در یادداشتی به قلم الهام قاسمی، هیئت علمی گردشگری و سرپرست معاونت پژوهشی جهاددانشگاهی اصفهان آمده است:
احیای گردشگری در هر مقصد پس از وقوع بحرانهای امنیتی، اجتماعی یا طبیعی، نیازمند رویکردی نظاممند، چندبعدی و برنامهریزیشده است. اصفهان نیز بهعنوان یکی از مهمترین مقاصد فرهنگی ایران، برای بازگشت به وضعیت پایدار گردشگری، باید از اصول شناختهشده مدیریت مقصد و تجربههای موفق جهانی بهره بگیرد. نخستین گام در چنین شرایطی، بازسازی تصویر مقصد است؛ زیرا ادراک گردشگران نسبت به امنیت و ثبات، از واقعیت میدانی مهمتر عمل میکند. در تجربههایی همچون سریلانکا پس از حملات ۲۰۱۹ یا پاریس پس از حملات ۲۰۱۵، مشخص شد که انتشار تصاویر واقعی از بازگشت زندگی عادی، دعوت از خبرنگاران و بلاگرها، و راهاندازی کمپینهای رسانهای هدفمند، موثرترین ابزار برای اصلاح تصویر مقصد بوده است. بنابراین، اصفهان نیز باید روایت رسانهای خود را از «نگرانی» به «پایداری، امنیت و نشاط شهری» منتقل کند.
گام دوم، تکیه بر بازار گردشگری داخلی است که در تمام بحرانها سریعتر از بازار خارجی احیا میشود. الگوی ژاپن پس از سونامی ۲۰۱۱ و ترکیه در سالهای ۲۰۱۶ ـ ۲۰۱۷ نشان داد که بستههای تشویقی، تخفیفهای موقت، و برگزاری رویدادهای فرهنگی ویژه برای گردشگران داخلی، ضمن ایجاد جریان نقدینگی در صنعت گردشگری، اعتماد عمومی را بازمیگرداند. اصفهان نیز میتواند با ارائه بستههای سفر کوتاهمدت، برنامههای آخر هفته، تورهای شهری، و فعالسازی حوزههایی مانند گردشگری غذا، صنایعدستی و کویرگردی، با شعاری نظیر «اصفهان را دوباره تجربه کن!» موج جدیدی از گردشگری داخلی را راهاندازی کند.
از سوی دیگر، در شرایط پسابحران، گردشگران بهدنبال تجربههای فرهنگیِ اصیل و منحصربهفرد هستند. تجربههایی مانند کلمبیا در دهههای اخیر یا بوسنی پس از جنگ نشان میدهد که هویت فرهنگی نهتنها جذابیت مقصد را بازمیگرداند، بلکه باعث بازسازی سرمایه اجتماعی نیز میشود. برای اصفهان، تمرکز بر روایتهای فرهنگی نظیر هنرهای سنتی، معماری، صنایعدستی تجربهمحور، محلههای تاریخی و برنامههای پیادهگردی شهری، میتواند نقشی کلیدی در بازیابی این هویت ایفا کند. از سوی دیگر، تقویت گردشگری مسئولانه به گردشگران اجازه میدهد نقش فعالتری در تعامل با جامعه محلی داشته باشند و همین امر تجربهای پایدار و کمهزینه برای مقصد ایجاد میکند.
یکی از عناصر مهم در دوران پسابحران، ایجاد ضمانتهای اطمینانبخش برای گردشگران است. پس از بحران، نگرانی درباره امنیت، کیفیت خدمات و امکان لغو سفر افزایش مییابد. تجربه تایلند پس از بحران سیاسی ۲۰۱۴ و نیوزیلند پس از زلزله کرایستچرچ نشان میدهد که ارائه استانداردهای ایمنی اقامتگاهها، سیستمهای شفاف اطلاعرسانی و امکان لغو انعطافپذیر سفر، اعتماد گردشگران را بهطور چشمگیری افزایش میدهد. بنابراین، اصفهان نیز باید استانداردهای ایمنی بناهای تاریخی، مراکز اقامتی و سیستم حملونقل را شفافسازی کرده و «خدمات رزرو منعطف با امکان لغو بدون جریمه» ارائه دهد.
احیای مقصد بدون رویدادمحوری نیز دشوار است. بسیاری از مقصدها، از پترزبورگ تا لبنان، نشان دادهاند که برگزاری رویدادهای فرهنگی، هنری و ورزشی، سریعترین ابزار برای نمایش پویایی مجدد شهر است. اصفهان با برخورداری از ظرفیتهای فرهنگی گسترده میتواند از فستیوال موسیقی، صنایعدستی، تئاتر خیابانی، هنرهای شهری، یا رویدادهای مرتبط با نجوم و گردشگری شبانه بهره ببرد تا سیگنالی قوی از نرمالسازی وضعیت به بازار ارسال کند.
در کنار این اقدامات، نوآوری دیجیتال و تجربههای مجازی جایگاهی مهم در احیای گردشگری مدرن دارد. کشورهایی مانند ایتالیا و مصر طی بحران کرونا ثابت کردند که بازآفرینی تجربههای مجازی، از تورهای ۳۶۰ درجه تا روایتهای دیجیتال از آثار تاریخی، نهتنها علاقه به مقصد را در دوران رکود حفظ میکند، بلکه پس از بازگشایی، حجم تقاضا را افزایش میدهد. اصفهان نیز با دیجیتالسازی محتوای میراث تاریخی و ارائه تجربههای تعاملی میتواند دامنه مخاطبان جهانی خود را حفظ کند.
در نهایت، احیای گردشگری در شرایط پسابحران نیازمند بازنگری در بازارهای هدف است. مقاصدی مانند ترکیه نشان دادهاند که در دوران بیثباتی، بازارهای نزدیک و منطقهای سریعتر واکنش مثبت نشان میدهند. بنابراین اصفهان باید در بازه کوتاهمدت تمرکز خود را بر بازارهای منطقهای با حساسیت کمتر نسبت به اخبار جهانی قرار دهد و با همکاری آژانسها، بستههای کوتاهمدت و مقرونبهصرفه ارائه کند.
بهطور کلی، احیای گردشگری اصفهان در شرایط پسابحران زمانی موفق خواهد بود که تصویر مقصد بازسازی شود، اعتماد گردشگران بازگردد، ظرفیتهای فرهنگی فعال گردد، نوآوری دیجیتال جدی گرفته شود، و بازارهای هدف با تاکید بر بازار داخلی با دقت انتخاب شوند. تجربههای جهانی نشان میدهد که مدیریت علمی بحران میتواند حتی از یک تهدید بزرگ، فرصتی برای بازتعریف برند گردشگری مقصد خلق کند.
گردشگری سیاه؛ آیا میتوان از خودِ بحران یا جنگ، روایتی در جهت احیای گردشگری ارائه داد یا خیر؟!
در آخر، یکی از پرسشهای اساسی در مدیریت گردشگری شهرهای فرهنگی مانند اصفهان در شرایط پسابحران این است که آیا میتوان از خودِ بحران یا جنگ، روایتی در جهت احیای گردشگری ارائه داد یا خیر. تجربههای معتبر جهانی نشان میدهد که پاسخ به این پرسش نه یک «بله» قطعی است و نه یک «نه کامل»، بلکه به شیوه، زمانبندی و هدف روایت بستگی دارد. روایت بحران زمانی مفید است که بتواند از سطح «بازنمایی حادثه» فراتر رود و تبدیل به «روایت فرهنگی، انسانی و امیدبخش» شود. در غیر این صورت میتواند تصویر مقصد را تضعیف کند.
در فاز نخست احیای گردشگری که معمولاً از چند ماه تا حدود یکسال و نیم پس از بحران طول میکشد، تمرکز اصلی باید بر بازسازی تصویر مقصد باشد. در این دوره، برجسته کردن خود جنگ یا بحران معمولاً نتیجه معکوس دارد، زیرا گردشگران بیش از هر چیز به دنبال نشانههای امنیت، پایداری و بازگشت زندگی عادی هستند. بنابراین، در این مرحله، اولویت با نشان دادن نشاط شهری، فعالیتهای فرهنگی، رویدادهای اجتماعی و جریان عادی زندگی در اصفهان است، اما در مرحله دوم، یعنی زمانی که گردشگری دوباره به ثبات نسبی برسد، ورود به روایت بحران میتواند ارزش فرهنگی و هویتی پیدا کند؛ البته نه با هدف نمایش جنگ، بلکه با هدف نشان دادن «تابآوری مردم»، «تجربه زیسته شهر»، «درسهای آموختهشده» و «فرهنگ صلح». تجربههایی مانند هیروشیما و ناگاساکی، بوسنی، رواندا و ویتنام نشان میدهد که روایت بحران زمانی اثرگذار است که از پیام سیاسی فاصله بگیرد و تبدیل به یک روایت انسانی شود: روایتی از اینکه جامعه چگونه از بحران عبور کرده، چگونه دوباره خود را ساخته و چگونه ارزشهای فرهنگی و اجتماعی خود را حفظ کرده است.
در چنین چارچوبی، اصفهان نیز میتواند در زمان مناسب، روایت بحران را در قالبهایی فرهنگی و آموزشی بازنمایی کند؛ مانند نمایشگاههای هنری، برنامههای موقت در موزهها، پروژههای تاریخ شفاهی، یا روایتهایی از تلاش برای حفاظت از میراث فرهنگی و تاریخی در دوران بحران. این نوع روایت نهتنها ترس ایجاد نمیکند، بلکه به فهم عمیقتری از هویت شهر کمک میکند و تصویری انسانیتر از مقصد ارائه میدهد. بهاینترتیب، روایت بحران میتواند به بخشی از «سرمایه فرهنگی» شهر تبدیل شود، بیآنکه تصویر امنیتی مقصد را تهدید کند.
بهطور کلی، استفاده از روایت جنگ در احیای گردشگری زمانی مؤثر است که با پیام صلح، امید و بازسازی همراه باشد و در بستری فرهنگی ارائه شود. اصفهان میتواند با چنین رویکردی، تجربه بحران را از یک تهدید به یک منبع خالق معنا برای گردشگران تبدیل کند، اما این کار باید در زمان درست و با شیوهای سنجیده انجام گیرد تا به جای بازتولید اضطراب، بر تابآوری و پویایی فرهنگی شهر تأکید کند.
انتهای پیام
