احسان منصوری در گفتوگو با ایسنا، درباره نقش علوم انسانی در شکلگیری تمدنها اظهار کرد: اگر علوم فنی، مهندسی و بخشی از علوم پایه را سختافزار تمدن بدانیم، علوم انسانی در حقیقت نرمافزار و روح تمدن است؛ چراکه این علوم جهت، معنا و افق حرکت جوامع را مشخص میکنند.
وی افزود: رشتههایی مانند روانشناسی، جامعهشناسی، فلسفه، ادبیات و الهیات، صرفاً علوم نظری نیستند، بلکه بنیانهای فکری، فرهنگی و اجتماعی یک تمدن را شکل میدهند. تمدنها تنها با فناوری و صنعت ساخته نمیشوند، بلکه آنچه به یک تمدن هویت میبخشد، نوع نگاه آن به انسان، اخلاق، جامعه و آینده است.
این استاد دانشگاه ادامه داد: آنچه امروز در جهان مدرن با عنوان تکنولوژی شناخته میشود، در واقع جسم تمدن جدید است؛ اما روح این تمدن را مجموعهای از مفاهیم انسانی، فرهنگی و معرفتی تشکیل میدهد که توسط علوم انسانی تولید میشود. بسیاری از این ابعاد در زندگی روزمره آشکار نیست، اما اندیشمندان علوم انسانی آنها را شناسایی و تبیین میکنند.
منصوری در ادامه با اشاره به میراث تمدنی رهبر شهید انقلاب اسلامی تصریح کرد: یکی از بزرگترین میراثهای ایشان، ایجاد ساختار نوین حاکمیت شیعی بر پایه مقاومت، استقلال، عزت، علمدوستی و فرهنگ شهادت بود؛ ساختاری که طی چهار دهه گذشته توانسته است بنیانهای مستحکمی در حوزههای علمی، اجتماعی، سیاسی و نظامی ایجاد کند.
وی خاطرنشان کرد: سرعت رشد علمی ایران، شکلگیری زیرساختهای علمی و دفاعی و حتی انسجام اجتماعی کشور، تا حد زیادی مرهون همین نگاه راهبردی است. رهبر شهید انقلاب اسلامی تلاش کرد، الگویی از حکمرانی مستقل را ارائه کند که متکی بر هویت اسلامی و اصل نه شرقی، نه غربی باشد.
این استاد دانشگاه تأکید کرد: شعار نه شرقی، نه غربی صرفاً یک موضع سیاسی مقطعی نبود، بلکه بیانگر ارادهای تمدنی برای ایجاد هویتی مستقل در سطح منطقه و جهان به شمار میرفت؛ هویتی که امروز آثار آن در اقتدار جمهوری اسلامی ایران نمایان شده و به باور بسیاری، ثمرات عمیقتر آن در دهههای آینده آشکار خواهد شد.
منصوری درباره ابزارهای رهبر شهید انقلاب برای تحقق اهداف تمدنی نیز گفت: مهمترین ابزار ایشان، مردم بودند. تأکید بر مردمسالاری، صیانت از آرای عمومی و میداندادن به مردم در عرصههای مختلف، از مهمترین مؤلفههای این رویکرد محسوب میشد.
وی افزود: در دهههای مختلف انقلاب اسلامی، همواره بر ضرورت مراقبت از رأی مردم و حفظ جایگاه مردم در ساختار حکمرانی تأکید شده است. این نگاه موجب شد جامعه به تدریج به بلوغ اجتماعی، سیاسی و علمی بیشتری دست پیدا کند.
استاد دانشگاه فرهنگیان استان مرکزی ادامه داد: در کنار نقشآفرینی مردم، استفاده از ظرفیت علم، تقویت ساختارهای علمی و بهرهگیری از نهادهایی که در ابتدای انقلاب اسلامی شکل گرفته بود، از دیگر ابزارهای تحقق این اهداف به شمار میرفت. همه این موارد در قالب رابطه امام و امت معنا پیدا میکند؛ رابطهای که توانست ظرفیتهای لازم برای تبدیل ایران به قدرتی اثرگذار در منطقه و جهان را فراهم سازد.
منصوری در پاسخ به این پرسش که آیا میتوان فارغ از شعارهای احساسی، از شکلگیری تمدن نوین اسلامی سخن گفت، اظهار کرد: برای پاسخ به این سؤال ابتدا باید مؤلفههای یک تمدن را بشناسیم. تجربه تمدن اسلامی در قرون نخست نشان میدهد که بیداری مردم، رواداری، تساهل منصفانه، تعامل گسترده با سایر ملتها و استفاده از ظرفیتهای ملی برای تولید علم، از مهمترین ارکان تمدنسازی است.
وی افزود: تمدنها در یک بازه کوتاه شکل نمیگیرند، بلکه نتیجه فرآیندی تدریجی و چنددههای هستند. بر همین اساس، اگر جامعه بتواند دستاوردهای خود را حفظ کند و در برابر فشارها و چالشها مقاومت داشته باشد، میتوان از حرکت به سمت تمدن نوین اسلامی سخن گفت.
این استاد دانشگاه عدالت اجتماعی را یکی از مهمترین چالشهای این مسیر عنوان کرد و گفت: یکی از پاشنهآشیلهای ما در تحقق تمدن نوین اسلامی، مسئله عدالت اجتماعی است. اگر بتوانیم عدالت را بهصورت واقعی و عملی در جامعه محقق کنیم، آنگاه میتوان با اطمینان بیشتری از تحقق این پروژه تمدنی سخن گفت.
منصوری با اشاره به نسبت جهش علمی ایران و تمدن نوین اسلامی تصریح کرد: علم، رکن اساسی هر تمدن است و هیچ تمدنی بدون تولید علم شکل نمیگیرد. در معارف اسلامی نیز همواره بر جایگاه علم تأکید شده و علم بهعنوان یکی از مؤلفههای قدرت معرفی شده است.
وی افزود: توجه ویژه رهبر شهید انقلاب اسلامی به تولید علم، توسعه پژوهش، دستیابی به مرزهای دانش و حمایت از نخبگان، نشاندهنده نگاه راهبردی ایشان به علم بود. طی چهار دهه گذشته نیز ایران توانسته در بسیاری از حوزههای علمی و فناوری به پیشرفتهای قابل توجهی دست پیدا کند.
این استاد دانشگاه خاطرنشان کرد: بخش قابل توجهی از نیازها و نواقص موجود در مسیر تحقق تمدن نوین اسلامی، تنها از طریق توسعه علمی و فناوری قابل جبران است و استمرار حرکت علمی کشور میتواند زمینهساز تقویت ارکان تمدنی جمهوری اسلامی ایران در آینده باشد.
انتهای پیام
