، ضروری است در کنار حفظ آرامش عمومی، بستر مناسبی برای مشارکت معنادار شهروندان فراهم شود؛ مشارکتی که می‌تواند در قالب مدیریت مصرف، همراهی با سیاست‌های تنظیمی، همکاری در طرح‌ها و سازگاری با شرایط متغیر بروز پیدا کند.

همان‌طور که در بسیاری از موضوعات اقتصادی، نظر کارشناسان درباره ابعاد و پیامدهای یک رویداد واحد یکسان نیست، در این موضوع نیز دیدگاه‌های متفاوتی مطرح شده و لازم است با در نظر گرفتن شرایط موجود، دید که کدام تحلیل به واقعیت‌های میدانی و الزامات این مقطع نزدیک‌تر است. اما بدون تردید نحوه مواجهه با آنچه امروز در صنعت فولاد رخ داده، می‌تواند به‌عنوان عاملی تعیین‌کننده برای شکل‌دهی به آینده‌ای باثبات‌تر و مقاوم‌تر برای اقتصاد کشور عمل کند و اگر به‌عنوان یک هشدار سازنده برای اصلاحات عمیق‌تر در نظر گرفته شود، می‌تواند به نقطه شروعی برای تقویت تاب‌آوری اقتصاد ایران تبدیل شود. اقتصاد ایران بارها در شرایط سخت قرار گرفته و از آن عبور کرده است. این‌بار نیز، مسیر عبور وجود دارد و این مسیر می‌تواند با تصمیم‌گیری‌های هوشمندانه، اصلاحات تدریجی و تقویت نقش‌آفرینی واقعی بخش خصوصی، به فرصتی برای ساختن آینده‌ای پایدارتر و امیدوارکننده‌تر تبدیل شود.

انتهای پیام