به گزارش ایسنا، پرسش «من کیستم» همواره یکی از بنیادیترین دغدغههای انسان بوده است، اما در جهان امروز این پرسش برای زنان پیچیدهتر از گذشته مطرح میشود. تحولات گسترده فرهنگی، اجتماعی و اقتصادی در دهههای اخیر، منابع متعددی برای هویتسازی ایجاد کرده که گاه با یکدیگر همسو نیستند. زنان ایرانی در فضایی زندگی میکنند که از یک سو سنتهای ریشهدار خانوادگی، دینی و فرهنگی حضور پررنگ دارد و از سوی دیگر، ارزشها و الگوهای جدید ناشی از آموزش عالی، رسانهها و جهانیشدن بر سبک زندگی آنان اثر میگذارد. این همزمانی شباهت و تفاوت، باعث شده مفهوم هویت به مسئلهای چندلایه و پویا تبدیل شود که نمیتوان آن را صرفاً با تعاریف سنتی توضیح داد.
اهمیت پرداختن به هویت زنان از آنجا دوچندان میشود که این موضوع تنها به احساس فردی زنان محدود نیست و پیامدهای اجتماعی و خانوادگی گستردهای دارد. افزایش تحصیلات زنان، گسترش اشتغال و حضور فعالتر در عرصههای اجتماعی، در کنار تغییر نگرشها نسبت به نقشهای جنسیتی، باعث شده بسیاری از زنان در هماهنگکردن نقشهای سنتی مانند مادری و همسری با نقشهای جدید اجتماعی دچار چالش شوند. این وضعیت، در مواردی به تعارضهای درونی، بازاندیشی در ارزشها و حتی تغییر در تصمیمهای مهم زندگی مانند فرزندآوری منجر شده است. از همین رو، شناخت زمینههای مؤثر بر هویت زنان، برای فهم بهتر تحولات خانواده و جامعه ایرانی ضروری به نظر میرسد.
راحله کاردوانی، استادیار پژوهشکده مهرستان در اصفهان، با همکاری دانشگاه ادیان و مذاهب قم، در همین راستا پژوهشی را با تمرکز بر بررسی مطالعات انجامشده درباره هویت زنان در ایران به انجام رسانده است. این تحقیق که با نگاهی کلی به پژوهشهای دو دهه اخیر شکل گرفته، تلاش کرده تصویری از روندهای اصلی شکلدهنده هویت زنان ارائه دهد. پژوهشگران با اتکا به نتایج تحقیقات داخلی، به این پرسش پرداختهاند که چه عواملی بیشترین نقش را در بازتعریف هویت زنان ایرانی داشته و کدام ابعاد هویتی بیشتر مورد توجه پژوهشگران قرار گرفته است.
روش انجام این پژوهش بر پایه «مرور نظاممند» بوده است؛ روشی که در آن به جای انجام یک مطالعه میدانی جدید، نتایج پژوهشهای پیشین بهصورت منظم و هدفمند بررسی میشود. در این تحقیق، ابتدا ۴۲۱ پژوهش کمّی و کیفی مرتبط با هویت زنان شناسایی شد. سپس با اعمال معیارهای مشخص برای اعتبار و ارتباط موضوعی، در نهایت ۶۷ پژوهش شامل پایاننامهها و مقالات علمی برای تحلیل نهایی انتخاب شد. این شیوه به پژوهشگران امکان داده تا از حجم بالای دادههای موجود، تصویری جامع و خلاصهشده ارائه کنند.
یافتههای پژوهش که در فصلنامه «مطالعات زن و خانواده» وابسته به دانشگاه الزهرا منتشر شده، نشان میدهند تحصیلات، سن، اشتغال و وضعیت اقتصادی از مهمترین زمینههای هویتساز برای زنان ایرانی هستند. بر اساس نتایج، زنان جوانتر، تحصیلکردهتر و دارای پایگاه اجتماعی و اقتصادی بالاتر، بیشتر درباره هویت جنسیتی خود بازاندیشی میکنند. هرچند هویت زنان ابعاد متنوعی مانند هویت فردی، اجتماعی، دینی، ملی و قومی دارد، اما در دو دهه اخیر تمرکز بیشتر پژوهشها بر هویت اجتماعی و جنسیتی بوده است.
بر این اساس در تقابل میان هویت سنتی و مدرن، گفتمانهای جهانی و سبکهای زندگی مدرن تأثیر قابل توجهی بر زنان داشتهاند. زنان تحصیلکرده و شاغل که پایبندی مذهبی کمتری دارند، معمولاً تعارضات هویتی کمتری را تجربه میکنند، در حالی که زنان در شرایط سنتیتر، با چالشهای بیشتری میان ارزشهای قدیم و جدید روبهرو هستند.
نتایج ترکیبی تحقیقات حاکی از آن هستند که علاوه بر تحصیلات و اشتغال، عواملی مانند سبک زندگی، مصرف رسانهای، شبکههای اجتماعی، ادبیات و حتی جهانیشدن، نقش مهمی در شکلگیری هویت زنان داشتهاند.
به گفته محققان، بسیاری از پژوهشها با رویکرد «سازهگرایی اجتماعی» انجام شدهاند؛ رویکردی که هویت را محصول تعاملات اجتماعی و تاریخی میداند، نه امری ثابت و ذاتی.
در عین حال، این مرور علمی به خلأهای پژوهشی نیز اشاره میکند؛ از جمله کمتوجهی به ارتباط میان ابعاد مختلف هویت زنان، نبود مطالعات تطبیقی میان ایران و سایر جوامع، و محدود بودن تنوع گروههای مورد مطالعه.
پژوهشگران در انتها اشاره کردهاند که توجه به موضوعات نوپدید مانند تأثیر رسانههای جدید، تغییرات بدنمندی و تحولات مرتبط با جنسیت، میتواند درک دقیقتری از وضعیت کنونی هویت زنان ایرانی ارائه دهد و زمینهساز سیاستگذاری اجتماعی آگاهانهتر شود.
انتهای پیام
