امیرحسین هاشمی جاوید، در گفتوگو با ایسنا در واکنش به اظهارات اخیر رئیس جمهور مبنی بر لزوم «فرهنگسازی مصرف انرژی» در جامعه ضمن تأیید اهمیت این موضوع، رویکرد صرفاً فرهنگی را ناکافی و ناکارآمد خواند و اظهار کرد: در شرایطی که زیرساختهای تولید و توزیع انرژی کشور با مشکلات ساختاری و فرسودگی مواجه هستند، تمرکز صرف بر فرهنگسازی و درخواست از مردم برای کاهش مصرف، شبیه به تجویز داروی مسکن برای بیماری است که نیاز به جراحی اساسی دارد.
وی افزود: تا زمانی که پالایشگاهها و نیروگاههای ما با راندمان پایین فعالیت میکنند و استانداردهای اولیه عایقبندی در ساختمانها رعایت نمیشود، نمیتوان انتظار داشت که تنها با شعار، بحران انرژی را مدیریت کرد.
هاشمی جاوید ادامه داد: وقتی ساختار بیمار است، درخواست از مردم برای خاموش کردن یک لامپ، تنها پاک کردن صورتمسئله است. با توجه به وضعیت تأسیسات کشور در شرایط جنگی، همدلی ملی ضروری است، اما نمیتوان ناکارآمدی دهههای گذشته در تعمیرات اساسی پالایشگاهها و افت شدید راندمان نیروگاهها را پشت نقاب مردم بدمصرف پنهان کرد. دشمنان کشور دقیقاً بر نقاط ضعف ما تمرکز کرده و در تلاش هستند تا بحران انرژی را به نارضایتی مدنی تبدیل کنند. فرهنگسازی بدون تغییرات ساختاری، تنها یک شعار است.
این کارشناس مسائل انرژی درخصوص معضل «سازههای انرژیخوار» تأکید کرد: بخش قابل توجهی از مردم در ساختمانهایی زندگی میکنند که به شدت انرژیبر هستند و با وجود «دخمههای بتنی فاقد عایق»، استانداردهای اولیه حفظ انرژی، از جمله مبحث ۱۹ مقررات ملی ساختمان، در آنها رعایت نمیشود. در چنین شرایطی، انتظار از شهروندان برای تحمل سرمای شدید زمستان یا گرمای طاقتفرسای تابستان بدون راهکار اساسی، غیرمنطقی است.
وی تاکید کرد: راهکار واقعی در این زمینه، نه توسل به التماس، بلکه پیادهسازی «هوشمندسازی اساسی و هدفمند» است. این امر مستلزم جایگزینی فوری کنتورهای فرسوده با کنتورهای هوشمند و اعمال تعرفهگذاری پلکانی (IBT) با شیبی تند و جرایم بازدارنده برای پرمصرفها است.
هاشمی جاوید به آنچه «آپارتاید انرژی» خواند، اشاره و عنوان کرد: آمارهای تکاندهنده حاکی از آن است که تنها ۳ درصد از جامعه، بخش قابل توجهی از انرژی کشور را مصرف میکنند. این وضعیت، نمود «آپارتاید انرژی» است؛ جایی که یارانههای انرژی، افزون بر مصارف اشرافگونه، در شبکههای فرسوده، تلف یا در خودروهای پرمصرف و برای تکنولوژیهای دهه هفتادی صرف میشود.
وی ادامه داد: پیامد این «اشرافیت انرژیخوار»، افزایش تورم برای دهکهای پایین جامعه و رفاه نامتناسب برای اقشار مرفه است. رهایی از این «غده سرطانی» تنها با قطع کامل و بدون اغماض یارانههای پنهان برای مصارف مازاد بر الگوی استاندارد امکانپذیر است. انرژی مصرفی مازاد بر این الگو باید بدون هیچ ملاحظهای و با قیمت فوب خلیج فارس از این اقلیت محاسبه شود.
این کارشناس اقتصادی خاطرنشان کرد: بنابراین این وضعیت نماد جدایی طبقاتی در مصرف یارانههاست. در حالی که یارانهها باید صرف توسعه زیرساختها شوند، در واقع در استخرهای لوکس و انرژیخوار هدر میروند. برای مقابله با این مشکلات، باید یارانههای پنهان برای مصارف مازاد بر الگوی استاندارد قطع و انرژی اضافی با قیمتهای جهانی محاسبه شود.
هاشمی جاوید همچنین به دشواریهای بازگرداندن اعتماد عمومی اشاره و بیان کرد: وقت آن رسیده که با شفافیت و مبارزه قاطع با فساد تلاش کرده و اعتماد عمومی جامعه را جلب کنیم.
این کارشناس مسائل انرژی با بیان اینکه بازار لوازم خانگی در ایران به یک «زبالهدان برقی» تبدیل شده است، اظهار کرد: ممنوعیت واردات رقابتی و تولیدات داخلی با کیفیت پایین، منجر به تحمیل تجهیزاتی با گرید انرژی پایین (مانند G و F) به مصرفکنندگان شده است. در چنین وضعیتی، شکایت از چرخش سریع کنتورهای برق، امری بیهوده به نظر میرسد.
وی ادامه داد: اصلاح واقعی ساختار در این حوزه، مستلزم صفر کردن فوری تعرفه واردات برای تجهیزات فوق کممصرف (A+++) و اعمال جریمههای سنگین بر تولیدکنندگانی است که همچنان محصولات با فناوریهای منسوخ و پرمصرف را به بازار عرضه میکنند.
هاشمی جاوید در پاسخ به اینکه چرا در ایران افزایش مصرف انرژی به رشد اقتصادی (GDP) ختم نمیشود؟ گفت: ما انرژی را میسوزانیم، خلق نمیکنیم. شدت انرژی در ایران یک سیاهچاله است. در کشورهای توسعهیافته، یک کیلوواتساعت برق به قطعهای صنعتی، نرمافزار یا خدمات و در مجموع به ارزشافزوده تبدیل میشود؛ اینجا اما انرژی در شبکههای فرسوده تلف یا در خودروهای پرمصرف و برای تکنولوژیها صرف میشود. اقتصاد ایران، انرژیمحور رانتی است. تا زمانی که تخصیص انرژی به صنایع، مشروط به ارتقای بهرهوری نشود، تزریق بیشتر گاز و برق، فقط هدررفت بیشتر سرمایههای ملی است.
این کارشناس افزود: تا زمانی که تخصیص انرژی به صنایع، منوط به ارتقای بهرهوری و انطباق با استانداردهای روز نباشد، هرگونه تزریق منابع انرژی بیشتر، تنها به معنای اتلاف هرچه بیشتر سرمایههای اندک باقیمانده کشور است.
معادله هرمز؛ از دربانی تا هاب استراتژیک منطقهای
وی در ادامه به موضوع تنگه هرمز و اهمیت ژئوپلیتیکی آن اشاره کرد و گفت: تنگه هرمز، شاهرگ حیاتی اقتصاد جهانی و در عین حال، شمشیری دولبه برای ایران است. انسداد این گلوگاه استراتژیک، بدون شک منجر به سکته قلبی در بازارهای انرژی آسیا و اروپا خواهد شد اما هنر یک استراتژیست واقعی، نه اجرای صرف تهدید، بلکه استفاده هوشمندانه از سایه تهدید است؛ اهرم فشار زمانی مؤثر است که تا پیش از استفاده، قدرت بازدارندگی خود را حفظ کند.
این کارشناس مسائل انرژی تصریح کرد: چشمانداز واقعی، تبدیل شدن کشور به یک هاب گازی و ترانزیتی منطقهای است. هنگامی که منافع همسایگان و قدرتهای جهانی، به پایداری و امنیت انرژی در ایران گره بخورد، هیچ دشمنی جرات تعرض به زیرساختهای انرژی ما را نخواهد داشت. بازدارندگی واقعی، ترکیبی از قدرت نظامی و درهمتنیدگی منافع اقتصادی است.
وی خاطرنشان کرد: عصر طلایی مدیریت عرضه در حوزه انرژی به پایان رسیده است. امروز، کشور بیش از هر زمان دیگری به مدیریت آهنین تقاضا نیاز دارد. اقدامات عاجلی چون ایجاد بازار بهینهسازی انرژی، صدور گواهی صرفهجویی قابل معامله، پایان دادن به انحصار مخرب تولید داخلی بیکیفیت، آزادسازی واردات تجهیزات فوق کممصرف و پیوند هوشمندانه یارانهها به کد ملی افراد به جای میزان مصرف، باید در اولویت دستور کار دولت قرار گیرد.
هاشمی جاوید بیان کرد: جنگ امروز، جنگ بشکهها، مگاواتها و مترمکعبهاست. اگر دولت با ابزار کند و فرسوده بوروکراسی به مصاف این بحران برخیزد، اقتصاد ایران نه از ضربه دشمنان خارجی، بلکه در تاریکی خودساخته و در چنگال الیگارشها، پیش از هر اتفاقی، زمینگیر خواهد شد. دوران تعارف و مماشات سپری شده است؛ زمان آن رسیده که تیغ تیز جراحی بر بافت سرطانی در پیکره اقتصاد بیمار انرژی کشور، کشیده شود.
انتهای پیام
