فلسفه اصلی برگزاری آئین پنجاهبهدر، سپاسگزاری به درگاه ایزدی در سالهای پرباران و طلب نزول باران در زمان خشکسالی و کمآبی است. بسیاری از پژوهشگران، ریشه این آئین را در باورها و سنتهای کهن ایرانی، حتی پیش از اسلام و در دوران زرتشتیان میدانند که نشاندهنده قدمت آن است. بهطور کلی پنجاهبهدر برای حاجتخواهی از آسمان و آب، یکی از مهمترین آئینهای قزوینیها محسوب میشود.
استمداد از آسمان در پنجاهمین روز از فصل بهار
محمدحسن سلیمانی، پژوهشگر تاریخ معاصر ایران در گفتوگو با ایسنا اظهار کرد: در اقلیم سرزمینی ایران و موقعیت خاص طبیعی آن که همواره با کم آبی روبهرو بوده، آب عنصری اساسی در تأمین معیشت و رزق و روزی ایرانیان مبتنی بر نظام کشاورزی بوده و از این روی در گذر سالیان و بر اساس باور مردمان، آئینها و مناسک متعدد و گاه متفاوتی در بارانخواهی از درگاه ایزدی جهت گریز از خشکسالی و قحطی ناشی از آن در این سرزمین شکل گرفته است.
وی ادامه داد: پنجاهبهدر یکی از این آئینها و بیگمان مهمترین آنها در قزوین است. قزوینیها در سالیان کهن بهویژه دوره اسلامی، هنگامی که با خشکسالی روبهرو میشدند در پنجاهمین روز سال در مصلاهای قزوین با ایستادن به نماز، دستان حاجت خود را به آسمان آبی اجابت گره میزدند تا شاید به عنایت ایزدی باران رحمت الهی بر زمین تشنه ببارد.
سلیمانی عنوان کرد: اینکه قزوینیها این آئین را از چه دورهای برپا داشتهاند، بهدرستی مشخص نیست و آیا اینکه این آئین برگرفته از آئین زرتشتیان در چهلمین روز سال نو بوده که در عهد کهن با هدف گرامیداشت سرسبزی طبیعت و شکرگزاری از اهورامزدا برگزار میشده هم معلوم نیست، اما آنچه گمان میرود این است که این آئین ابتدا در تمنای باران شکل گرفته و سپس با جای گرفتن در تقویم آئینی مردم قزوین، به موقعیتی برای تفرج عمومی چونان چله بهاری زرتشتیان تبدیل شده است.
میراثی که از دل خشکسالیها زنده مانده است
به گزارش ایسنا، آئین پنجاهبهدر تلفیقی از مناسک دینی، فرهنگ بومی و دورهمیهای صمیمانه خانوادگی است. مردم قزوین در عصر روز نوزدهم اردیبهشت خانههای خود را ترک کرده و به دل طبیعت و باغستانهای اطراف مصلی میروند. خانوادهها با پهن کردن زیراندازی در گوشهای از این فضا، لحظاتی شاد را در کنار یکدیگر سپری میکنند. پس از حضور در مصلی دو رکعت نماز باران به جای آورده و دعای مخصوص باران را میخوانند و نذورات خود را بین مردم توزیع میکنند. با فرارسیدن غروب آفتاب، همگی نماز مغرب و عشاء را بهصورت جماعت اقامه کرده و به خانههای خود باز میگردند.
سلیمانی بیان کرد: پنجاهبهدر در گذشته در دو مصلای شهر که بیرون از دروازههای راهکوشک و راهری قرار داشت برگزار میشد، اما از دوره پهلوی اول و توسعه شهر از ناحیه شمال که به تخریب مصلای شمالی انجامید، برپایی این آئین به مصلای جنوبی که در محدوده برگ ریزان و هلو درخت باغستان سنتی قزوین قرار دارد، محدود ماند.
وی خاطرنشان کرد: به نوشته محمدعلی گلریز در کتاب مینودر، این مصلاها را برای این ساخته بودند که در خشکسالیها، مردم شهر به آنجا میرفتند و پس از ادای نماز به استغاثه میپرداختند و از درگاه الهی نزول رحمت را استدعا میکردند و چه بسا که دعای آنها مستجاب میشد و باران رحمت حضرت پروردگار آنها را از تنگنای بیآبی و مضیقه خشکسالی نجات میداد.
نیایش دستهجمعی با طعم غذاهای سنتی
پخت و توزیع غذاهای نذری بخش جداییناپذیر آئین پنجاهبهدر است. از جمله این خوراکیها میتوان به دُیماج اشاره کرد، دیماج پیشغذای محلی و بسیار محبوب قزوینیهاست که از ترکیب نان خرد شده، پنیر محلی، سبزی خوردن، گردو، کشمش و سیر تهیه میشود. همچنین آجیل و شیرینیهای باقیمانده از عید نوروز نیز در این روز مصرف میشود.
پژوهشگر تاریخ معاصر ایران اظهار کرد: آئین پنجاهبهدر به هر دلیلی که در دل فرهنگ محلی کهن شهر قزوین جا خوش کرده باشد، نسبتی با سیزهبهدر ندارد و آئینی مذهبی مبتنی بر بارانخواهی است، آئینی که همچنان با قوت و هر ساله در نوزدهم اردیبهشت ماه در مصلای جنوبی این شهر برپا میشود و هزاران قزوینی بر خود فرض میدانند که بعدازظهر این روز، پنجاهمین روز سال را در خارج از خانههایشان به دعا و نیایش و نیز تفرج بگذرانند.
وی افزود: خانوادههای قزوینی با حضور در باغستان پیرامون مصلا، بساط تفرج خود را میگسترانند و پس از خوردن غذاهای محلی چون آش رشته، دیماج و هندوانه که از منزل آوردهاند، به ادای نذورات خود و نماز باران میایستند و همزمان بچهها به بازی و سرگرمی میپردازند.
بدعتهایی که در گذر زمان به آئین بارانخواهی افزوده شد
سلیمانی عنوان کرد: آنچه در گذر زمان به آئین بارانخواهی قزوینیها خصوصاً با انجام برخی مناسک افزوده شده، ارتباطی با این آئین ندارد. چسباندن سنگ و مهر به دیوار آب انبار مصلا، از این دست مناسک است. شماری از کسانی که در آئین پنجاهبهدر شرکت میکنند بهویژه بانوان پس از اقامه دو رکعت نماز و دعا برای بارش باران، با چند قطعه سنگ کوچک یا مُهر به سمت آب انبار میروند و نیتکنان، مهرها و سنگهایشان را به سر در و دیوار آجری آب انبار میفشارد.
وی بیان کرد: برخی از اهالی بر این باورند اگر دعایشان پذیرفته شده باشد، سنگ به دیوار میچسبد و بهزودی حاجاتشان برآورده خواهد شد، و گرنه بر زمین میافتد و سالی دیگر باید از راه برسد و پنجاهبهدری تازه شود تا بار دیگر حاجاتشان را به تمنا بنشینند.
این پژوهشگر تاریخ معاصر خاطرنشان کرد: در گذشته نیز در داخل مصلا سنگ بزرگی بود که به گفته اهالی، امام رضا(ع) روی آن نماز خوانده و به همین دلیل از تقدس خاصی در نزد مردم برخوردار بود، حاجتمندان با نیت کردن و برداشتن سنگریزهای ضمن خواندن دعا آن را روی این سنگ میکشیدند و سپس رهایش میکردند.
به گزارش ایسنا، آئین پنجاهبهدر فراتر از یک مراسم ساده، نمادی از همبستگی، هویت فرهنگی و دینداری مردم قزوین است. این آئین کهن با ترکیبی زیبا از معنویت، سنت و شادی همچنان پس از قرنها، پابرجا و زنده مانده و بهعنوان گنجینهای ارزشمند در میراث فرهنگی ناملموس ایران زمین، حفظ و گرامی داشته میشود.
انتهای پیام
