در این یادداشت، سعید پورعلی معاون سیاسی امنیتی و اجتماعی استانداری لرستان آورده است:
بیستوپنجم اردیبهشتماه، روز پاسداشت زبان فارسی و بزرگداشت حکیم ابوالقاسم فردوسی، گاه مناسبی برای بازخوانی یکی از مهمترین متون هویتساز فرهنگ ایرانی است؛ اثری که به عنوان یک شاهکار ادبی، در شکلگیری حافظه تاریخی و استمرار هویت ایرانی نقشی تعیینکننده داشته است. شاهنامه فردوسی هم روایتگر تاریخ و اسطورههای ایران است،وهم گنجینهای از اندیشه و تجربه تاریخی به شمار میآید که در آن مفاهیمی چون خردورزی، عدالت، وفاداری به میهن و مسئولیتپذیری اجتماعی بهگونهای ماندگار بازنمایی شدهاند. در میان این مفاهیم، خرد جایگاهی بنیادین دارد تا آنجا که فردوسی شاهنامه را با ستایش خرد آغاز میکند:
به نام خداوند جان و خرد / کزین برتر اندیشه برنگذرد.
این آغاز معنادار نشان میدهد که در منظومه فکری فردوسی، خرد علاوه بر یک فضیلت فردی، بنیان سامان اجتماعی و شرط پایداری جامعه است. اتفاقاً همین جایگاه برجسته خرد در اندیشه فردوسی است که سبب شده در سنت فرهنگی ایران از او با عنوان حکیم یاد شود. در فرهنگ ایرانی ـ اسلامی، عنوان حکیم تنها به شاعری بزرگ یا نویسندهای توانا اطلاق نمیشود، بلکه به اندیشمندی گفته میشود که سخن او حامل نوعی بینش فلسفی، اخلاقی و اجتماعی درباره زندگی و جامعه باشد. فردوسی در شاهنامه صرفاً داستانپرداز نیست؛ او در قالب روایتهای تاریخی و اسطورهای، نوعی فلسفه عملی درباره سیاست، اخلاق و تدبیر اجتماعی ارائه میکند. در این منظومه فکری، خرد معیار تشخیص درست از نادرست و راهنمای عمل فردی و اجتماعی است.
در روایتهای حکیم طوس، کامیابی یا شکست پادشاهان و پهلوانان همواره در نسبت با خرد سنجیده میشود؛ هرجا خرد راهنمای عمل بوده، نظم و عدالت برقرار شده و هرجا که تصمیمها از خرد تهی شده، جامعه با بحران و بیثباتی روبهرو گردیده است. فردوسی در جای دیگری نیز با تأکید بر همین معنا میگوید:
«خرد چشم جان است چون بنگری / تو بیچشم شادان جهان نسپری».
با این حال، اهمیت شاهنامه تنها در طرح یک منظومه اخلاقی خلاصه نمیشود. این اثر در طول تاریخ به یکی از منابع مهم تقویت روحیه مقاومت و پایداری ملی تبدیل شده است. در بسیاری از روایتهای آن، شخصیتهایی حضور دارند که به نمادهای ماندگار ایستادگی، وفاداری و فداکاری در فرهنگ ایرانی تبدیل شدهاند.
در میان این چهرهها، رستم دستان برجستهترین پهلوان شاهنامه است؛ شخصیتی که با نیروی جسمانی برجسته، نماد خرد عملی، وفاداری به ایران و مسئولیتپذیری در برابر سرنوشت جامعه است. رستم در بزنگاههای سرنوشتساز تاریخ اسطورهای ایران به میدان میآید و در برابر تهدیدهایی که کیان ایران را نشانه گرفتهاند ایستادگی میکند. در داستانهای گوناگون شاهنامه، از هفتخان تا نبردهای سرنوشتساز با دشمنان ایران، رستم همواره نماد پهلوانی است که قدرت را با خرد و تعهد به سرزمین درهم میآمیزد. در واقع رستم در حافظه فرهنگی ایرانیان صرفاً یک قهرمان جنگی نیست، بلکه نماینده مسئولیت تاریخی در دفاع از سرزمین و جامعه است.
در کنار رستم،سیاوش چهرهای متفاوت اما به همان اندازه تأثیرگذار در شاهنامه است. سیاوش نماد پاکی، عدالتخواهی و وفاداری به حقیقت است. داستان گذر او از آتش که نشانهای از پاکدامنی و صداقت اوست، به یکی از ماندگارترین روایتهای اخلاقی در فرهنگ ایرانی تبدیل شده است. سیاوش قربانی بیعدالتی و توطئه میشود، اما مرگ او در روایت شاهنامه به نمادی از مظلومیت و مقاومت اخلاقی بدل میگردد. در واقع سیاوش نماد آن نوع از مقاومت است که بر پایه صداقت، پایبندی به پیمان و وفاداری به ارزشها شکل میگیرد؛ مقاومتی که حتی در برابر مرگ نیز از اصول خود عقبنشینی نمیکند.
در میان اسطورههای ایرانی،آرش کمانگیر نیز جایگاهی ویژه در حافظه تاریخی ایرانیان دارد. داستان آرش روایت فداکاری قهرمانی است که برای تعیین مرزهای ایران، جان خود را در تیر مینهد و با پرتاب آن، سرزمین ایران را از تهدید دشمنان حفظ میکند. آرش نماد والای از خودگذشتگی در راه میهن است؛ شخصیتی که نشان میدهد گاه بقای یک سرزمین به ایثار و فداکاری فرزندان آن گره میخورد. این روایت، طی قرنها به نمادی از فداکاری ملی در فرهنگ ایرانی تبدیل شده است.
چنین شخصیتهایی سبب شدهاند که شاهنامه در دورههای مختلف تاریخی، به منبعی الهامبخش برای تقویت روحیه مقاومت ملی به هنگام تهاجم بیگانگان و بحران تبدیل شود. در زمانههایی که ایران با بحرانها و هجومهای بیرونی روبهرو بوده، روایتهای شاهنامه به یادآوری ارزشهایی چون شجاعت، وفاداری و ایستادگی کمک کردهاند و از این طریق در حفظ انسجام فرهنگی جامعه ایرانی نقش داشتهاند.
در کنار این میراث فرهنگی، نسبت فکری فردوسی با سنتهای دینی و بهویژه فرهنگ شیعی نیز از نکاتی است که در پژوهشهای معاصر مورد توجه قرار گرفته است. بسیاری از مفاهیمی که در شاهنامه برجسته شدهاند -از عدالتخواهی و مبارزه با ستم تا وفاداری به عهد- با ارزشهای اخلاقی و معنوی فرهنگ اسلامی و شیعی همافق هستند. از این منظر، شاهنامه را میتوان پلی میان میراث ایران باستان و فرهنگ اسلامی دانست؛ پلی که در طول قرنها به غنای هویت ایرانی کمک کرده است.
در جهان امروز که عرصه رقابتها بیش از پیش به حوزه فرهنگ و ذهنیتهای اجتماعی منتقل شده است، اهمیت چنین منابع هویتی دوچندان میشود. بسیاری از تحلیلگران از مفهوم جنگ ترکیبی در مواجهه با جنگ تحمیلی آمریکایی- صهیونی ۱۲ روزه و سوم رمضان ، سخن میگویند؛ وضعیتی که در آن فشارهای رسانهای، فرهنگی و شناختی در کنار سایر ابزارها برای تضعیف انسجام اجتماعی به کار گرفته میشود. در چنین شرایطی، جامعهای که از سرمایه فرهنگی و هویتی غنی برخوردار باشد، توان بیشتری برای حفظ انسجام و عبور از بحرانها خواهد داشت.
از این منظر، بازخوانی شاهنامه و مفاهیم بنیادینی چون خردورزی، مسئولیتپذیری و فداکاری میتواند در تقویت سرمایه اجتماعی و تابآوری ملی در جنگ تحمیلی امریکایی - صهیونی ، نقشآفرین باشد. همچنین توجه به هویتهای محلی در چارچوب هویت ملی-که خود بخشی از سنت تاریخی ایران است- میتواند به تعمیق احساس تعلق اجتماعی و افزایش مشارکت عمومی کمک کند.
در نهایت، پرسش اساسی آن است که در روزگاری که جامعه ایرانی با پیچیدگیهای جدید اجتماعی و فرهنگی و نیز با فشارهای جنگ ترکیبی آمریکایی - صهییونی مواجه است، چگونه میتوان از میراث فکری و فرهنگی شاهنامه برای تقویت خرد جمعی، تحکیم هویت ملی و افزایش تابآوری اجتماعی بهره گرفت؟ شاید پاسخ این پرسش در همان پیامی نهفته باشد که فردوسی در آغاز شاهنامه یادآور میشود: جامعهای که خرد را راهنمای خود قرار دهد، میتواند در برابر دشواریها پایدار بماند و آینده خود را آگاهانه رقم بزند.
انتهای پیام
